به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل از نیویورکر، سال‌ها پیش، مدارس ورودش را قدغن کرده بودند، روزنامه‌نگاران از ارجاع به آن شرمسار می‌شدند و استادان دانشگاه با لحنی هشدارآمیز از «خطای معرفت‌شناختی» این دانشنامه می‌گفتند: «نمی‌دانید چه کسی این مقالات را نوشته و چه هدفی دارد!»

اما حالا با گذشت ربع قرن، دانشنامه‌ای با سی میلیارد واژه به ۳۰۰ زبان، پیروزمندانه بر ستیغ دانش بشری ایستاده است؛ ساختاری غول‌آسا که به تعبیر ریچارد کوک در کتاب تازه خود، «پناهنده‌ای از اینترنتی است که قرار بود روزی رویای تحقق‌یافته ما باشد».

کتاب «آخرین بهترین مکان در اینترنت: تاریخچه انسانی ویکی‌پدیا» نوشته ریچارد کوک، روایت زیست این خرده‌فرهنگ شگفت‌انگیز است. کوک به جای غرق شدن در متون، به سراغ روح‌بخشندگان این تمدن دیجیتال می‌رود؛ جامعه‌ای از داوطلبان شوریده و خسته‌ناپذیر. از کدنویسان سابق دچار جامعه‌هراسی گرفته تا مورخان هنری بی‌مدرک و خانه‌نشین که در کاروان‌های مسافرتی‌شان شب را به صبح می‌دوختند تا غلط‌های اینترنتی غریبه‌ها را اصلاح کنند. ویکی‌پدیا شهری بود که به تعبیر یکی از اعضای ارشدش، «توسط مبتلایان به آسپرگر (نوعی اختلال ذهنی) بنا شد»؛ مطرودانی که انرژی و تمایلات غیرعادی‌شان در جامعه واقعی خریدار نداشت، اما در دنیای پیکسل‌ها امپراتوری دانش را خلق کردند.

اما این رویای شیرین، امروز با تلخ‌ترین پارادوکس تاریخ فناوری دست‌وپنجه نرم می‌کند. ویکی‌پدیا در چهار سال گذشته یک‌چهارم از بازدیدکنندگان ماهانه خود را از دست داده است. طنز ماجرا اینجاست که قاتلان اصلی این دانشنامه، بزرگ‌ترین وام‌داران آن هستند. چت‌بات‌های هوش مصنوعی مانند ChatGPT، کلود و جمینای، بر سفره بی‌دریغ ویکی‌پدیا به عنوان غنی‌ترین دیتابیس متنی تاریخ بشر نشستند، تغذیه شدند و بالیدند، و حالا ترافیک کاربران را پیش از رسیدن به منبع اصلی می‌ربایند. مرغ تخم‌طلایی اینترنت، به دست جیره‌خوارانش در حال سلاخی است.

از سوی دیگر، سرطانی درونی نیز جان دانشنامه را می‌تراشد: فرهنگ «حذف‌گرایی» یا نازی‌های حذف! متولیان و قاضیان سخت‌گیری که با وسواسی جنون‌آمیز، روح عامه‌پسند و پذیرنده روزهای اولیه را کشتند و هزاران مقاله را به جرم عدم «سرشناسی» به تیغ سانسور سپردند.

حالا با ورود مدل‌های زبانی بزرگ و دانشنامه‌های ماشین‌نوشت چون «گروک‌پدیا»، خطر اصلی متوجه بنیان دانایی انسان است. ویکی‌پدیا اگرچه خالی از خطاهای برآمده از تعصبات غربی و مردانه نبود، اما دست‌کم عرصه دموکراتیکی برای چانه‌زنی بشر بر سر «واقعیت متفق‌القول» به شمار می‌رفت. هوش مصنوعی اما ما را از اتاق نویسندگان حقیقت بیرون می‌راند و کلید دانش را به اولیگارش‌های فناوری می‌سپارد.

شاید روزگار این شاهکار جمعی به پایان رسیده باشد و دانشنامه‌نویسان آینده صرفاً نگهبانان محصولات یخ‌زده ماشین‌ها باشند؛ اما تا آن روز، هنوز زمان باقی است تا در برابر سیلاب الگوریتم‌ها بایستیم و فریاد بزنیم: «نیازمند مرجع!»

مشاهده خبر در سایت اطلاعات