به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

محمد صالح‌زاده-پژوهشگر مسائل شهری‌: هشت ماه از آن شب گذشته است؛ شبی که آتش از حجره‌ای به حجره دیگر رفت و بازار رشت در آتش سوخت. آن بازار قدیمی که نسل‌های رشت با عطر چای، ادویه، سبزی‌های معطر و قصه‌های کسبه‌اش به یاد می‌آورند. آتش که بر جان بازار افتاد، کسی نمی‌دانست صبح که برسد از آن بازار قدیمی چه خواهد ماند. بازار صبح را با دیوارهای سیاه، سقف‌های سوخته و آتشی که هنوز خاموش نشده آغاز کرد. حجره‌هایی که صاحبان‌شان باید می‌آمدند و می‌دیدند چه چیزی از زندگی‌شان باقی مانده. آتش که خاموش شد، همه چیز به ظاهر تمام شده بود؛ اما برای بازار، قصه دیگری شروع شد: «مرمت».

در حال تهیه پژوهش میدانی درباره سرنوشت بازار هستم. میان دیدن آنچه در بازار می‌گذرد و شنیدن حرف کارشناسان و مدیران به یک پرسش ساده رسیدم: قرار است بازار رشت را به اصالت تاریخی‌اش برگردانیم یا فقط همان چیزی را دوباره بسازیم که تا شب آتش‌سوزی وجود داشت؟ این پرسش را در گفت‌و‌گو با یوسف سلمان‌خواه، رئیس اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی گیلان مطرح کردم. پاسخ روشن بود: هرچه تا پیش از آتش‌سوزی وجود داشته، دوباره ساخته می‌شود. آن‌هم با تعبیر «عین‌به‌عین‌سازی». این واژه مرا به فکر فرو برد، چون بازار پیش از آتش‌سوزی فقط یک بازار تاریخی نبود؛ بازاری بود که در طول سال‌ها دستکاری شده بود، الحاقاتی به آن اضافه و حتی در بناهای ثبت‌شده تخلفاتی رخ داده بود. از جمله حذف زیرزمین برخی از حجره‌ها در کاروانسرا. با این تفاسیر اگر آنچه پیش از آتش وجود داشته و در مواردی خلاف ضوابط میراثی بوده، آیا قرار است همان تخلفات عینا ساخته شوند؟ اینجا دیگر بحث فقط یک زیرزمین یا چند حجره نیست؛ بحث بر سر معنای «مرمت» است.

رئیس میراث فرهنگی استان می‌گوید: قرار نیست به 50 سال پیش برگردیم و هرچه تا پیش از آتش‌سوزی وجود داشته، باید دوباره ساخته شود. اما در همین بازار، پیش از آتش‌سوزی نیز تخلفاتی اتفاق افتاده بود که با منطق حفاظت از بافت تاریخی سازگار نبود. آیا مرمت باید همان تخلفات را هم بازسازی کند؟ اگر چنین است، پس ضوابط و مقررات میراثی برای چیست؟ مسئله مهم این است که اساسا تعریف ما از میراث فرهنگی چیست؟ آیا بافت تاریخی یعنی آخرین تصویری که از یک بنا درست پیش از حادثه در اختیار داریم، یا مجموعه‌ای از ارزش‌های تاریخی و معماری که باید در فرایند مرمت حفظ و احیا شوند؟

آتش‌سوزی بازار رشت در دی‌ماه سال گذشته با همه خسارتش، می‌توانست فرصتی استثنایی برای اصلاح بخشی از مداخلات اشتباه در بافت تاریخی شهر باشد؛ فرصتی برای حذف الحاقات نامتناسب، بازگرداندن عناصر حذف‌شده و نزدیک‌شدن بافت به اصالت تاریخی‌اش. اما اگر قرار باشد هرآنچه‌ تا روز پیش از آتش وجود داشته، عینا دوباره ساخته شود، در واقع ما در حال مرمت آثار تاریخی نیستیم؛ در حال بازسازی آخرین اشتباهات تاریخی هستیم. اگر قرار است صرفا تصویر بازار در روزهای پیش از آتش‌سوزی دوباره ساخته شود، نقش مطالعات تاریخی، گزارش‌های مرمتی، اسناد بنا و ضوابط حفاظت چیست؟

معیشت کسبه و حقوق صاحبان حجره‌ها مسئله‌ای واقعی است و نمی‌توان آن را نادیده گرفت؛ اما پرسش اینجاست که آیا مخالفت ذی‌نفعان باید ضوابط مرمت یک اثر تاریخی را تغییر دهد؟ اگر قرار باشد هرجا مالک یا بهره‌بردار با یک الزام میراثی مخالف بود، ضابطه کنار گذاشته شود، اساسا نظارت میراث فرهنگی چه معنایی خواهد داشت؟ از این رو تجربه مرمت اصولی بازار تاریخی تبریز پس از آتش‌سوزی دقیقا اهمیت این موضوع را نشان می‌دهد.

آتش‌سوزی بازار رشت یک فاجعه بود؛ اما می‌توانست یک فرصت تاریخی برای بازگرداندن بخشی از اصالت از‌دست‌رفته بازار نیز باشد. اگر این فرصت به بازسازی همان وضعیت مسئله‌دار پیش از آتش محدود شود، چیزی بیش از چند دیوار، سقف و حجره و سرا را از دست داده‌ایم: فرصت اصلاح یک میراث تاریخی را از دست داده‌ایم. بازار رشت قرار نیست موزه‌ای از آخرین وضعیت قبل از آتش‌سوزی باشد؛ قرار است میراثی برای نسل‌های بعد باقی بماند. تفاوت این دو، همان جایی است که مرمت از «ساخت‌و‌ساز» جدا می‌شود. این پرسش‌ها زمانی جدی‌تر می‌شوند که شواهد میدانی از تداوم برخی مداخلات و تغییرات در جریان مرمت بازار‌ رشت حکایت دارد. در چنین شرایطی، مسئله فقط کیفیت اجرای یک پروژه نیست؛ مسئله نظارت نهاد متولی میراث فرهنگی است

 

مشاهده خبر در سایت شرق