به گزارش گروه رسانهای شرق،
تقریبا تمام روزهای سال به نام گروهی از افراد یا مشاغل نامگذاری شده است؛ روز پزشک، معلم، پرستار، کارگر و... . قطعا این نامگذاریها از ابتدا با هدف قدرشناسی بوده است. با این هدف که همه اقشار و مردم در این یک روز بهخصوص هر آنچه در دست دارند، در راستای بزرگداشت آن گروه به عمل آورند. در عمل میبینیم در یک روز بهخصوص فضای مجازی آکنده میشود از تبریکات به اشکال مختلف به همراه تزئینات مرسوم مجازی و الفاظ مرسوم ادبی به پزشک، معلم، کارگر و این چند روز البته پرستار.
در گروههای کاری و رسمی فضای مجازی که بسیاری همواره در مسائل اصلی ناپدیدند و در مسائل مهم هیچ نظری ندارند، یکباره به عضوی از گروه که طبیب، پرستار، معلم یا... است، تبریکات علنی سرازیر میشود. در رسانههای عمومی مصاحبه و گاه مراسمی برگزار میکنند. در نهایت این سؤال پیش میآید که این کار تا چه حد در بهبود اوضاع آن قشر خاص اثر میگذارد؟ تأثیر آن مثبت است یا حتی منفی؟ البته شاید یک روز در سال حتی تشکر زبانی هم غنیمت باشد، اما نکات دیگری هم هست. میتوان نیازهای اساسی یک گروه و نیازهای مهم جامعه به آن گروه را تمام سال یعنی ۳۶۴ روز نادیده گرفت و تنها در یک روز تبریک و تشکر زبانی و کلیشهای به عمل آورد. گاه حتی تصور میکنی همین تبریکات و بزرگداشتها میتوانند نقش منفی بازی کنند از این طریق که بسیاری از مردم و بهخصوص مسئولان ممکن است این فعالیت زبانی کمخرج را به جای فعالیت در بهبود اوضاع پزشکان و پرستاران و... بنشانند و در پایان روز احساس کنند کاری کردهاند و در نتیجه از کارهای واقعی با نتایج عملی دور شوند. در بسیاری از کشورها حقوق پرستاران را یکی از ملاکهای مناسببودن دستمزدها به حساب میآورند و ترتیب محاسبه هم به این صورت است که میبینند یک پرستار با چند سال حقوق خود میتواند یک منزل مناسب بخرد؟ پرستار بهعنوان کسی که در ضرورت وجود و مفیدبودن نقش او هیچکس تردید ندارد، حضور و رضایتش از کاری که انجام میدهد، یکی از معیارهای اصلی برای رضایت شهروندان به شمار میرود. در شرایطی که پرستاران ما در سادهترین مسائل زندگی مشکل دارند (خانه بماند) و از سوی مردم هم هر آن بدی که به طبیب نمیگویند، میشنوند و لبخند میزنند، میتوان در یک روز بهخصوص تبریکی برای پرستاری که میشناسیم نوشت، یک دستهگل در بخش گذاشت، کیکی قاچ کرد و لوحهای تقدیم و تا سال بعد هیچ قدمی در راه احقاق حقوق او و ارتقای نقشش انجام نداد. این هم یکی از مواردی است که مناسک نهتنها جای صواب را میگیرند، بلکه مفری برای گریز از آن میشوند. هرچه مناسک سنگینتر، بار تقصیرات بیشتر. صواب به مراتب دشوارتر است تا مناسک. اگر از مسئولان هستی، باید ترتیباتی بدهی که اقتصاد سلامت به شکل واقعی جریان پیدا کند تا پول بیشترین کارکرد را بیابد. در همین شرایط بحران و محاصره هم میتوان اقتصاد را فراتر از توزیع منابع تعریف کرد. میتوان اجازه داد صاحبان مشاغل از طریق نمایندگانشان با خریداران خدمت وارد معاملهای عادلانه با نظارت دولت شوند و به دستمزدهایی که اقتصاد حکم میکند برسند و تردید نباید کرد رعایت این نوع اقتصاد همراه با نظارت از هدررفتن منابع جلوگیری کرده و نهادهای مستقل که شالوده کشور را تشکیل میدهند، تقویت خواهد کرد. اما شاید کار راحتتر همان مهندسی معیوب اجتماعی باشد؛ تکیه بر بخشنامهها و تبصرهها عمدتا برای فرداکردن امروز. چیزی درست نشد هم نشد. روزهای متعدد تبریکات برای جبران مافات پدیدار میشوند و اوضاع را ظاهرا سامان میدهند.
میتوان جامعه مدنی را در این جهت هدایت کرد، آگاهی داد و متشکل و فعال کرد یا میتوان تنها به انحای مختلف از قدرت سیاسی درخواست کرد که میدانیم پاسخ نخواهد داد. البته راحتتر است و باعث راحتی وجدان، اما باز هم مستلزم روزهای متعدد در سالهای متعدد شامل تریبون و صفکشیدن در صحنه و اهدای انواع لوحهها و گلدانها و نظایر آن. با این همه، همه سال، همه روزهای پرستار بر همه پرستاران مبارک باشد. پرستارانی که نهتنها بدون حضورشان کار طبابت غیرممکن است، بلکه حداقل در نظم و ترتیب و خط و خطاطی و ثبت، الگویی برای پزشکان به شمار میروند.
