جنگ میشود یا نمیشود و اگر میشود چه زمانی و با چه ابعادی؟ این سؤال پرتکراری است که طی 17 ماه گذشته پیوسته ذهن هر ایرانی، ازجمله فعالان اقتصادی را به خود مشغول کرده و موجب تعلیق و بلاتکلیفی همهجانبه شده است. ضمن توجه به مهندسی رسانه بهعنوان یک ابزار جنگی و ایجاد عدم قطعیت بهعنوان یک حربه مذاکراتی، پاسخهای زیر را میتوان به این پرسشها داد:
1- پرسش این است که آیا ترامپ تصمیمش را برای شروع یک تجاوز تمامعیار دیگر علیه ایران گرفته است یا خیر؟ از آنجا که ترامپ مرد لفاظیهای مستمر و ضدونقیضگوییهای بیوقفه است، سخنان او را علیالقاعده نمیتوان ملاک قرار داد. تقریبا هر آنچه میگوید بیارزش است؛ مگر شواهد و قرائنی که مؤید آن باشد، یافت شود. ثابت شده که او علاوه بر ضدونقیضگویی، بیمحابا نیز دروغ میگوید. روزنامه واشینگتنپست در چهار سال اول ریاستجمهوری ترامپ «۳۰هزارو 573 ادعای نادرست یا گمراهکننده» را از او مستندا ثبت کرد. با این حال، جملهای را که او هفته گذشته گفت، میتوان در پرتو دیگر نشانهها جدی گرفت. او گفت: «میتوانیم کار جمهوری اسلامی را تمام کنیم یا بگذاریم به تدریج تحلیل رود». این جمله در کنار سخنان دیگر او درباره ادامه دیپلماسی را میتوان نشانه مشغولیت ذهنی او در مورد سه سناریویی دانست که نگارنده نیز در هفتههای گذشته به آنها توجه داده است. سناریوی اول حل مسئله از طرق دیپلماتیک است، سناریوی دوم ادامه محاصره دریایی و فشار فزاینده اقتصادی است به قصد تحلیلبردن تابآوری ایران و سناریوی سوم توسل به یک جنگ تجاوزکارانه دیگر. جمله مذکور و برخی جملات دیگر ترامپ ممکن است به این معنا باشد که او هنوز تصمیم نهایی را نگرفته است. البته عدم تصمیمگیری نهایی تناقضی با بسیج نیرو و بازآرایی نظامی در منطقه ندارد. این اقدامات معمولا با این هدف انجام میشود که به وقت تصمیم نهایی، همه ابزارهای لازم فراهم باشد. گزارشهای خبری در دوره ششساله او حکایت از سه بار تصمیم به جنگ و لغو آن در آخرین لحظات دارد.
2- در صورت انتخاب مسیر جنگ، زمان آن سؤال مهم بعدی است. حدس و گمان در این مورد طی دو، سه هفته گذشته به اوج خود رسیده بود. حتی برخی بر مبنای برداشتی از سخن سفیر آمریکا در ترکیه، شنبه و یکشنبه گذشته را زمان شروع حمله میدانستند. یاوهبافیهای نتانیاهو در آستانه انتخابات اسرائیل نیز نمیتواند ملاک باشد؛ چراکه مخاطب او رأیدهندگان بهشدت راستگرا و طالب «تغییر رژیم» در ایران هستند. او بهتر از هر کسی میداند که از راه دور و با نیروی هوایی نمیتوان حکومتی را سرنگون کرد. نشان به آن نشان که بهرغم جنایات گسترده او در غزه، حماس همچنان قدرت را در غزه در دست دارد. ضمن اینکه اقدام نظامی توسط نتانیاهو بدون مجوز ترامپ قابل تصور نیست. ترامپ نیز این روزها سخت درگیر مبارزات انتخاباتی سرنوشتسازی است که قطعا مجالی برای او جهت پرداخت به یک اقدام سرنوشتساز دیگر باقی نمیگذارد. او تا دوشنبه آینده همهروزه سرگرم مبارزات انتخاباتی و سفر به ایالات مختلف آمریکاست. در چنین شرایطی تنها در صورتی که او برنامههای انتخاباتی را لغو کند و به کاخ سفید برگردد، میتوان تحولی در رابطه با ایران را محتمل دانست.
3- در میان خیل عظیم پیشبینیهای تیره و تار و تحلیلهای سرد درباره جنگ و تاریخ شروع جنگ، شاید نگارنده از معدود کسانی است که بر آن بوده که جنگ قاعدتا، منطقا و عقلا قابل اجتناب است. چرا؟ چون شکافی که در مواضع دو کشور وجود دارد، در حدی نیست که توجیهکننده یک جنگ ویرانگر دیگر باشد. ایران «طرح هفتروزه» خود را اعلام کرده و آمریکا نیز گفته است که با مفاد این طرح که تماما در یادداشت تفاهم اسلامآباد مندرجاند، موافق است. ظاهرا اختلاف تنها بر سر ترتیب و توالی اجرای این شروط و روش انجام کار است. ایران خواستار آن است که آمریکا ابتدا مفاد طرح هفتروزه را اجرا کند و در روز هفتم مذاکره بر سر موضوعات هستهای شروع شود. پیشنهاد آمریکا این است که مذاکره در ارتباط با همه موضوعات ازجمله هستهای از همان روز اول شروع شود.
اختلاف در این حد ارزش آن را ندارد که زمینهساز جنگ خانمانسوز دیگری بین دو کشور بزرگ و جنگی منطقهای شود.
البته اینکه هر امتیازی در ازای چه امتیازی داده شود مهم است، اما وقتی پای جنگی فراگیر، تمامعیار و بسیار خسارتبار در میان است، وقتی پای جان ارزشمند هزاران نظامی و غیرنظامی در میان است، وقتی در نتیجه چنین جنگی احتمال خساراتی میرود که ممکن است حتی طی سالها و در شرایط تحریم نیز بازسازی آنها آسان نباشد، آیا نباید اختلافات موجود قاعدتا، منطقا و عقلا آنقدر بزرگ و حیثیتی به نظر نیاید که اجتناب از جنگ را ناممکن کند؟
