ایران در روزهایی سرشار از نگرانی و بلاتکلیفی به سر می‌برد. هنوز نمی‌دانیم تهدیدهای نظامی به کجا خواهد رسید، محدودیت‌های اقتصادی تا چه اندازه گسترش خواهد یافت و این وضعیت چه زمانی پایان می‌یابد. خانواده‌ها نگران معیشت و امنیت فردای خود هستند، تولیدکنندگان برای ادامه فعالیت با دشواری مواجه‌اند و بسیاری از تصمیم‌های اقتصادی در انتظار روشن‌شدن آینده مانده است. جامعه زیر فشار این نااطمینانی، هر روز بخشی از توان اقتصادی و روانی خود را از دست می‌دهد.

در برابر تهدیدهای خارجی و سخنانی که آشکارا از ویرانی ایران می‌گویند، نیروهای مسلح کشور ایستاده‌اند و از استقلال و تمامیت ارضی ایران دفاع می‌کنند. این ایستادگی شایسته قدردانی است. دستگاه دیپلماسی نیز مسئولیت سنگینی برای کاهش تهدیدها بر عهده دارد. در داخل کشور، حفظ توان مردم برای تحمل فشارهای طولانی اهمیتی حیاتی یافته است. ادامه این مسیر به تاب‌آوری ملی نیاز دارد و اعتماد عمومی پشتوانه اصلی آن است. اعتماد بر رفتار اقتصادی و اجتماعی مردم اثر مستقیم دارد. وقتی آینده مبهم است و اطمینان به تصمیم‌های مسئولان کاهش می‌یابد، خانواده‌ها هزینه‌های خود را محدود می‌کنند، بنگاه‌ها سرمایه‌گذاری را به تعویق می‌اندازند و صاحبان پس‌انداز برای حفظ ارزش دارایی خود به بازارهای ارز و طلا روی می‌آورند.

ین رفتارها نااطمینانی را تشدید می‌کند و فشار بیشتری بر تولید و معیشت وارد می‌سازد. هر تصمیم اعتمادسوز، هزینه‌ای اقتصادی نیز به کشور تحمیل می‌کند.

با این معیار باید از خود بپرسیم در ماه‌های اخیر برای حفظ اعتماد عمومی چه کرده‌ایم؟ در حالی که کشور با تهدیدهای جدی روبه‌روست، منازعات بیهوده و بی‌حاصل سیاسی همچنان ادامه دارد. یک روز استیضاح وزیری مطرح می‌شود، روز دیگر اتهامی از تریبونی رسمی شنیده می‌شود و پیش از روشن‌شدن نتیجه، جنجال تازه‌ای آغاز می‌شود. ماه‌ها درباره تراستی‌ها، پول نفت و بازگشت منابع ارزی بحث می‌شود، بی‌آنکه افکار عمومی تصویری روشن از سرانجام این ادعاها داشته باشد. انباشت پرونده‌های بلاتکلیف، اعتبار نهادهای مسئول را فرسوده می‌کند.

در همین شرایط، استمرار فیلترینگ، ابهام درباره فعالیت‌های مدنی، پیگیری طرح‌های بحث‌برانگیزی مانند مقابله با نفوذ و بازتولید اختلافات سیاسی در برخی برنامه‌های رسانه‌ای، بر نگرانی‌های جامعه می‌افزاید. مردم حق دارند بپرسند در روزهایی که امنیت و معیشت کشور با چنین تهدیدهایی مواجه است، اولویت تصمیم‌گیران چیست و این مباحث چه گرهی از زندگی آنان باز می‌کند؟

رسیدگی به فساد، نظارت بر دولت و تأمین امنیت کشور وظایف ضروری نهادهای مسئول است. انجام این وظایف باید با رعایت حقوق مردم، ارائه مستندات و اعلام نتایج قابل ارزیابی همراه باشد. ما در مجلس نیز مسئولیت داریم درباره اولویت‌ها و پیامدهای تصمیم‌های خود پاسخ‌گو باشیم. هر استیضاح و هر طرح باید با توجه به ضرورت آن، ظرفیت اجرائی کشور و آثارش بر ثبات مدیریت بررسی شود. زمان و توان نهادهای تصمیم‌گیر در این شرایط از ارزشمندترین منابع کشور است.

اکنون باید به مردم بازگردیم. بازگشت به مردم ضرورتی حیاتی برای تقویت تاب‌آوری ملی است. این بازگشت از شنیدن صدای جامعه، پذیرش نقدها، احترام به حقوق شهروندی، شفافیت تصمیم‌ها و تعیین تکلیف مناقشات فرساینده آغاز می‌شود. مردم باید در عملکرد مسئولان ببینند که نگرانی‌هایشان جدی گرفته می‌شود و حفظ اعتماد آنان در اولویت قرار دارد. کشور به تصمیم‌هایی نیاز دارد که زندگی مردم را قابل پیش‌بینی‌تر کند، از اشتغال و تولید حفاظت کند و امکان مشارکت اجتماعی را گسترش دهد. فردای ایران به میزان توانی وابسته است که امروز در جامعه حفظ می‌کنیم. اعتماد، ذخیره روزهای سخت یک ملت است. اگر امروز آن را فرسوده کنیم، فردا با چه پشتوانه‌ای از مردم تاب‌آوری بیشتری بخواهیم؟

 

مشاهده خبر در سایت شرق