شهید رئیسی با رویکردی نو در حکمرانی، امید را از شعاری انتزاعی به واقعیتی میدانی بدل کرد.
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم ، مصطفی زمانیان، رئیس مرکز بررسی های استراتژیک در دولت سیزدهم، در گفت و گوی اختصاصی با تسنیم عنوان کرد: در مورد تبدیل مفهوم انتزاعی امید به پروژهای عملیاتی، باید به شرایط آغازین استقرار دولت سیزدهم اشاره کرد. در آن مقطع و در شرایط بحرانی ناشی از کرونا، گفتمان دولتمردان اغلب متاثر از ملاحظات بهداشتی بود؛ به گونهای که بسیاری از جلسات تصمیمگیری تعطیل شده و مدیریت در وضعیتی «پشتشیشهای» قرار داشت. در چنین شرایطی، یکی از اقدامات کلیدی شهید رئیسی، تبدیل جایگاه رئیسجمهور از یک مدیرِ کارتابلمحور به یک عنصر میدانیِ قابللمس برای آحاد جامعه بود. ایشان با این رویکرد، تصویر ذهنیِ مدیرِ محافظهکار و غیرقابلدسترس را به یک دولتمردِ همراه، شریک در غمها و رفیقِ مردم تغییر داد.
وی ادامه داد: از دیگر اقدامات عینی ایشان در این راستا، تکمیل نهضت احیای واحدهای راکد تولیدی بود که با الگوگیری از دوران مسئولیت ایشان در قوه قضاییه پیگیری شد و نمونهای ملموس از بازگشت اعتماد به سرمایه اجتماعی نظام بود. همچنین سفرهای استانیِ غیرتشریفاتی و حضور در مناطقی که سالها هیچ مسئولی به آنها سفر نکرده بود، به معنای انحصارشکنی از پایتختنشینی و درکِ حقیقتِ زندگی مردم بود. علاوه بر این، ایشان در مواجهه با چرخههای معیوبِ اداری که مانع تصمیمگیریهای کلان میشد، با برگزاری جلسات مستقیم با صاحبان صنایع و مردم، تلاش کرد تا ضمن دور زدن این چرخه ناکارآمد، مسئله را حل کرده و الگویی برای سایر کارگزاران در جهت شکستن این زنگارِ مدیریتی ایجاد کند.
زمانیان در ادامه با اشاره به نقش «روایت گری درست» و « رهبری امیدآفرین» در خنثی سازی کلان پروژه ناامید سازی جامعه ایرانی توسط رسانه های بیگانه عنوان کرد: مبنای حرکت آقای رئیسی، مسیر امیدآفرینی و آیندهپردازی از دلِ تکمیلِ ناکارآمدیهای گذشته و اصالتبخشی به واقعیتهای جامعه بود تا از این طریق، عدمانسجامهای میان حاکمیت و مردم رفع گردد. گام نخست در این فناوریِ روایتگری، پذیرش مسئولیتِ کمبودها، بیانِ صریحِ مشکلات بدون لکنت و نشانهشناسی دقیق از زندگی مردم بود تا این باور ایجاد شود که دولت، مشکلات را میفهمد و با آنها درگیر است.
وی ادامه داد: گام دوم، فراتر رفتن از مرحله اذعان به مشکلات و تبدیل آن به اقدام عملی بود؛ ایشان هیچ پروندهای را غیرقابلحل تصور نمیکردند و برای تصمیمگیریهای سخت، آمادگی کامل داشتند. نمادسازی از حضور یک مدیر اجرایی در وسط میدان، مانند حضور ایشان در مناطق سیلزده و زلزلهزده، نه صرفاً برای امدادرسانی، بلکه در راستای احیای سیره حکمرانیِ اهلبیت (ع) بود که مدیر باید در بطن حوادث حضور داشته باشد تا امکان تصمیمگیری درست فراهم شود. در مجموع، این فناوریِ روایتگری که ترکیبی از کنشهای رفتاری و اقدامات اجرایی بود، باعث شد روایتِ همسفرهگی با مردم برای جامعه باورپذیر شده و به عنوان یک مدل حکمرانیِ قابلترویج برای آینده مطرح گردد..
زمانیان در بخش پایانی سخنان خود در خصوص شاخصههای سنجش امید سیاسی و مرز آن با امید کاذب افزود: باید به این نکته توجه داشت که قدرتِ پذیرشِ مشکلات، مهمترین شاخصِ تمایز است. مدیرانی که به دنبال القای امید کاذب هستند، در اولین گام گرفتارِ نادیده گرفتن چالشها میشوند، چرا که امید کاذب قرار نیست بر پایه حل مسئله تعریف شود.در مقابل، ویژگی سیره حکمرانی شهید رئیسی، مواجهه حقیقتوار با مشکلات بود.
نکته دیگر، دعوت از مردم برای حل چالشهاست؛ این امر زمانی رخ میدهد که حکمران، مردم را شریک راهبردی دولت بداند و آغوش خود را برای مشارکتِ اجتماعی باز کند. همچنین پیگیری مستمر وعدههای داده شده در سفرهای استانی، نشان از عزم جدی برای تحقق آنها داشت؛ چرا که وعده دادن در فضای سیاسی بدون داشتنِ تقویم و زمانبندی برای اجرای پروژهها، به معنای امید کاذب است. در مجموع، شهید رئیسی موضوع امیدآفرینی را نه به عنوان یک تکنیک سیاسی، بلکه به عنوان اعتقادی درونی دنبال میکرد.
نکته پایانی اینکه ایشان در آخرین دیدار نوروزی با کارگزاران دولت سیزدهم، «امید و اعتماد» را به عنوان اَبَرپروژه دولت معرفی کردند؛ چرا که تشخیص داده بودند حل مسائل کشور و گذر از این مرحله تاریخی، مستلزم بازیابی امید و سرمایه اجتماعی است.
انتهای پیام/
