شنبه، 9 خرداد 1405
اشتراک‌گذاری خبر Copied!
مردمِ مبعوث؛ از حمایت تا تصمیم‌سازی

Studio Ney

مردمِ مبعوث تنها تماشاگر تحولات نیستند؛ آنان باید در فرآیند تصمیم‌سازی و حکمرانی حضور یابند.

به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم ، در سپهر اندیشۀ سیاسی و فلسفۀ حکمرانی، خوانشِ دقیقِ نقش مردم در مسیر پیشرفت یک کشور، نیازمند عبور از نگاه‌های تقلیل‌گرایانه و درک پدیده‌ای بی‌نظیر به نام «مردمِ مبعوث» است. جامعۀ بعثت‌یافته، توده‌ای بی‌شکل، نظاره‌گر یا صرفاً ابزاری برای نمایشِ قدرت نیست؛ بلکه پیکره‌ای زنده، آگاه و صاحب‌اراده است که نقش‌آفرینیِ او، ضامن بقا و تکامل نظام اجتماعی است.

با تعمیق در این نگرش، مختصاتِ حضور و نقش این اراده‌ی جمعی و نسبت آن با کنش‌هایی نظیر تجمعات مردمی، در چند محور بنیادین قابل تبیین است.

اصالت بخشیدن به «صلاحیت مردم» در تصمیم‌سازی

بزرگ‌ترین آسیب در مواجهه با مفهوم مشارکت، تنزل دادن جایگاه مردم از «عنصر تصمیم‌ساز» به «حامیان نمادین و تشویق‌کننده» است. حقیقت آن است که در بزنگاه‌ها و هنگامه بروز بحران‌های بزرگ، این اراده‌ی جمعیِ مردم است که برای گره‌گشایی و حل مسائل کلان کشور «مبعوث» و برانگیخته می‌شود. در این نگاه، مردم موجودیتی «ذی‌صلاح» برای ورود به عرصه‌ی تصمیم‌گیری هستند. حمایت واقعی، نه در سیاهی‌لشکر بودن، که در پذیرش مسئولیت و مشارکت فعالانه در ساختار اداره‌ی کشور معنا می‌یابد.

تجمعات عمومی؛ گذار از نمادگرایی به میدانِ مطالبه و افکارسنجی

حضورهای میدانی و تجمعات، هرچند تبلوری از این بیداری اجتماعی‌اند، اما توقف در این سطح، هدررفتِ انرژیِ متراکمِ جامعه است. ظرفیتِ مردمِ مبعوث فراتر از پرداختن به مسائل خرد و واکنش‌های تقویمی است؛ این جامعه حق و توانِ ورود به کلان‌مسئله‌هایی نظیر اقتصاد، دیپلماسی، روابط خارجی و مدیریت شهری را داراست. بر این اساس، تجمعات عمومی باید از حالت «خاموش کردن یک التهاب» یا بستری صرف برای «سخنرانی‌های یک‌طرفه»، به میدانی زنده برای «مطالبه‌گری ساختارمند» و «افکارسنجیِ لحظه‌ای» تبدیل شوند تا قطب‌نمای سیاست‌گذاریِ حاکمیت، مستقیماً با اراده‌ی جمعی تنظیم گردد.

ضرورت خلق ساختارهای میانجی و مداوم (پایداری نهادی)

یک جامعۀ برانگیخته نمی‌تواند اراده‌ی خود را تنها در حضورهای خیابانی متجلی کند. شرط تحققِ عینی و تکاملِ این نقش، طراحی و استقرار «ساختارهای میانجی» است. این نهادها باید به گونه‌ای معماری شوند که امکان مداخله و حضورِ «مستدام و ادامه‌دارِ» مردم را در شریان‌های تصمیم‌گیری فراهم آورند. بدون ایجاد نهادهای واسطِ پایدار، انرژیِ عظیم مردمِ مبعوث یا به هدر می‌رود، یا مستهلک شده یا در مسیرهای غیرسازنده تخلیه می‌شود.

شبکه‌های اجتماعیِ خرد؛ سلول‌های بنیادینِ حل مسئله

در لایه‌های عمیق‌تر، قدرتِ واقعیِ این بعثتِ اجتماعی در ظرفیت‌های نهفته در متن جامعه و روابط انسانی جریان دارد. پیوندهای شبکه‌ای در سطوح خانوادگی، همسایگی و دوستی، ظرفیت‌های عظیمی هستند که در دوران بحران‌ها به اوج انسجام و کارآمدی خود می‌رسند. نظام حکمرانی اگر بتواند این همبستگیِ ارگانیک را در قالب ساختارهای مدنی و محله‌محور بازتولید کند، قدرتی بی‌بدیل برای پیش‌راندنِ کشور خلق خواهد شد. افزون بر این، همین شبکه‌های اصیل مردمی، زنده‌ترین «مدارس تربیت اجتماعی» برای انتقال مفاهیم هویتی و آرمانی به نسل‌های آینده محسوب می‌شوند.

مردمِ مبعوث حقیقتی است که پیشرفت و عبور از بحران‌ها بدون تکیه بر ارادۀ آنان سرابی بیش نخواهد بود. به رسمیت شناختن این پدیده، مستلزم تغییر زاویۀ دیدِ سیاست‌گذاران است؛ تغییری که در آن، مردم از «ابژه‌هایی برای مدیریت شدن»، به «سوژه‌هایی فعال برای مدیریت کردن» و پیش‌راندنِ کشور تبدیل شوند. هندسۀ مطلوبِ پیشرفت، تنها زمانی شکل می‌گیرد که ساختارها، گنجایشِ پذیرش، سازماندهی و هدایتِ مستمرِ ارادۀ این مردمِ بعثت‌یافته را پیدا کنند.

یادداشت از: سینا شیخی، پژوهشگر مسائل اجتماعی

انتهای پیام/

مشاهده خبر در سایت تسنیم