تورم خدمات در فروردین ۱۴۰۵ به یکی از مهمترین نشانههای تغییر ماهیت تورم در اقتصاد ایران تبدیل شده است. در حالی که تورم سالانه کل اقتصاد ۵۰.۶ درصد و تورم نقطهبهنقطه ۶۷ درصد اعلام شده، جهش ۳۸ درصدی شاخص بهای خدمات در یک ماه نشان میدهد فشار تورمی از بازار کالاها به بخشهایی مانند درمان، تعمیرات، حملونقل، رستوران، آرایشگاه و سایر خدمات روزمره منتقل شده است. اهمیت این تغییر در آن است که تورم خدمات برخلاف تورم کالاها بهسادگی با واردات، تزریق ارز یا کنترل مقطعی بازار مهار نمیشود و میتواند نشانه ریشهدار شدن تورم در اقتصاد باشد.
جهان صنعت نیوز – فروردین ۱۴۰۵ برای اقتصاد ایران ماهی متفاوت بود. در ظاهر، آمار رسمی از تورم سالانه ۵۰.۶ درصدی و تورم نقطهبهنقطه ۶۷ درصدی حکایت دارد، اما جزئیات این آمار تصویر نگرانکنندهتری نشان میدهد. بخش خدمات، یعنی همان بخشی که مردم در زندگی روزمره بیشترین تماس را با آن دارند، با جهشی کمسابقه روبهرو شده است.
بر اساس دادههای رسمی، تورم ماهانه کالاها در فروردین ۹.۵ درصد بوده، اما شاخص بهای خدمات نسبت به ماه قبل ۳۸ درصد افزایش یافته است. این یعنی هزینههایی مانند آرایشگاه، تعمیرات خانه و خودرو، ویزیت پزشک، رستوران و خدمات شهری در یک ماه بیش از یکسوم رشد کردهاند.
اهمیت این مسئله تنها در بزرگی عدد نیست. اقتصاددانان معمولاً میان تورم کالا و تورم خدمات تفاوت قائل میشوند. تورم کالا میتواند تحتتأثیر نوسان ارز، اختلال در واردات یا افزایش قیمتهای جهانی ایجاد شود و در صورت تغییر این عوامل، تا حدی قابل کنترل باشد. اما وقتی تورم به خدمات سرایت میکند، نشانه آن است که فشار قیمتی وارد لایههای پایدارتر اقتصاد شده است.
روایت دوگانه آمار
در نگاه نخست، تورم نقطهبهنقطه کالاها همچنان بالاتر از خدمات است. شاخص کالاها در فروردین نسبت به فروردین سال قبل ۹۵.۷ درصد افزایش داشته، در حالی که تورم نقطهبهنقطه خدمات ۳۹.۱ درصد بوده است. اما آنچه زنگ خطر را به صدا درآورده، شتاب تورم ماهانه خدمات است.
تورم ماهانه شاخص کل در فروردین ۷ درصد اعلام شده، کالاها ۹.۵ درصد رشد کردهاند و خدمات با جهشی ۳۸ درصدی رکوردی نگرانکننده ثبت کردهاند. این اختلاف نشان میدهد اگرچه سطح تورم کالایی هنوز بالاتر است، اما موج جدید گرانی در حال انتقال به بخش خدمات است.
برای فهم ملموستر ماجرا، اگر هزینه یک خدمت آرایشگاهی در بهمن ۱۴۰۴ حدود ۵۰۰ هزار تومان بوده، بر اساس این رشد قیمتی در فروردین میتوانسته به حدود ۶۹۰ هزار تومان برسد. یا هزینه تعمیر یک ماشین لباسشویی که پیشتر ۴۰۰ هزار تومان بود، در چنین شرایطی به بیش از ۵۵۰ هزار تومان افزایش یافته است.
این اعداد میانگیناند و در برخی گروههای خدماتی، جهشها بسیار شدیدتر بوده است.
کدام خدمات بیشترین رشد را داشتند؟
در میان زیرگروههای خدماتی، برخی بخشها رشد بسیار بالاتری از میانگین تجربه کردهاند. گروههای متفرقه، حملونقل و ارتباطات به ترتیب با افزایش ماهانه ۸۸ درصد، ۸۵ درصد و ۲۰.۶ درصد در صدر جهشهای قیمتی قرار گرفتهاند.
این ارقام نشان میدهد هر خدمتی که به حملونقل، انرژی، نیروی انسانی یا قطعات وارداتی وابسته بوده، با فشار قیمتی سنگینتری روبهرو شده است. در مقابل، گروه تحصیل تنها ۰.۴ درصد افزایش ماهانه داشته است. با این حال این عدد نمیتواند نشانه ثبات پایدار در آموزش باشد، زیرا شهریه مدارس و دانشگاهها معمولاً در آغاز سال تحصیلی تعیین میشود و بخش اصلی افزایش هزینه آموزش در پاییز نمایان خواهد شد.
سه موتور گرانی خدمات
افزایش شدید هزینه خدمات را میتوان حاصل همزمانی چند عامل دانست. نخستین عامل جهش نرخ ارز است. در دوازده ماه منتهی به فروردین ۱۴۰۵، نرخ ارز آزاد از حدود ۸۵ هزار تومان به بیش از ۱۶۰ هزار تومان رسیده و حدود ۸۸ درصد افزایش یافته است. این تغییر نه تنها کالاهای وارداتی را گران کرده، بلکه هزینه خدمات وابسته به قطعات، تجهیزات یا مواد مصرفی وارداتی را نیز بالا برده است.
عامل دوم افزایش دستمزدهاست. دولت در پایان سال ۱۴۰۴ حداقل دستمزد کارگران را ۶۰ درصد افزایش داد. این تصمیم از منظر حمایت از معیشت نیروی کار ضروری بود، اما برای کسبوکارهای خدماتی خرد، یک افزایش جدی در هزینه تمامشده محسوب میشود. کافهها، تعمیرگاهها، آرایشگاهها و سایر واحدهای کوچک خدماتی ناچارند این هزینه را به قیمت نهایی منتقل کنند.
عامل سوم انتظارات تورمی است. وقتی مردم و فعالان اقتصادی انتظار دارند قیمتها همچنان بالا برود، رفتارها نیز تورمی میشود. ارائهدهندگان خدمات پیش از آنکه تمام هزینهها افزایش یافته باشد، قیمتها را بالا میبرند تا از موج بعدی عقب نمانند. مصرفکنندگان نیز در صورت امکان خرید برخی خدمات را جلو میاندازند. این رفتار جمعی، تورم را به پدیدهای خودتقویتکننده تبدیل میکند.
رکود در دل تورم خدمات
بخش خدمات اکنون با تناقضی خطرناک روبهرو است. از یک سو هزینه نیروی کار، اجاره، انرژی، قطعات وارداتی و مواد مصرفی افزایش یافته و قیمت تمامشده خدمات بالا رفته است. از سوی دیگر، قدرت خرید مردم بر اثر تورم عمومی کاهش یافته و تقاضا برای بسیاری از خدمات افت کرده است.
در چنین وضعیتی، کسبوکارهای خدماتی میان دو انتخاب دشوار گرفتار میشوند. اگر قیمتها را متناسب با هزینهها افزایش دهند، بخشی از مشتریان خود را از دست میدهند. اگر قیمتها را پایین نگه دارند، با زیان انباشته و خطر تعطیلی مواجه میشوند.
شواهد میدانی نشان میدهد برخی مشاغل خدماتی از آرایشگاهها و کافهها تا تعمیرگاهها و آموزشگاههای زبان، با کاهش ۳۰ تا ۵۰ درصدی مراجعه نسبت به سال قبل روبهرو شدهاند. همزمان تعداد کسبوکارهای خدماتی تعطیلشده در سه ماه نخست ۱۴۰۵ نسبت به مدت مشابه سال قبل افزایش چشمگیری داشته است.
این وضعیت همان چیزی است که میتوان آن را تورم رکودی خدمات نامید؛ قیمتها بالا میروند، اما تقاضا کاهش مییابد. ادامه این چرخه به کاهش عرضه خدمات و در نهایت افزایش دوباره قیمتها منجر میشود.
چرا تورم خدمات خطرناکتر است؟
تورم کالاها معمولاً بیشتر به عوامل بیرونی مانند نرخ ارز، تحریم، خشکسالی یا قیمتهای جهانی وابسته است. اگر این عوامل کنترل شوند، بخشی از فشار قیمتی کالاها نیز کاهش مییابد. اما تورم خدمات به متغیرهایی متصل است که برگشتپذیری کمتری دارند؛ دستمزد، انرژی و انتظارات تورمی.
وقتی دستمزدها افزایش پیدا میکند، معمولاً به سطح قبلی بازنمیگردد. وقتی انتظارات تورمی در ذهن مردم تثبیت میشود، مهار آن به سیاستگذاری بلندمدت و بازسازی اعتماد عمومی نیاز دارد. به همین دلیل، سرایت تورم از کالاها به خدمات نشانهای از مزمن شدن تورم است.
جهش ۳۸ درصدی تورم ماهانه خدمات در فروردین ۱۴۰۵ را باید از همین زاویه تحلیل کرد. این عدد نشان میدهد اقتصاد ایران در آستانه عبور از تورم کالایی به تورم خدماتی قرار گرفته؛ عبوری که بازگشت از آن دشوار و پرهزینه خواهد بود.
