به گزارش گروه رسانهای شرق،
هنگام مراجعه به پزشک یا مرکز درمانی، اولین پرسشی که مطرح میشود، این است: «مشکل من چیست؟». این یکی از شایعترین پرسشهای مطرحشده از سوی بیمار است، اما پاسخ به این پرسش مستلزم گذر از چند مرحله است. پزشک، در هر مرحله، با کسب اطلاعات و جمعآوری علائم بیماری، به فرضیه غالبی در روند تشخیص و بنا بر اصل درمان، به برنامه درمانی میرسد. در منشور وزارت بهداشت و درمان ایران تأکید شده است اطلاعات حاصل از این روند کار پزشک باید به نحو مطلوب و به میزان کافی در اختیار بیمار قرار بگیرد.
پزشک به عنوان ارائهدهنده خدمات درمانی و بیمار به عنوان دریافتکننده، هر دو در انتظار بهترین نتیجه درمان هستند. در رابطه میان این دو بازیگر، بدون تشخیص دقیق، درمان مناسب وجود ندارد و مهار روند بیماری تضمین نمیشود. برای این منظور و دستیابی به روشهای مؤثر، راهکارهایی پیشنـهاد میشود.
به عنوان مثال، در بخش تشخیص بیماریهای سرطانی، صرفنظر از روند پیشگیری معطوف به سرطانهای رایج (پستان نزد زنان، ریه و روده بزرگ نزد همگان) که در گرو آموزش روش پیشگیری و دعوت به غربالگری است، باید مشخص شود بیمار چگونه و در چه زمان و توسط چه فرد یا افرادی باید در جریان روند بیماری خود قرار بگیرد. او باید بداند در روند مقابله با بیماریاش، مراحل تشخیص بیماری، استراتژی درمان و مراقبت در زمان درمان چگونه پیشبینی شده، چه عواقبی به دنبال دارد و پرداخت هزینه آن با او یا برعکس بر عهده شرکت بیمه است.
البته بر اساس اصل 29 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، برخورداری از تأمین اجتماعی از نظر بازنشستگی، بیکاری، پیری، ازکارافتادگی، بیسرپرستی، درراهماندگی، حوادث و سوانح، نیاز به خدمات بهداشتی، درمانی و مراقبتهای پزشکی به صورت بیمه و... حقی است همگانی. دولت طبق قوانین موظف است از محل درآمدهای عمومی و درآمدهای حاصل از مشارکت مردم، خدمات و حمایتهای مالی یادشده را برای یکیک افراد کشور تأمین کند.
برای سهلکردن موضوع، بهتر است بیماریها را به سه دسته کلان تقسیم کنیم و برای هرکدام توضیحی دهیم. دسته اول بیماریهایی هستند که یا رایجاند یا بهطور مقطعی به اوج رسیدهاند. دسته دوم بیماریهایی هستند که علائم بالینی آنها جای تردید در تشخیص نمیگذارد، مثلا سکته مغزی یا حتی شرایط طبیعی که منجر به تشخیص حاملگی میشود. برای این دو دسته از شرایط تشخیص، پزشک فقط دنبال نتیجه آزمایشی است تا تنها فرضیه یا فرضیه محتملتر را تأیید کند. مثلا برای کرونا، تقاضای تست پیسیآر کرده و به دنبال ویروس کووید 19 میگردد، برای سکته مغزی از امآرآی مغز و برای اثبات حاملگی از تست خونی، ادراری یا سونوگرافی رحم کمک میگیرد.
دسته سوم بیماریهایی هستند که بغرنج و پیچیدهاند. برای این بیماریها پزشک مجبور است با دیگر همکاران خود در زمینه تشخیص و تعریف استراتژی تشخیص و درمان مشورت کند و متوسل به آزمایشهای نارایج و پیچیده شود. ازجمله این بیماریها سرطانها یا بیماریهای خودایمنی هستند.
در فرانسه طبق لایحه مصوبه در سال 2004، یک متخصص بهتنهایی نمیتواند استراتژی درمانی بیماریهای سرطانی را تعریف کند و تصمیمگیرنده واحد باشد، ولو اینکه آن شخص پزشک فوقتخصص سرطان یا جراح فوقتخصص باشد؛ زیرا استراتژی درمان روشهای مختلف درمان را دخیل میکند و این حوزه به سرعت عجیبی دستخوش
تغییر و تحولات است.
قبل از مرحله تصمیم نهایی روند درمان، نام پزشک مرجع بیمار مشخص شده تا در نهایت دستورالعملی که منعکسکننده پروژه استراتژی درمانی است، تحریر شود و در اختیار او و خود بیمار قرار بگیرد. طبیعی است این دستورالعمل باید بهطور معمول از جانب پزشک مرجع به بیمار و ترجیحا با حضور شخص یا اشخاص مورد اعتماد او تفهیم شود تا بتوان با اطمینان کامل از درک بیمار از بیماریاش، وارد مرحله اجرائی شد. به این ترتیب، با توجه به آگاهی نسبت به حدود صحت و سقم تشخیص، روند درمان، عوارض جانبی این روند و فرایند درمان در یک یا در صورت لازم چند جلسه تفهیمی به شکل برنامه دقیق درمانی تعریف شده و در اختیار بیمار و خانواده او قرار میگیرد. در تمام مدت درمان و مراقبت، در صورت لزوم، هر پزشک متخصص درگیر به مشورت دوباره، تصمیمات جدید و متناسب با وضعیت روز بیمار اقدام میکند تا اگر لازم آمد، تغییرات لازم لحاظ شده و ضمیمه پرونده شود. تمامی اطلاعات این مراحل در اختیار بیمار و پزشک معالج خانوادگی او قرار میگیرند. در مقالات آتی به حق و تکلیف بیمار و پزشک در این روند خواهیم پرداخت.
* دکتر ایرج سبحانی که پزشک و استاد دانشگاه در فرانسه هستند، چندین یادداشت درباره حقوق بیمار نوشتهاند و در این سلسله یادداشتهای جدید به رابطه پزشک و بیمار میپردازند.
