به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

شرق: شکست سنگین جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا، اختلاف بر سر جنگ ایران را به بحرانی سیاسی در دولت دونالد ترامپ تبدیل و هم‌زمان، دموکرات‌ها را برای مهار سیاست‌های کاخ سفید آماده کرده است. از تهدید استیضاح وزیر جنگ و رقابت جانشینی ترامپ تا مناقشه نفوذ قطر و اخوان‌المسلمین در سیاست، رسانه و دانشگاه، پیامدهای این شکست در واشینگتن و فراتر از آن گسترش یافته است.

شکست سوم نوامبر جمهوری‌خواهان، با وجود ابعاد گسترده‌اش، به معنای تسلط دموکرات‌ها بر کاخ سفید یا فرماندهی ارتش به آنها نیست. ترامپ تا پایان دوره ریاست‌جمهوری همچنان فرمانده کل نیروهای مسلح و متولی اصلی دیپلماسی آمریکاست؛ اما از ژانویه 2027 باید با کنگره‌ای کار کند که هر دو مجلس آن در اختیار مخالفانش قرار گرفته است. همین واقعیت، نزاع بر سر ادامه جنگ ایران را از اختلافی درون دولت به رویارویی سیاسی و نهادی تبدیل کرده است. نخستین نشانه این شکاف را جی‌دی ونس نشان داد؛ معاون رئیس‌جمهور که برخلاف ترامپ، جنگ را علت اصلی شکست جمهوری‌خواهان معرفی کرد.

ونس در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «دلیل شکست ما جنگ بود». او گفت بخشی از رأی‌دهندگانی که در سال ۲۰۲۴ به ترامپ اعتماد کرده بودند، به‌دلیل ادامه درگیری، گرانی و نگرانی درباره رابطه آمریکا با اسرائیل از جمهوری‌خواهان فاصله گرفتند. ترامپ نیز تأثیر افزایش قیمت بنزین را پذیرفت، اما ادعا کرد تصمیم حمله به ایران برای جلوگیری از دستیابی تهران به سلاح هسته‌ای درست بوده و دوباره همان تصمیم را می‌گرفت. این اختلاف فراتر از مقصرشناسی انتخاباتی است: کاخ سفید هنوز باید میان حملات تازه، ادامه فشار اقتصادی و دریایی یا دستیابی به توافقی پایدار یکی را پیش ببرد؛ جنگی که پس از آتش‌بس اولیه به صلح نینجامیده است.

در این میان، آری فلایشر، سخنگوی پیشین دولت جورج بوش پسر، به ونس پاسخ داد: «مشکل جنگ ایران نبود؛ آتش‌بس بود». او نوشت اگر جنگی آغاز می‌شود باید در آن پیروز شد و به پایان رساند؛ در غیر این صورت نباید آغازش کرد. به باور فلایشر، توقف عملیات پیش از رسیدن به نتیجه، فرصت طلایی شکست و بازگشایی تنگه هرمز را از میان برد و آمریکا را با نیروهایی خسته و همچنان مستقر، قیمت‌های بالاتر انرژی در پی افزایش تنش و بحرانی حل‌نشده رها کرد.

مسئله اختیارات جنگی

تجربه دو رئیس‌جمهور پیشین نشان می‌دهد جابه‌جایی قدرت در کنگره الزاما سیاست خارجی کاخ سفید را متوقف نمی‌کند. جورج بوش پسر در انتخابات میان‌دوره‌ای سال ۲۰۰۶ اکثریت هر دو مجلس را به دموکرات‌ها واگذار کرد؛ جنگ عراق از عوامل اصلی شکست جمهوری‌خواهان بود. با این حال، بوش در ژانویه ۲۰۰۷ به‌جای عقب‌نشینی، اعزام حدود ۲۰ هزار نیروی اضافی به عراق را اعلام کرد. دموکرات‌ها برای تعیین جدول خروج نیروها تلاش کردند، اما نتوانستند تصمیم او را متوقف کنند. کنگره بودجه و نظارت را در اختیار داشت، ولی رئیس‌جمهور مسیر عملیات را تغییر داد.

باراک اوباما نیز پس از شکست سنگین دموکرات‌ها در مجلس نمایندگان در سال ۲۰۱۰، عملیات هوایی در لیبی را در سال ۲۰۱۱ آغاز کرد؛ تلاش نمایندگان برای مهار این مداخله به توقف آن نینجامید. دولت او در سال ۲۰۱۴ حملات علیه داعش را در عراق و سوریه آغاز کرد و پس از ازدست‌دادن اکثریت سنا در همان سال، عملیات را ادامه داد و در سال ۲۰۱۵ توافق هسته‌ای با ایران را پیش برد. اختلاف کنگره با این تصمیم‌ها جدی و واقعی بود، اما اکثریت مخالف نتوانست به‌تنهایی سیاست خارجی اوباما را تعیین کند.

قانون اساسی، فرماندهی نیروهای مسلح و هدایت دیپلماسی را به رئیس‌جمهور سپرده؛ در مقابل، اختیار اعلام جنگ، تصویب بودجه، نظارت و وضع محدودیت‌های قانونی به کنگره تعلق دارد. قانون اختیارات جنگی نیز برای به‌کارگیری نیروها محدودیت‌هایی مقرر می‌کند که تفسیر و اجرای آنها همواره محل اختلاف دو قوه بوده است. ترامپ می‌تواند مذاکرات را هدایت کند، فرمان‌های اجرایی صادر و در محدوده اختیارات قانونی خود عملیات نظامی برای 60 و حداکثر 90 روز را اداره کند؛ اما برای تأمین منابع تازه، تصویب قوانین و برخی انتصاب‌ها به همکاری کنگره نیاز دارد. عبور از وتوی او به رأی دوسوم هر دو مجلس احتیاج دارد؛ اکثریتی که دموکرات‌ها در اختیار ندارند.

شکاف بر سر اسرائیل و آینده ونس

اکنون اختلاف ونس و بنیامین نتانیاهو اهمیت بیشتری یافته است. به گزارش اکسیوس، ونس در محافل خصوصی ارزیابی نخست‌وزیر اسرائیل از جنگ ایران را نادرست خوانده؛ نتانیاهو خواهان ازسرگیری حملات بوده، اما معاون ترامپ درباره امکان تغییر حکومت ایران از طریق بمباران تردید داشته است. ناتان ساکس، پژوهشگر مؤسسه خاورمیانه، معتقد است انتقاد از نتانیاهو به ونس اجازه می‌دهد بدون رویارویی مستقیم با ترامپ، از جنگ فاصله بگیرد و برای انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۸ موقعیت مستقلی بسازد. این محاسبه، اختلاف بر سر اسرائیل را به رقابت جانشینی در حزب جمهوری‌خواه پیوند می‌دهد.

تماس‌های ونس با قطر و پاکستان نیز به موضوع انتقاد جدی جریان‌هایی از محافظه‌کاران تبدیل شده است. واسطه‌های پاکستانی در تماس‌های واشینگتن و تهران نقش داشته‌اند و گزارش‌هایی از ارسال پیام ونس از مسیر قطر به مقام‌های ایرانی منتشر شده است. بعضی منتقدان این همکاری‌ها را نشانه نزدیکی سیاسی او به دوحه و اسلام‌آباد تعبیر می‌کنند. همین مناقشه نشان می‌دهد دوحه، به‌ عنوان میانجی جنگ ایران، چگونه در کشمکش‌های داخلی جمهوری‌خواهان نیز موضوع بحث شده است.

فشار بر پیت هگست، وزیر جنگ، نمود دیگر این کشمکش است. توماس مسی، نماینده جمهوری‌خواه منتقد مداخلات خارجی، می‌خواهد هشت ماده استیضاح علیه او را دوباره مطرح کند و گفته است فقط استعفای وزیر مانع این اقدام می‌شود. حکیم جفریز نیز خواستار پاسخ‌گویی هگست شده است. هگست اتهام‌ها را سیاسی می‌خواند و ترامپ اعلام کرده قصد برکناری‌اش را ندارد؛ هرچند گزارش‌هایی از پرس‌وجوی رئیس‌جمهور درباره عملکرد او منتشر شده است. هم‌زمان شایعاتی درباره کناره‌گیری مارکو روبیو برای آمادگی انتخابات ۲۰۲۸ مطرح شد که وزارت خارجه و کاخ سفید رد کردند. سنا با اکثریت دموکرات می‌تواند تأیید جانشینان احتمالی را دشوارتر کند.

دموکرات‌ها، قطر و مناقشه نفوذ خارجی

در چنین شرایطی دموکرات‌ها می‌خواهند در 100 ساعت نخست کنگره جدید، احیای یارانه‌های بیمه درمانی، بازگرداندن کاهش نزدیک به یک تریلیون دلاری بودجه مدیکید، مقابله با تعرفه‌ها و محدودکردن عملیات در ایران را به رأی بگذارند. ترقی‌خواهان از جمله برنی سندرز خواهان گسترش بیشتر حمایت درمانی و محدودیت‌های تازه بر هوش مصنوعی‌اند؛ میانه‌روها نگران فاصله‌گرفتن حزب از وعده کاهش هزینه زندگی هستند. ترامپ هشدار داده هر طرح ناسازگار با سیاستش را وتو می‌کند. با این همه، کمیته‌های دموکرات می‌توانند بدون امضای او درباره قراردادهای دولتی، اجرای قوانین مهاجرت، منافع اقتصادی نزدیکان رئیس‌جمهور و رسیدگی به پرونده جفری اپستین تحقیق کنند؛ اقدامی که رابرت گارسیا، گزینه ریاست کمیته نظارت، درباره آن هشدار داده است. اما پیروزی عبدل‌السید در میشیگان، نخستین مسلمان راه‌یافته به سنای آمریکا، موضوع دیگری را به این کشمکش افزوده است. مؤسسه ممری گزارش داده شماری از روزنامه‌نگاران، چهره‌های عمومی و روحانیان مستقر در قطر از شکست جمهوری‌خواهان استقبال کرده‌اند. مخالفان محافظه‌کار السید نیز بار دیگر نوشته‌های خواهر ناتنی او را مطرح می‌کنند که در سال ۲۰۱۲ از سابقه فعالیت مادر زیستی‌شان در اخوان‌المسلمین و پیوندهای خانوادگی سخن گفته بود. السید ادعا کرده مادرش او را بزرگ نکرده، این گزارش‌ها بر شنیده‌ها استوارند و خودش هیچ ارتباطی با اخوان ندارد؛ اما مخالفت او با کمک نظامی به اسرائیل، حمایتش از محمد مرسی و ارتباط خانوادگی با اخوان‌المسلمین از جمله مسائلی است که مخالفانش روی آنها دست گذاشته‌اند و او پاسخ قانع‌کننده‌ای نداده است.

بحث نفوذ دوحه فقط به موضع‌گیری چهره‌های مذهبی محدود نمانده است. وزارت آموزش آمریکا ثبت بیش از ۱٫۱ میلیارد دلار هدیه و قرارداد از منابع قطری برای دانشگاه‌های این کشور در سال ۲۰۲۵ را اعلام کرده و شبکه‌های برخوردار از حمایت مالی قطر، از جمله الجزیره، در شکل‌دادن به فضای رسانه‌ای پیرامون جنگ ایران و اسرائیل حضور دارند. منتقدان محافظه‌کار درباره تأثیر این سرمایه‌گذاری بر دانشگاه‌ها و افکار عمومی هشدار می‌دهند؛ دانشگاه‌های دریافت‌کننده یادآور می‌شوند بخش مهمی از منابع برای شعبه‌های آموزشی آنها در قطر هزینه شده است.

همین نگرانی پس از انتخابات ۲۷ اکتبر اسرائیل نیز مطرح شده است. دستگاه امنیت داخلی اسرائیل و پلیس درباره احتمال ورود پول از قطر، ترکیه یا شبکه‌های مرتبط با اخوان‌المسلمین برای اثرگذاری بر مشارکت رأی‌دهندگان عرب تحقیق می‌کنند. نام ایمن عوده در گزارش‌ها درباره دریافت احتمالی وجوه خارجی آمده و او اتهام‌ها را سیاسی می‌خواند. احزاب عرب ۱۹ کرسی کسب کرده‌اند؛ قطر و حزب رعام ادعاهای مداخله را رد می‌کنند. کمیته مرکزی انتخابات تاکنون شواهدی از تغییر غیرقانونی نتیجه رأی‌گیری اعلام نکرده است.

برای ترامپ، چالش اصلی فقط اکثریت تازه کنگره نیست، بلکه انتخاب مسیری مشخص در جنگ ایران، حفظ انسجام کابینه و مدیریت شکاف‌های جمهوری‌خواهان تا سال ۲۰۲۸ است. دموکرات‌ها می‌توانند هزینه سیاسی تصمیم‌های او را با تحقیقات و بودجه افزایش دهند، اما تجربه بوش و اوباما نشان می‌دهد شکست میان‌دوره‌ای، فرماندهی ارتش و اختیار دیپلماسی را از رئیس‌جمهور نمی‌گیرد. نتیجه این کشمکش، به تصمیم‌های مشخص کاخ سفید و توان واقعی کنگره برای اعمال محدودیت وابسته خواهد بود.

 

مشاهده خبر در سایت شرق