خبرآنلاین - محمد عارف معزی: همزمان با ادامه جنگ ایران و تشدید بحران انرژی، گزارشها از توافق دونالد ترامپ و ولادیمیر پوتین درباره واردات گازوئیل روسیه به آمریکا، پرسشهایی درباره آینده روابط مسکو و تهران ایجاد کرده است. آیا روسیه برای جلب رضایت واشنگتن و کسب امتیاز در پروندههایی مانند اوکراین و تحریمها، از حمایت خود از ایران عقبنشینی خواهد کرد؟
در این میان، پیشنهاد مسکو برای دریافت اورانیوم غنیشده ایران نیز بهعنوان مسیری احتمالی برای حل بحران هستهای مطرح است؛ پیشنهادی که بدون تضمینهای روشن درباره امنیت ایران و حقوق هستهای کشور، با ابهاماتی جدی روبهروست. ناکامی ترامپ در پایان دادن به جنگ اوکراین نیز تردیدهایی درباره توانایی دو رئیسجمهور برای دستیابی به توافقهای پایدار ایجاد کرده است؛ توافقهایی که ممکن است بیش از حل بحرانها، تابع رقابت بر سر منافع قدرتها باشند.
در همین راستا، خبرگزاری خبرآنلاین، برای بررسی دقیق تر این موضوع به گفتگو با داود غرایاق زندی، استاد علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی پرداخته است.
در ادامه مشروح گفتگوی خبرآنلاین با داود غرایاق زندی را میخوانید؛
روسیه با شریک کردن آمریکا در استفاده از منابع نفتی خود حملات اوکراین را متوقف میکند/ توافق پوتین و ترامپ مقطعی است
*** دونالد ترامپ اخیراً با ولادیمیر پوتین بر سر واردات گازوئیل روسیه به آمریکا به توافق رسیده است؛ آن هم در شرایطی که جنگ ایران ادامه دارد و افزایش قیمت انرژی به یکی از چالشهای دولت آمریکا تبدیل شده است. این توافق را باید نشانهای از نزدیکی راهبردی دو رهبر دانست یا معاملهای مقطعی برای تأمین منافع اقتصادی و سیاسی واشنگتن؟ چنین توافقی چه تأثیری بر موضع روسیه در قبال جنگ ایران خواهد گذاشت؟
آمریکا به دنبال این است تا در این مدت، بهرهبرداری ایران از تنگه هرمز به حداقل برسد و روسیه نیز با شریک کردن آمریکا در استفاده از منابع نفتی خود حملات اوکراین به تأسیسات انرژی خود را متوقف کنداین توافق بیشتر مقطعی است و علت پذیرش آن فشاری است که دو طرف در حال تحمل آن هستند. آمریکا به دنبال کاهش قیمت گازوییل به عنوان سوخت اصلی در حوزههای مختلف کشاورزی و صنعتی در شرایط نزدیک (حدود ۲۰ روزه) به انتخابات میان دورهای کنگره است و روسیه هم برای کاستن از فشار تحریمها و فروش انرژی خود اقدام به این کار کرده است. همین جا باید بر این نکته تأکید شود که سیاست، حوزه رفتار خصومتآمیز لجبازانه یا رفاقت همهجانبه نیست، سیاست تلاش برای تأمین منافع ملی کشور تحت هر شرایط و با هر طرفی است.
لذا این اقدام دو طرفه است: یکی برای کنترل شرایط داخلی و قیمت گازوییل و دیگری برای افزایش تابآوری خود، رفتار خردمندانه و معقولی اتخاذ کردهاند. بر این اساس، آمریکا به دنبال این است تا در این مدت، بهرهبرداری ایران از تنگه هرمز به حداقل برسد و روسیه نیز با شریک کردن آمریکا در استفاده از منابع نفتی خود حملات اوکراین به تأسیسات انرژی خود را متوقف کند. پس در این مقطع این سیاست روسیه موقتی است و نشانه تغییر جدی در رفتار روسیه در قبال جنگ ایران نمیباشد.
منطقی است که روسیه برای توافق با آمریکا دست از حمایت ایران بردارد/ معامله با آمریکا میتواند باعث وابستگی بیشتر تهران به مسکو شود
*** با توجه به تلاش پوتین برای حفظ روابط با واشنگتن و تمایل ترامپ به دستیابی به توافق با مسکو، آیا ممکن است روسیه برای گرفتن امتیاز از آمریکا، از حمایت سیاسی خود از ایران عقبنشینی کند؟ اساساً تا چه اندازه میتوان احتمال داد که ایران به بخشی از معامله بزرگتر پوتین و ترامپ بر سر پروندههایی مانند اوکراین، تحریمها و امنیت منطقهای تبدیل شود؟
همانطور که در توضیح پرسش قبلی شما اشاره کردم، عرصه سیاست، تأمین منافع ملی توسط هر کشوری است. اگر این فرض مطرح باشد که آمریکا قرار است امتیاز بزرگی به روسیه در قبال اوکراین دهد، این احتمال نهتنها ممکن است بلکه از منظر منافع روسیه بسیار معقول است زیرا نهتنها در این جنگ پیروز میدان خواهد بود که سلطه خود را به عنوان قدرت نگهبان در منطقه اوراسیای در حال گسترش تثبیت خواهد کرد. در عین حال ممکن است این فرض در روسیه باشد که ایران تحت هیچ شرایطی با آمریکا به توافق نخواهد رسید یا محیط داخلی ایران توان آمادگی این تغییر جدی رفتار را پس از بیش از ۴ دهه ندارد و این معامله با آمریکا، باعث وابستگی بیشتر تهران به مسکو خواهد شد.
اما این احتمال نزدیک به واقعیت نیست؛ زیرا چنین معاملهای در واقع نوعی شکاف جدی تمدن غربی بین آمریکا از یک طرف و اروپا و حتی کانادا از طرف دیگر است که چنین ضرورتی در سیاست خارجی آمریکا نهتنها منطقی نیست بلکه نشانه نفوذ عمیق روسیه در ساختارهای پیدا و پنهان آمریکا خواهد بود که در مورد آن حساسیتهای فراوانی در این کشور وجود دارد. دولت ترامپ سعی دارد با تحریک مردم اوکراین به برگزاری انتخابات و کنار زدن زلنسکی، زمینه پذیرش وضعیت کنونی را در اوکراین فراهم سازد و بحران را به هر شکلی که شده خاتمه دهد و روایت پیروزی خود را برای پایان سهمگینترین و پیچیدهترین بحران تاریخی منطقه اوراسیا و جهان از سده نوزدهم به بعد که میتوانست زمینه یک درگیری جدی بین قدرتهای بزرگ اتحادیه اروپا از یک سو و روسیه از سوی دیگر شود، تثبیت کند.
واگذاری حتی موقتی اورانیومها به روسیه، زمینه بازگشت آن به ایران را بسیار کاهش خواهد داد/ رقیق کردن این حجم یا فروش آن به بازار این مواد، راهکار مناسبتری است
*** روسیه بارها اعلام کرده است که آمادگی دارد اورانیوم غنیشده ایران را در خاک خود تحویل بگیرد؛ پیشنهادی که مسکو آن را راهی برای کمک به حل بحران هستهای معرفی کرده است. معنای سیاسی و فنی این پیشنهاد چیست؟ آیا انتقال ذخایر اورانیوم به روسیه میتواند زمینهای برای توقف جنگ و توافق با آمریکا فراهم کند یا بدون تضمینهای روشن درباره امنیت ایران، رفع تحریمها و حقوق هستهای کشور، چنین پیشنهادی نمیتواند مبنای توافقی پایدار باشد؟
واگذاری حتی موقتی و امانتی این مواد به روسیه، زمینه بازگشت آن به ایران را بسیار کاهش خواهد داد و روسیه برای سلطه بر اورسیای جدید تحت سلطه مسکو، حاضر به پذیرش هیچ کشور هستهای چه ایران و چه اوکراین نیستمهمترین موضوعی که آمریکا آشکارا برای توجیه جنگ با ایران داشته، این عبارت بسیار پرتکرار است که ایران نمیتواند تسلیحات هستهای داشته باشد. اما موضوع مهم این است که چرا این کشور علیرغم اعلام متواتر ایران مبنی بر عدم تمایل برای داشتن تسلیحات هستهای و آمادگی برای مذاکره برای اثبات آن، در جنگ ۱۲ روزه مورد حمله قرار گرفت؟ این امر نشانه حمایت همهجانبه آمریکا از اسراییل و تلاش برای طرح بلندپروازانه ایجاد یک خاورمیانه جدید است.
حال آمریکا تخریب جدی به تأسیسات هستهای کشور وارد کرده است اما با وجود داشتن بیش از ۴۰۰ کیلوگرم مواد با غنای ۶۰ درصدی، ایران بهطور منطقی باید در صورت داشتن امکان، به سمت گریز هستهای گام بردارد. اینکه این امکان در حال حاضر در کشور وجود دارد یا نه، در حال حاضر مهم نیست بلکه آنچه مهم است این است حمله آمریکا به تأسیسات هستهای کشور، از نظر استراتژیک، گذر به این گام را فراهم آورده است و آمریکا به دنبال این است که در این زمینه مطمئن شود. در این شرایط این حربه مهم در کنار تنگه هرمز برای کسب امتیاز است.
واگذاری حتی موقتی و امانتی این مواد به روسیه، زمینه بازگشت آن به ایران را بسیار کاهش خواهد داد و روسیه برای سلطه بر اورسیای جدید تحت سلطه مسکو، حاضر به پذیرش هیچ کشور هستهای چه ایران و چه اوکراین نیست. بر این اساس، وجود این مواد همچنان زمینه تهدید نظامی و در عین حال امکان کسب امتیاز را برای ایران دارد که رقیق کردن این حجم و یا فروش آن به بازار این مواد که در برجام هم پیشبینی شده بود، راهکار مناسبتری برای ایران است.

بحران اوکراین مهمترین بحرانی است که میتواند پویش قدرت در سده بیستویکم را نشان دهد
*** ترامپ نزدیک به دو سال است که وعده پایان دادن به جنگ اوکراین را مطرح میکند، اما این جنگ همچنان ادامه دارد؛ اکنون نیز با جنگ ایران و بحران انرژی روبهرو هستیم. این ناکامی در حلوفصل جنگ اوکراین چه چیزی درباره میزان نفوذ پوتین بر تصمیمهای ترامپ و توانایی آنها برای رسیدن به توافقهای پایدار نشان میدهد؟ آیا روابط شخصی دو رئیسجمهور واقعاً میتواند اختلافات راهبردی دو کشور را برطرف کند؟
همانطور که در بالا اشاره شد، بحران اوکراین مهمترین بحرانی است که میتواند پویش قدرت در سده بیست و یکم را نشان دهد که توازن قدرت در این سده در جهان چگونه خواهد بود. بر این اساس، چنین بحرانی با درگیری مستقیم روسیه و اروپا، و سپس درگیر بودن غیرمستقیم آمریکا و چین و هند نمیتواند در قالب روابط شخصی قابل تحلیل باشد. در واقع، پرسش مهم در مورد بحران اوکراین و موضوع ایران و تنگه هرمز و بحران انرژی این است که آیا این دو بحران رفتار یکجانبهگرایی آمریکا را به شدت تحت تأثیر قرار داده است و اگر اینطور است، این به معنای گذر به چندجانبهگرایی است یا حتی جدیتر باید شاهد نظام دوقطبی جدید بین آمریکا و چین باشیم؟
اگر آمریکا قادر به تثبیت قدرت بینالمللی خود باشد، بحران اوکراین به ضرر روسیه و ایران رقم خواهد خورد و اگر باعث چندجانبهگرایی شود، باز اوکراین و ایران قربانی این شرایط هستند؛ اوکراین با از دست دادن مناطق شرقی خود و ایران نیز چون در این بازی به ضرر آمریکا عمل کرد، برای در امان بودن ببیشتر متکی به شرق شود.
اگر ایران توان تابآوری تا دو سال آینده را داشته باشد، میانجیگری روسیه منتفی است/ تلاش برای گرایش به سمت آزمایش هستهای، برای روسیه قابل قبول نیست
*** با در نظر گرفتن ادامه جنگ ایران، بنبست در پرونده اوکراین و تلاش دو طرف برای حفظ یا گسترش منافع خود، چشمانداز روابط تهران، مسکو و واشنگتن را چگونه ارزیابی میکنید؟ آیا روسیه میتواند به میانجی مؤثری برای پایان جنگ ایران تبدیل شود یا منافع متعارض قدرتها باعث خواهد شد که مسکو، مانند سایر بازیگران بینالمللی، بیش از آنکه به دنبال حل بحران باشد، از آن برای گرفتن امتیاز استفاده کند؟
اگر ایران توان تابآوری تا دو سال آینده را داشته باشد، میانجیگری روسیه منتفی است و در عین حال تلاش برای گرایش به سمت آزمایش هستهای نیز نهتنها برای روسیه قابل قبول نیست بلکه زمینه حملات بیشتر علیه کشور و کاهش تابآوری را در پی خواهد داشتاین موضوع بستگی تحولات آتی نظیر تابآوری داخلی ایران و یا احتمال ورود مستقیم اروپا به درگیری به روسیه دارد. در حال حاضر روسیه بیشتر نقش حمایت سیاسی در سازمان ملل و تبادلات نظامی متقابل را بازی کرده است ولی اگر اوضاع در کشور به هر دلیلی از کنترل خارج گردد، در آن وقت باید دید که کشور حاضر به چه انتخاب استراتژیک است؛ زیرا در آن شرایط آمریکا تنها ممکن است تسلیم ایران را خواستار شود و ایران برای پرهیز از این امر ناخوشایند، پیرو برادر بزرگتر روسیه شود؟
اگر ایران توان تابآوری تا دو سال آینده را داشته باشد، میانجیگری روسیه منتفی است و در عین حال تلاش برای گرایش به سمت آزمایش هستهای نیز نهتنها برای روسیه قابل قبول نیست بلکه زمینه حملات بیشتر علیه کشور و کاهش تابآوری را در پی خواهد داشت؛ حال در این شرایط گزینه کمضررتر بدون جراحی عمیقتر و بیشتر چه خواهد بود؟

