به گزارش اطلاعات آنلاین، تقوایی در ۲۲ تیر ۱۳۲۰ در روستایی عرب‌نشین در حوالی آبادان چشم به جهان گشود. او از همان روزهای نوجوانی با دنیای تصویر و کلمه آشنا شد؛ روزهایی که با یک دوربین عکاسی اهدایی از معلم دبستان و پروژکتوری کوچک، نخستین جرقه‌های هنرمندی‌اش زده شد. او پیش از آنکه پشت دوربین فیلم‌برداری قرار گیرد، جادوی ادبیات را لمس کرده بود. انتشار مجموعه داستانِ «تابستان همان سال» در جوانی، گویای تسلط او بر لحن و روایت بومی بود؛ اثری که به گفته‌ی جلال آل‌احمد، نخستین داستان‌های کارگری-صنعتی را در ادبیات ایران رقم زد. اما سخت‌گیری‌ها و توقیف‌ها زودتر از آنچه تصور می‌شد به سراغش آمدند. خود او در این باره روایت کرده است که زمانی که متوجه شد از راه ادبیات آینده‌ای ندارد و اگر قرار است با سلیقه خودش بنویسد همیشه با مشکل مواجه خواهد بود، به سینما آمد.

با ورود به سینما، تقوایی به همراه نسل طلاییِ موج نوی سینمای ایران، بنیان‌های هنر مدرن را در این سرزمین پی ریخت. ساخت فیلم‌هایی چون «آرامش در حضور دیگران» — که به تعبیر خود او تنهاترین فیلم سیاسی واقعی سینمای ایران بود — راهی تازه اما پرمخاطره را گشود. سریالی ماندگار چون «دایی‌جان ناپلئون» نیز نشان داد که او چگونه می‌تواند عمیق‌ترین لایه‌های اجتماعی و طنزِ تلخِ جامعه را با روایتی عامه‌پسند و فاخر درهم‌آمیزد؛ اثری که به گفته خودش، با ظرفیت بالای ارتباط با توده مردم خلق شد و تا ابد در حافظه جمعی ایرانیان ماندگار ماند.

تقوایی در مقام یک فیلم‌سازِ مؤلف، هرگز تن به مصلحت‌اندیشی نداد. وسواس‌های هنری، تعهد عمیقش به واقعیت زیستِ مردم و پافشاری بر استقلالِ فکری‌اش باعث شد در کارنامه چنددهه‌ای خود، آثار انگشت‌شمار اما درخشانی خلق کند. شاهکارهایی نظیر «ناخدا خورشید» که اقتباسی درخشان از ارنست همینگوی است، یا پروژه‌های بزرگی که هرگز به سرانجام نرسیدند؛ از «کوچک جنگلی» تا فیلم‌های ناتمامی چون «زنگی و رومی» و «چای تلخ» که به بهانه‌های گوناگون در چنگال موانع اجرایی قربانی شدند. او در گفت‌وگوها و خاطراتش با صراحت تأکید کرده بود که خانه‌نشستن، خواندن و نوشتن را به ساختن فیلمی که مورد علاقه‌اش نیست ترجیح می‌دهد.

زندگی ناصر تقوایی، داستان فرساینده‌ مردی بود که نخواست از آرمان‌هایش کوتاه بیاید. در صبح ۲۲ مهر ۱۴۰۴، همسرش مرضیه وفامهر با انتشار خبری تلخ، پرواز این هنرمند آزاده را اعلام کرد؛ هنرمندی که به وصیت خودش، با مشایعت سفیدپوشان در امامزاده طاهر کرج به خاک سپرده شد تا در آرامش ابدی، به تماشای تاریخ پرالتهابی بنشیند که خود راوی راستین آن

مشاهده خبر در سایت اطلاعات