در سخنان اخیر رئیس پلیس اماکن تهران درباره خیابان سنایی، عبارتی هست که میتوان از آن برای نقد بخش دیگری از همان سخنان آغاز کرد: «معبر عمومی متعلق به مردم است».
رئیس پلیس اماکن از حضور جوانانی در خیابانهای سنایی و ایرانشهر ابراز تأسف کرده است که از ابتدای خیابان تا انتهای آن میروند و بازمیگردند و وقتی از آنان میپرسد برای چه آمدهاند، به گفته او، خودشان هم نمیدانند. او این حضور بدون مقصد را در کنار بساطگستری و خدماترسانی کافهها در پیادهرو، از عوامل شلوغی و سد معبر دانسته است. اما در همان سخنان، بهدرستی تأکید کرده که واحد صنفی نمیتواند پیادهرو را امتداد ملک خود بداند و حتی شهرداری نیز صاحب معبر نیست: «معبر متعلق به مردم است؛ حق مردم است و هیچکسی اجازه ندارد مسدود کند». این تأکید بر تعلق معبر به مردم، مبنای مشترک مهمی است. اما اگر معبر متعلق به مردم است، آیا حق آنان به عبور از آن محدود میشود؟ طرح مسئله را باید از واژه و مفهوم «معبر» آغاز کرد. معبر، چنانکه از نامش پیداست، جایی برای عبور است. راهروی قطار یا هواپیما معبر است. «توقف بیجا» مخل است، اما خیابان فقط معبر نیست، البته معبر هم هست. میتوان در پیادهرو قدم زد، توقف کرد، کسی را دید، گفتوگو کرد یا بیآنکه مقصد مشخصی داشت، مدتی را گذراند. فروکاستن خیابان به معبر، نادیدهگرفتن بخشی از زندگی اجتماعی شهر است. نقل رایجی هست که «توقف بیجا مانع کسب است». چه کسی تعیین میکند کدام مکث، «توقف بیجا» است؟ مکثی که حق دیگری را نقض نمیکند، صرفا به دلیل نداشتن مقصد یا مقصودی از پیش معلوم، «توقف بیجا» نیست.
در کتاب اخیرم، «نزاع بر سر شهر»، منتشرشده از سوی کتاب شرق، نیز به این وجه از زندگی شهری پرداختهام: کارکرد اجتماعی فضا همیشه از پیش در طرح و برنامههای مدیریت شهری یا نظمبخشی به فضای عمومی تعیین نمیشود. در استفاده روزمره از فضا، ظرفیتهایی کشف یا خلق میشود که چهبسا از نگاه طراحان و مدیران دور مانده باشد. البته خیابان محل تلاقی حقوق مختلف نیز هست. آرامش ساکنان، دسترسی به ورودیها و امکان عبور ایمن همگان باید حفظ شود. اما میان قدمزدن و سد معبر، میان مکث و مزاحمت، تفاوت وجود دارد. آنچه باید بررسی شود، آثار یک رفتار بر حقوق دیگران است: آیا مسیر مسدود شده، دسترسی مختل شده یا آسایش ساکنان آسیب دیده است؟ از این منظر، سخن رئیس پلیس اماکن درباره تعلق معبر به مردم، نه پایان بحث که نقطه آغاز آن است: چرا شهروند باید برای حضور خود در فضای عمومی دلیل بیاورد؟ تا زمانی که حقوق دیگران نقض نشده، این حضور نیست که نیازمند توجیه است؛ محدودکردن آن است که باید مبنای قانونی روشن داشته باشد. شهر از آن مردم است، از جمله مردمی که گاه برای ماندن به خیابان میآیند.
