در حالی که دولت دونالد ترامپ در آستانه دستیابی به توافقی برای پایان جنگ با ایران قرار گرفتهاند، برخی تحلیلگران آمریکایی معتقدند این توافق نه نشانه موفقیت، بلکه اعترافی غیرمستقیم به شکست اهداف اولیه جنگ است. از این منظر، نه تغییر رژیم در ایران رخ داده، نه برنامه موشکی و پهپادی این کشور از بین رفته و نه ذخایر هستهای آن تسلیم شده است. فارن پالیسی در گزارشی استدلال میکند که تلاش دولت ترامپ برای معرفی نتیجه جنگ بهعنوان یک پیروزی راهبردی با واقعیتهای موجود همخوانی ندارد و بهترین راه برای کاهش هزینههای سیاسی این بحران، پذیرش اشتباه و حرکت به سمت حلوفصل دیپلماتیک آن است.
جهان صنعت نیوز – بحث درباره توافق احتمالی میان آمریکا و ایران همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد و هنوز جزئیات آن مشخص نیست. با این حال، فارن پالیسی معتقد است صرفنظر از شکل نهایی توافق، یک واقعیت روشن وجود دارد و آن اینکه آمریکا و اسرائیل در آغاز این جنگ دچار خطایی بزرگ شدند.
به باور فارن پالیسی، هیچیک از اهداف اصلی اعلامشده در آغاز جنگ محقق نشده است. حکومت ایران سقوط نکرده، ذخایر هستهای خود را واگذار نکرده و توانمندیهای موشکی و پهپادی آن نیز همچنان پابرجاست. افزون بر این، ایران نشان داده است که همچنان قادر است تنگه هرمز را تحت تأثیر قرار دهد و از این اهرم برای وارد کردن فشار اقتصادی به همسایگان خود استفاده کند.
مجموعه سخنان و ادعاهای مقامهای آمریکایی طی ماههای گذشته اکنون در برابر نتایج عملی جنگ قرار گرفته و فاصله میان اهداف اعلامی و دستاوردهای واقعی بیش از پیش آشکار شده است.
دشواری تبدیل شکست به پیروزی
فارن پالیسی معتقد است پس از دستیابی به توافق، دولت ترامپ تلاش خواهد کرد نتیجه جنگ را بهعنوان یک موفقیت راهبردی معرفی کند. اما چنین روایتی با دشواریهای جدی مواجه خواهد شد، زیرا واقعیتهای میدانی از تحقق اهداف اولیه حمایت نمیکنند.
از این منظر، هرچه کاخ سفید بیشتر تلاش کند نتیجه جنگ را پیروزی جلوه دهد، فاصله میان روایت رسمی و برداشت عمومی بیشتر خواهد شد. به همین دلیل فارن پالیسی بر این باور است که دولت آمریکا در موقعیتی قرار گرفته که امکان ارائه یک روایت کاملاً قانعکننده از موفقیت جنگ را ندارد.
چرا سیاستمداران اشتباهات خود را نمیپذیرند؟
فارن پالیسی سپس از سطح جنگ ایران فراتر میرود و به مسئلهای عمومیتر میپردازد. چرا سیاستمداران به ندرت اشتباهات خود را میپذیرند؟
این رفتار تنها به دونالد ترامپ محدود نیست. سیاستمداران در بسیاری از کشورها معمولاً حتی زمانی که خطاهایشان برای افکار عمومی آشکار شده، از پذیرش آن خودداری میکنند. نمونههایی مانند دفاع مداوم بوریس جانسون از برگزیت یا اصرار برخی مقامهای آمریکایی بر درست بودن جنگ عراق و خروج از توافق هستهای ۲۰۱۵ از جمله مثالهایی است که فارن پالیسی مطرح می کند.
این وضعیت تا حدی پارادوکسیکال به نظر میرسد، زیرا همه میدانند که هیچ سیاستمداری مصون از اشتباه نیست و سیاست خارجی نیز حوزهای است که همواره با عدم قطعیت همراه است. با این حال، اعتراف به اشتباه در فضای سیاسی معمولاً به عنوان نشانه ضعف تلقی میشود و رقبای سیاسی نیز از آن برای حمله به دولتها استفاده میکنند.
در تاریخ آمریکا نمونههایی از پذیرش اشتباه توسط رؤسایجمهور وجود داشته است. جان اف. کندی مسئولیت شکست عملیات خلیج خوکها را پذیرفت. باراک اوباما انتخاب اولیه خود برای وزارت بهداشت را اشتباه دانست و رونالد ریگان نیز تا حدی ماجرای ایران-کنترا را خطا قلمداد کرد.
اما این موارد استثنا هستند. برای مثال، جورج بوش در دوره ریاستجمهوری خود نتوانست حتی یک اشتباه مهم را نام ببرد. به باور فارن پالیسی، بیشتر سیاستمداران تنها سالها بعد و در خاطرات خود حاضر به اعتراف به برخی خطاها میشوند.
آیا ترامپ میتواند مسیر متفاوتی انتخاب کند؟
از نگاه فارن پالیسی، اگر فردی در سیاست آمریکا توانایی انجام چنین کاری را داشته باشد، آن فرد دونالد ترامپ است. او همواره خود را فردی متفاوت از سیاستمداران سنتی معرفی کرده و بارها نشان داده که از شکستن قواعد مرسوم ابایی ندارد.
به همین دلیل فارن پالیسی سناریویی فرضی را ترسیم میکند که در آن ترامپ در برابر دوربینها ظاهر شود و بپذیرد که در مورد ایران اشتباه کرده است. او میتواند توضیح دهد که مسئله ایران میراثی پیچیده از دولتهای گذشته بوده، تصور میکرده فشار نظامی نتیجه خواهد داد و بر اساس اطلاعات موجود تصمیم گرفته است. در چنین روایتی، ترامپ میتواند استدلال کند که حکومت ایران پیش از جنگ با اعتراضات داخلی مواجه بود و دلایلی برای تصور موفقیت راهبرد نظامی وجود داشت، اما محاسبات به نتیجه مورد انتظار نرسید.
نتانیاهو؛ مقصر احتمالی در روایت جدید
اگر ترامپ بخواهد مسئولیت سیاسی این شکست را کاهش دهد، احتمالاً بخشی از بار آن را متوجه بنیامین نتانیاهو خواهد کرد. نخستوزیر اسرائیل در آمریکا و حتی در داخل اسرائیل با انتقادات فزایندهای روبهرو است و نسبت دادن بخشی از مسئولیت جنگ به او میتواند برای ترامپ از نظر سیاسی هزینه کمتری داشته باشد. ترامپ میتواند ادعا کند که با نیت حل یک بحران قدیمی وارد این مسیر شده، اما توصیهها و محاسبات برخی متحدان نتیجه مطلوب را به همراه نداشته است.
با وجود این، فارن پالیسی معتقد است احتمال وقوع چنین سناریویی بسیار اندک است. ترامپ مانند بسیاری از رهبران سیاسی نگران آن است که پذیرش یک اشتباه بزرگ، تصویر قدرت و اقتدار او را تضعیف کند.
از سوی دیگر، او همچنان علاقه دارد خود را در جایگاه یک رئیسجمهور موفق و اثرگذار در تاریخ آمریکا ببیند و اعتراف به شکست با این تصویر ذهنی سازگار نیست. به همین دلیل، انتظار می رود کاخ سفید همچنان تلاش کند توافق احتمالی با ایران را به عنوان یک دستاورد راهبردی معرفی کند؛ حتی اگر شواهد موجود روایت متفاوتی را نشان دهند.
جنگی که هزینههایش ادامه دارد
ادامه تلاش برای ارائه تصویری پیروزمندانه از جنگ، نه تنها کمکی به حل بحران نمیکند، بلکه میتواند هزینههای سیاسی و اقتصادی آن را افزایش دهد. از نگاه فارن پالیسی ، هرچه پایان جنگ بیشتر به تأخیر بیفتد و هرچه دولت آمریکا بیشتر بر روایت پیروزی تأکید کند، آسیبهای واردشده به اعتبار آمریکا و شخص ترامپ نیز بیشتر خواهد شد.
بر همین اساس، فارن پالیسی معتقد است بهترین راه برای عبور از این بحران، پذیرش واقعیتهای موجود، پایان دادن به جنگ و حرکت به سمت یک توافق سیاسی است؛ هرچند خود او نیز اذعان دارد که بعید است ترامپ چنین مسیری را انتخاب کند.
