دوشنبه، 23 شهریور 1405
اشتراک‌گذاری خبر Copied!

Studio Ney

کاهش برداشت از معدن اصلی شرکت معدنی و صنعتی چادرملو و افزایش استخراج از معادنی همچون ۱۹ D  و آنومالی ۱۰، نشانه‌ای از تغییر اولویت‌های این غول عظیم معدنی و صنعتی در کشور است.

جهان صنعت نیوز – تامین سنگ ‌آهن به عنوان یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های شرکت‌های بزرگ معدنی و صنعتی کشور برای چادرملو، صرفا به میزان تولید معادن موجود محدود نمی‌شود. این شرکت اکنون در شرایطی قرار گرفته که از یک سو، معدن اصلی آن به سال‌های پایانی بهره‌برداری نزدیک شده است و از سوی دیگر، ظرفیت‌های فرآوری و فولادسازی هم‌چنان به خوراک پایدار نیاز دارند. در چنین وضعیتی، توسعه معادن جدید، اکتشاف و تنوع‌بخشی به منابع تامین، از یک انتخاب توسعه‌ای به یک ضرورت راهبردی تبدیل شده است.

آمارهای منتشرشده درباره عملکرد معادن جدید در سال ۱۴۰۵ نیز همین تغییر را نشان می‌دهد. در پنج‌ماهه نخست سال ۱۴۰۵، برداشت سنگ‌آهن از ۱۹D  و آنومالی ۱۰ به مجموع ۳.۱۵ میلیون تن رسیده است؛ رقمی که در کنار کاهش برداشت از معدن اصلی، اهمیت منابع جدید را در ساختار تامین خوراک چادرملو برجسته می‌کند.

معدن اصلی؛ از پشتوانه تولید تا ضرورت جایگزینی

معدن اصلی چادرملو سال‌ها یکی از مهم‌ترین پایه‌های فعالیت این شرکت بوده اما نزدیک ‌شدن این معدن به سال‌های پایانی بهره‌برداری، معادله تامین خوراک را تغییر داده است. در چنین شرایطی، حتی اگر کارخانه‌های فرآوری و فولادسازی از ظرفیت تولید برخوردار باشند، استمرار فعالیت آن‌ها به دسترسی پایدار به سنگ ‌آهن وابسته خواهد بود.

بر اساس آمار اعلام‌شده، برداشت از پیت معدن اصلی در هشتمین ماه سال مالی به ۱.۶ میلیون تن رسیده؛ در حالی که این رقم در مدت مشابه سال گذشته ۳.۵ میلیون تن بوده است. به این ترتیب، برداشت از پیت اصلی در مقایسه با دوره مشابه، حدود ۵۴.۳ درصد کاهش داشته است.

تغییر مهم‌ترین اولویت‌ برای توسعه معدن

در سال‌های اخیر راهبرد توسعه معادن جدید و گسترش فعالیت‌های اکتشافی، جایگاه پررنگ‌تری در چادرملو یافته است. این رویکرد را می‌توان پاسخی به یک مساله مشخص دانست: چگونه می‌توان ظرفیت تولید و فرآوری را در شرایط کاهش تدریجی اتکا به معدن اصلی حفظ کرد؟

در این چارچوب، توسعه ۱۹D، آنومالی ۱۰ و چاه‌گز صرفا به معنای افزایش تعداد معادن شرکت نیست بلکه بخشی از برنامه ایجاد پشتوانه معدنی برای سال‌های آینده است. چادرملو برای حفظ جایگاه خود در زنجیره فولاد، نیاز دارد منابع جدید را از مرحله شناسایی و آماده‌سازی، به مرحله استخراج پایدار و تامین واقعی خوراک برساند.

این تغییر رویکرد از آن جهت اهمیت دارد که توسعه فولادسازی بدون توسعه متناسب منابع معدنی، می‌تواند وابستگی شرکت به خرید سنگ ‌آهن از سایر منابع را افزایش دهد. بنابراین، توسعه معادن جدید را باید در ارتباط مستقیم با آینده تولید فولاد و تکمیل زنجیره ارزش چادرملو ارزیابی کرد.

D19 و آنومالی ۱۰ ؛ جبران بخشی از کاهش برداشت

در پنج‌ماهه نخست سال ۱۴۰۵، از معدن ۱۹D ۱.۵ میلیون تن سنگ ‌آهن برداشت شده است. همچنین استخراج از آنومالی ۱۰ به ۱.۶۵ میلیون تن رسیده؛ در حالی که میزان استخراج این معدن در مدت مشابه سال گذشته ۱۲۰ هزار تن بوده است.

رشد استخراج آنومالی ۱۰ از نظر عملیاتی قابل توجه است. میزان برداشت این معدن نسبت به مدت مشابه سال قبل، حدود ۱۳.۷۵ برابر شده است. این افزایش نشان می‌دهد که آنومالی ۱۰ از یک منبع با برداشت محدود، به یکی از منابع مهم استخراج سنگ ‌آهن در ساختار جدید چادرملو تبدیل شده است.

در۱۹D  نیز آغاز برداشت اهمیت ویژه‌ای دارد زیرا این معدن در حال ورود به مرحله‌ای است که می‌تواند بخشی از خوراک مورد نیاز چادرملو را تامین کند. با این حال، برای ارزیابی نقش بلندمدت آن، باید میان میزان برداشت فعلی و ظرفیت پایدار استخراج تفاوت قائل شد. رشد تولید در یک دوره، زمانی به مزیت راهبردی تبدیل می‌شود که بتواند در سال‌های آینده نیز ادامه پیدا کند.

باطله‌برداری؛ سرمایه‌گذاری سنگین برای تولید آینده

یکی از نکات مهم در توسعه معادن جدید چادرملو، حجم بالای باطله‌برداری است. در پنج‌ماهه نخست سال ۱۴۰۵، باطله‌برداری  ۱۹D به بیش از ۱۵.۵ میلیون تن رسیده؛ در حالی که برداشت سنگ ‌آهن از این معدن ۱.۵ میلیون تن بوده است.

در واقع طی این دوره زمانی به ازای هر تن سنگ ‌آهن برداشت‌شده از  ۱۹D ، بیش از ۱۰.۳ تن باطله جابه‌جا شده است. این نسبت نشان می‌دهد که توسعه معدن تنها به استخراج سنگ ‌آهن محدود نیست و بخش قابل‌توجهی از عملیات باید صرف آماده‌سازی و دسترسی به ماده معدنی شود.

در آنومالی ۱۰ نیز باطله‌برداری از ۲.۷ میلیون تن در سال ۱۴۰۴ به بیش از ۱۳ میلیون تن در سال ۱۴۰۵ رسیده است. این افزایش، از یک سو نشان‌دهنده شتاب عملیات توسعه‌ای است و از سوی دیگر، هزینه‌های سنگین آماده‌سازی معادن جدید را برجسته می‌کند.

از منظر اقتصادی، باطله‌برداری را باید بخشی از سرمایه‌گذاری برای دسترسی به ذخیره و استمرار تولید دانست. با این حال، افزایش این عملیات در کوتاه‌مدت می‌تواند فشار بیشتری بر هزینه‌های معدنکاری، ماشین‌آلات، حمل‌ونقل و سرمایه در گردش وارد کند. بنابراین، موفقیت توسعه معدنی چادرملو به این بستگی دارد که این هزینه‌ها در نهایت به افزایش پایدار استخراج و تامین خوراک تبدیل شوند.

چاه‌گز؛ حلقه‌ای که هنوز وارد مدار تولید نشده است

شرکت معدنی و صنعتی چادرملو برنامه‌ریزی کرده است تا پایان سال از مجموع سه معدن  ۱۹D ، آنومالی ۱۰ و چاه‌گز پنج میلیون تن سنگ ‌آهن برداشت کند. این هدف‌گذاری در صورت تحقق، می‌تواند بخشی از کاهش برداشت معدن اصلی را جبران کند اما تحقق آن به پیشرفت عملیات آماده‌سازی، دسترسی به جبهه‌های استخراج و استمرار فعالیت معدنکاری وابسته است.

اکتشاف؛ پشتوانه‌ای برای سال‌های بعد

توسعه معادن جدید تنها بخشی از راهبرد شرکت معدنی و صنعتی چادرملو است. مشارکت در محدوده اکتشافی زمان‌آباد و پیگیری فعالیت‌های اکتشافی در محدوده‌های بایچه‌باغ و کال‌کافی، نشان می‌دهد که «کچاد» به دنبال تقویت ذخایر معدنی در بلندمدت است.

اهمیت این فعالیت‌ها در آن است که توسعه معدنی پایدار، تنها با افزایش برداشت از معادن شناخته‌شده محقق نمی‌شود. اکتشاف، شناسایی ذخایر جدید و ارزیابی اقتصادی آن‌ها، فرآیندی زمان‌بر است که از مرحله مطالعات و حفاری تا تعیین ذخیره، طراحی معدن و آماده‌سازی برای استخراج ادامه پیدا می‌کند.

از این منظر، اکتشاف را باید سرمایه‌گذاری برای حفظ ظرفیت تولید در سال‌های آینده دانست. اگر شرکت معدنی و صنعتی چادرملو بتواند در محدوده‌های جدید به ذخایر اقتصادی دست یابد، بخشی از ریسک کاهش خوراک معدن اصلی را در بلندمدت مدیریت خواهد کرد اما تا زمانی که نتایج اکتشاف به ذخیره قابل اتکا، مجوزهای لازم و برنامه عملیاتی استخراج تبدیل نشود، نمی‌توان آن را جایگزین فوری تولید معدن اصلی تلقی کرد.

خرید سنگ ‌آهن؛ راهکار کوتاه‌مدت نه جایگزین توسعه

در شرایط کاهش برداشت معدن اصلی، خرید سنگ ‌آهن از منابع دیگر نیز می‌تواند به تامین خوراک کارخانه‌های فرآوری کمک کند. این مسیر، برای مدیریت نیاز کوتاه‌مدت شرکت اهمیت دارد اما نمی‌تواند به ‌تنهایی جایگزین توسعه معادن و اکتشاف شود.

اتکا به خرید، شرکت را بیشتر در معرض نوسانات قیمت، کیفیت خوراک، هزینه حمل‌ونقل و شرایط بازار قرار می‌دهد. در مقابل، توسعه منابع معدنی داخلی می‌تواند امکان برنامه‌ریزی بلندمدت‌تر و کنترل بهتر زنجیره تامین را فراهم کند.

به همین دلیل، راهبرد شرکت معدنی و صنعتی چادرملو را می‌توان ترکیبی از تامین کوتاه‌مدت، توسعه معادن جدید و اکتشاف بلندمدت دانست. این ترکیب، در شرایط کاهش تدریجی برداشت معدن اصلی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.


مشاهده خبر در سایت جهان صنعت نیوز