به گزارش گروه رسانهای شرق،
غلامعلی حداد عادل، رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی، در جریان سفر به تبریز و شرکت در رویداد ملی «شهریار، شاعر مردم ایران»، از برنامهریزی برای راهاندازی بنیاد زبان و ادبیات ترکی در این شهر خبر داد (خبرگزاری صداوسیما، ۲۹ شهریورماه ۱۴۰۵). همچنین آرش زرهتنلهونی، استاندار کردستان نیز در کمتر از یک ماه پس از وعده آقای حداد عادل، راهاندازی بنیاد زبان و ادبیات کردی را از درخواستهای فرهنگی استان دانست و خواستار مساعدت شورای عالی انقلاب فرهنگی برای تسریع در تحقق آن شد (خبرگزاری تسنیم، ۲۶ مهرماه ۱۴۰۵).
فارغ از انگیزههای فرهنگی و اجتماعی این دو پیشنهاد در بین مدیران و انگیزههای بعضا سیاسی در بین برخی از جریانهای قومی، پرسشهایی اساسی که در حوزه سیاستگذاری فرهنگی مطرح میشود این است که آیا حمایت از زبانها و ادبیات متنوع ایران مستلزم تأسیس بنیادهای مستقل و متعدد است؟ آیا این درخواستها را نمیتوان با استفاده از ظرفیت نهادهای موجود پاسخ داد؟ ایران از تنوع زبانی و گویشی گستردهای برخوردار است و بیتردید، زبانها و گویشهای رایج در ایران بخشی ارزشمند از میراث فرهنگی و تاریخی این سرزمیناند و بعید است کسی منکر مطالعه، حمایت، مستندسازی، حفظ و معرفی این میراث فرهنگی باشد. اما این تنوع زبانی، بیش از آنکه ضرورت تأسیس بنیادهای متعدد را اثبات کند، لزوم برخورداری از سیاستی ملی و فراگیر برای پاسداشت همه زبانها و گویشهای محلی را نشان میدهد. اگر قرار باشد برای هر زبان یا گروه زبانی، بنیادی مستقل تأسیس شود، باید به این پرسشها پاسخ داده شود که معیار برخورداری از چنین بنیادی برای برخی از زبانها چیست؟ آیا گسترش چنین بنیادهایی به شکلگیری زنجیرهای از درخواستها برای تأسیس آنها، افزایش هزینههای عمومی و جاری، گسترش نیروی انسانی اداری و پیچیدهترشدن نظام مدیریت فرهنگی کشور نمیانجامد؟
ظرفیت بنیاد ایرانشناسی
هرچند در اساسنامه بنیاد ایرانشناسی، مأموریتی مستقل و صریح با عنوان مطالعه زبانها و ادبیات محلی تعریف نشده است، این امر به معنای فقدان اختیار بنیاد برای پرداختن به چنین موضوعاتی نیست. بخش مهمی از مطالعات مربوط به زبانها، گویشها و میراث ادبی و شفاهی مناطق مختلف ایران را میتوان در چارچوب مأموریتهای موجود بنیاد ایرانشناسی تعریف کرد یا در بازنگری مأموریتها و وظایف بنیاد ایرانشناسی به آنها پرداخت. بررسی مواد ۲ و ۳ اساسنامه بنیاد ایرانشناسی نشان میدهد پژوهش در ابعاد و وجوه گوناگون ایرانشناسی، ساماندهی و هماهنگی پژوهشهای پراکنده، تعیین اولویتهای علمی، گردآوری و حفظ منابع و اسناد، مستندسازی میراث فرهنگی و ناملموس، توسعه پایگاههای اطلاعاتی و انتشار آثار علمی و پژوهشی، از جمله مأموریتهای تصریحشده این بنیاد است. بهویژه، بندهای ۱، ۳ و ۸ ماده ۲ اساسنامه، به ترتیب بر پژوهش در همه ابعاد ایرانشناسی، ساماندهی و هماهنگی پژوهشهای علمی پراکنده، اولویتبندی و هماهنگی فعالیتها و طرحهای ایرانشناسی تأکید دارند. همچنین بندهای ۱، ۲، ۵، ۶، ۸ و ۱۲ ماده ۳، به تعیین قلمرو پژوهشها، تدوین اولویتهای تحقیقاتی، برنامهریزی برای تحقق اهداف، گردآوری منابع، انجام پژوهش درباره تمدن ایرانی و ایجاد و تقویت پایگاههای اطلاعاتی میپردازد. علاوه بر بنیاد ایرانشناسی، مراکز اسنادی و پژوهشی و نهادهای فرهنگی دیگری از جمله فرهنگستان زبان و ادب فارسی، دانشگاهها، گروههای آموزشی زبان و ادبیات و انجمنهای علمی و پژوهشی، در حوزههای مطالعه زبان، تاریخ زبان و ادبیات فعالیت میکنند و تأسیس بنیاد جدید فقط باید زمانی در دستور کار قرار گیرد که ظرفیت نهادهای موجود برای پاسخگویی به آن کافی نبوده و هزینهها و پیامدهای سازمانی آن مورد ارزیابی قرار گیرد. کوتاه سخن آنکه ما برای حفظ و حراست از میراث فرهنگی و زبانی کشور، بیش از آنکه محتاج راهاندازی نهادهای موازی و هزینهزا باشیم، نیازمند سیاستگذاری ملی فراگیر و منسجم، تقسیم کار روشن و تقویت ظرفیتهای علمی و پژوهشی موجود هستیم تا بتوانیم تنوع زبانی ایران را تبدیل به سرمایهای پایدار برای وحدت ملی کشور کنیم.
