وزیر خارجه ایران شنبه 25 مهر در بغداد از طرحی سخن گفت که به گفته او، در صورت تحقق شرایط لازم، میتواند ظرف هفت روز عبور عادی کشتیها از تنگه هرمز را بازگرداند؛ پیشنهادی که اعلام کرده از طریق قطر منتقل شده است. میان اعلام چنین امکانی و تحقق آن فاصلهای هست که با خوشبینی یا بدبینی پر نمیشود. مسئله برای مردم در همین فاصله جریان دارد: تا روشنشدن نتیجه، چگونه باید کار کرد، قرارداد بست، درمان را ادامه داد و برای زندگی تصمیم گرفت؟ این پرسش، سیاست خارجی را به خرید روزانه تقلیل نمیدهد؛ یادآوری میکند که تصمیمهای بزرگ، زمانِ زندگی مردم را نیز مصرف میکنند. امنیت کشور، استقلال تصمیمگیری و معیشت جامعه، سه پرونده بیارتباط نیستند. سیاستی که برای دفاع از آینده طراحی میشود، باید توضیح دهد در فاصله رسیدن به آن آینده، چگونه امکان زیستن و ساختن را حفظ خواهد کرد. بهای بلاتکلیفی از همین نقطه آغاز میشود: جایی که هزینه انتظار روشن نیست، اما پرداخت آن هر روز ادامه دارد.
ابهامی که هزینه دارد
منظور از بلاتکلیفی، ندانستن همه جزئیات فردا نیست؛ چنین دانشی در هیچ کشوری وجود ندارد. منظور، نداشتن افقی قابل اتکا برای تصمیمهای ضروری است: اینکه محدودیت فعلی تا چه زمانی برقرار میماند، با چه شرطی تغییر میکند و اگر تغییر نکرد، برنامه جایگزین چیست. تعبیر «نه جنگ و نه صلح» نیز اینجا توصیفی تحلیلی از چنین افقی است؛ درباره وضعیت حقوقی مخاصمه یا اعتبار یک آتشبس داوری نمیکند. خطر، تبدیلشدن وضعیت استثنائی به روالی است که زمان بازبینی ندارد. البته هر دشواری اقتصادی را نمیتوان حاصل این ابهام دانست.
تخریب تأسیسات، خسارت مستقیم جنگ است؛ محدودیت انتقال پول و حمل کالا، مانعی واقعی در تجارت است و فرسودگی زیرساخت و تصمیمهای ناپایدار داخلی نیز ریشههای جداگانه دارد. نااطمینانی میتواند بر این مشکلات بیفزاید، اما سهم آن بدون بررسی مستقل معلوم نمیشود. گزارش اخیر رویترز از ادامه صادرات محدود برخی فراوردههای ایران، با وجود محاصره دریایی آمریکا، همین تفاوت را یادآور میشود: بخشی از مسئله، محدودیت بالفعل و بخشی دیگر، نامعلومبودن دوام و دامنه آن است.
بنگاه در انتظار فردا
در گزارش شهریور اتاق ایران، شاخص مدیران خرید کل اقتصاد پس از تعدیل فصلی، 2/46 اعلام شده که هجدهمین ماه متوالی زیر مرز خنثای 50 است. این عدد، درصد کاهش تولید یا اندازه خسارت کشور نیست؛ برایند ارزیابی مدیران از تغییر وضعیت فعالیت است. همان جدول، عبور شاخص فروش از مرز 50 را هم نشان میدهد. بنابراین تصویر، یکدست نیست؛ اما بهبود یک مؤلفه نیز برای اعلام بازگشت رونق کفایت نمیکند. اهمیت گزارش در آشکارکردن دشواری برنامهریزی و نه استخراج حکمی قطعی درباره آینده است. وقتی زمان رسیدن مواد اولیه یا امکان ایفای تعهد روشن نباشد، یک بنگاه ممکن است مدت قرارداد را کوتاه کند، استخدام را عقب بیندازد یا سرمایهگذاری را متوقف سازد. اینها سازوکارهای محتمل، نه گزارش رفتار همه بنگاههاست. انتظار برای روشنشدن اوضاع گاهی تصمیمی عقلانی برای صاحب کسبوکار است، اما جمع همین تصمیمها میتواند ظرفیت آینده کشور را محدود کند. کارخانهای که امروز توسعه نمییابد، فقط خرید ماشینآلات را عقب نینداخته؛ ممکن است فرصت آموزش کارگر، یافتن مشتری و تثبیت بازار را نیز از دست بدهد.
سهم نابرابر از انتظار
همه به یک اندازه تابآوری ندارند. خانواری با درآمد ثابت و پسانداز محدود، برای جبران افزایش هزینهها انتخابهای کمتری دارد. صاحب دارایی نقدشونده یا بنگاهی با دسترسی بهتر به اعتبار و اطلاعات، احتمالا امکان بیشتری برای تنظیم تصمیمها خواهد داشت. این تفاوت، بهخودیخود اثبات سوءاستفاده هیچ گروهی نیست؛ بلکه بیان نابرابری در ابزارهای محافظت از زندگی است. سیاست عمومی باید همین تفاوت را ببیند، زیرا توصیه یکسان به تحمل، بر دوشهای نابرابر مینشیند و میتواند شکاف موجود را عمیقتر کند. در این وضعیت، حمایت از مردم را نمیتوان فقط با اعلام قیمت چند کالا سنجید. دسترسی واقعی، استمرار عرضه، کیفیت و هزینه رسیدن به کالا نیز اهمیت دارد. برای بنگاه کوچک، معلومبودن زمان رسیدگی به درخواست ارز یا پرداخت مطالبات، میتواند به اندازه وعده تسهیلات مهم باشد. اگر محدودیت منابع اجازه پاسخ مثبت به همه درخواستها را نمیدهد، اعلام ضابطه و موعد پاسخ، خود اقدامی مؤثر است. بیخبری، کمبود را برطرف نمیکند؛ فقط امکان سازگارشدن با آن را از شهروند و تولیدکننده میگیرد.
زندگی منتظر نمیماند
نامه یازدهم مهر رئیس انجمن علمی روانپزشکان ایران به وزیر بهداشت، نمونهای روشن از این هزینه را پیش چشم میگذارد. سیدوحید شریعت بر پایه گزارشهای دریافتی انجمن، از تشدید کمبود برخی داروهای ضروری و فشار جستوجوی دارو بر بیماران و خانوادهها نوشته است. همان نامه تصریح میکند که مشکل، پیشینه دارد؛ بنابراین نمیتوان همه آن را به تحولات اخیر نسبت داد. مطالبه مشخص انجمن، اعلام زمانبندی رفع کمبودهاست؛ مطالبهای که نشان میدهد اطلاع قابل اتکا، بخشی از پاسخ به بحران است. تعویق در زندگی، همیشه قابل جبران نیست. موعد درمان، فرصت تحصیل، تشکیل خانواده یا آغاز یک شغل، منتظر پایان همه اختلافهای سیاسی نمیماند. نمیتوان بدون پیمایش معتبر گفت چند نفر به دلیل نااطمینانی تصمیم خود را عقب انداختهاند؛ اما میتوان پرسید تصمیمگیران چگونه این پیامدها را میسنجند. هزینهای که در ترازنامه دستگاهها ثبت نمیشود، الزاما ناچیز نیست. ازدسترفتن یک فرصت آموزشی یا فرسودهشدن مهارت، ممکن است سالها بعد در توان تولید و کیفیت خدمات کشور نمایان شود. پیامد ملی این تعویقها فقط کاهش مصرف امروز نیست. وقتی نیروی متخصص نتواند مسیر شغلی خود را پیشبینی کند، ممکن است از آموزش، راهاندازی فعالیت تازه یا ماندن در یک حرفه منصرف شود. این احتمال را نباید بدون آمار به موج مهاجرت یا خروج قطعی سرمایه ترجمه کرد. پرسش، حفظ ظرفیت انتخاب است: آیا سیاست موجود به مردم امکان میدهد آینده خود را در داخل کشور تصور کنند؟ پاسخ باید در دسترسی به کار، قواعد پایدار و امکان اثرگذاری شهروندان بر تصمیمهای عمومی دیده شود، نه صرفا در دعوت به امید.
صبر با کدام معیار؟
مدافعان انتظار میتوانند استدلال کنند که تصمیم شتابزده، توافق ناپایدار یا پذیرش تعهدی بدون تضمین، خطر بیشتری برای کشور دارد. این استدلال را باید جدی گرفت؛ کیفیت توافق و امکان اجرای آن، از سرعت اعلامش مهمتر است. مسئولیت اقدامات نظامی و محدودیتهای اعمالشده از سوی بازیگران خارجی نیز با تغییر سیاست داخلی محو نمیشود. بااینحال، دفاع از صبر راهبردی وقتی متقاعدکننده است که هدف، نشانه پیشرفت و زمان ارزیابی داشته باشد. در گزارش اخیر رویترز، مدیر بخش خاورمیانه صندوق بینالمللی پول هشدار داده که ذخایر و مسیرهای جایگزین، برای منطقه زمان خریدهاند، اما نامحدود نیستند. این ارزیابی منطقهای را نباید برآورد اختصاصی ایران تلقی کرد؛ بااینحال، پرسش مهمی پیش میکشد: زمان خریداریشده صرف چه کاری میشود؟ تقویت ذخایر ضروری، کاهش آسیبپذیری زیرساخت، ساختن مسیر دیپلماتیک و آمادهکردن گزینههای جایگزین، به انتظار معنا میدهد. اگر گذشت زمان صرفا نیاز به تصمیم را به ماه بعد منتقل کند، باید هزینه این انتخاب نیز آشکارا وارد محاسبه شود.
مسئولیت را روشن کنیم
از مردم نمیتوان انتظار داشت معماری پیچیده تصمیمگیری را حدس بزنند. درباره هر تصمیم مهم باید روشن باشد کدام مرجع اختیار تعیین مسیر دارد، کدام دستگاه مسئول اجراست و کدام نهاد بر نتیجه نظارت میکند. وزارت خارجه باید درباره مسیر دیپلماتیک در حدود امکان توضیح دهد؛ دستگاههای اقتصادی درباره تأمین نیازهای ضروری و قواعد تجارت و نهادهای ناظر درباره فاصله وعده و عملکرد. پاسخگویی وقتی معنا پیدا میکند که مسئولیت به اندازه اختیار مطالبه شود؛ ارجاع دائمی تصمیم به جایی نامعلوم، این رابطه را قطع میکند. شفافیت نیز به معنای انتشار جزئیات محرمانه مذاکره یا برنامه دفاعی نیست. میتوان بدون افشای اطلاعات حساس گفت هدف عمومی چیست، چه شاخصی برای ارزیابی آن وجود دارد و چه زمانی مسیر بازبینی میشود؟ مجلس میتواند از دولت گزارش دورهای بخواهد و نتیجه قابل انتشار بررسی خود را در اختیار جامعه بگذارد. برای تصمیمهایی که هزینه فوری معیشتی دارند، توضیح شیوه جبران ضروری است. اگر پاسخ رسمی فقط دعوت به همراهی باشد، شهروند از مشارکت در ارزیابی آینده به پرداختکننده هزینه آن تقلیل مییابد.
فرصتی برای تصمیم
راه خروج، وعده پایان فوری همه بحرانها نیست. دولت میتواند برای سه ماه آینده، برنامهای عمومی درباره تداوم دارو و کالاهای ضروری، زمان پاسخ اداری و حمایت هدفمند از آسیبپذیرترین گروهها منتشر کند. این برنامه باید مسئول اجرا، منبع تأمین و موعد گزارش داشته باشد. در کنار آن، مراجع صاحب اختیار باید مسیرهای ممکن کاهش تنش را با توجه به امنیت، قابلیت اجرا و آثار اقتصادی مقایسه کنند. حاصل لزوما توافق فوری نخواهد بود؛ اما تصمیم سنجیده باید بر مقایسه گزینهها استوار باشد. چنین رویکردی به معنای تضمین آینده نیست بلکه مسئولیتپذیری در برابر آیندهای نامطمئن است. اعتماد با پیشبینیهای بزرگ بازسازی نمیشود؛ با توضیح محدودیتها، اصلاح خطا و وفای به تعهدهای کوچک و قابل سنجش شکل میگیرد. اگر موعدی رعایت نشد، علت و موعد تازه باید اعلام شود. جامعه برای همراهی، بیش از اطمینانبخشی لفظی، به امکان ارزیابی نیاز دارد. دفاع از تابآوری مردم هنگامی اعتبار مییابد که حکومت نیز نشان دهد برای کاهش نیاز به تحمل، تصمیم میگیرد و نتیجه تصمیمش را میسنجد. خبر یک پیشنهاد هفتروزه میتواند توجه عمومی را جلب کند؛ اما زندگی مردم با خبر به ثبات نمیرسد. مطالبه روشن این است: همراه هر تصمیمی برای ادامه انتظار، تاریخ بازبینی و برنامه حفاظت از زندگی منتشر شود. کشور حق دارد برای امنیتش زمان بخواهد؛ مردم نیز حق دارند بدانند این زمان چگونه به آیندهای امنتر تبدیل میشود.
