به گزارش اطلاعات آنلاین، لطیفپور به ادبیات فارسی عشق میورزید و برای نگارش و سینک کردن دیالوگها زمانهای طولانی صرف میکرد؛ چنانکه گفته میشود برای نمایشنامه «اتللو»، هفت ترجمه را مقایسه کرد و سه ماه تمام روی تنظیم دیالوگهای آن وقت گذاشت. او مدیریت دوبلاژ آثار شاهکار سینمای جهان از جمله اتللو، توت فرنگیهای وحشی، بینوایان و همچنین تمامی آثار پیش از انقلاب داریوش مهرجویی (از جمله فیلم ماندگار گاو) را بر عهده داشت و بازیگران را مجبور کرد به جای خود نقشآفرینی کنند. صدای گرم و آرام او را نیز در مقام راوی در آثار خاطرهانگیزی چون سریال داییجان ناپلئون، دلیران تنگستان، مستند راز بقا و انیمیشن باغ گلها در یادها مانده است..
لطیفپورعلاقه به هنر نمایش را از زمان نوجوانی کشف کرد. او در مصاحبهای روایت میکند که به واسطه شغل پدرش –که رئیس اداره ثبت احوال شهرستانها بود– مدام در سفر و جابهجایی بوده است. او سرانجام هنگامی که در سال اول متوسطه تحصیل میکرد به تهران بازگشت و در مدرسه تاریخی دارالفنون مشغول به تحصیل شد. در همان دوران بود که با جعفر والی آشنا شد و با اشتیاقی که به دنیای نمایش داشت، همزمان با دبیرستان، به «هنرستان هنرپیشگی» رفت.
این هنرمند فعالیت جدی در تئاتر را در دانشکده هنرهای زیبا و انجمن ایران و آمریکا پی گرفت و در کنار چهرههایی چون علی نصیریان، پرویز بهرام و فهیمه راستکار به هنرآفرینی پرداخت. در آن دوران پرشور، او و یارانش در خانه شاهین سرکیسیان جمع میشدند و در زیرزمینی که در و دیوار حمام آن با گونی پوشانده شده بود تا صدا نپیچد، نخستین اتودها و تجربههای سخت دوبله را رقم زدند. لطیفپور درباره آن روزها میگوید: «کار برای ما بسیار سخت بود؛ مثلاً من سهچهار روز پیاپی فقط کار میکردم، بدون اینکه لحظهای چشم بر هم بگذارم.»
او کار حرفهای خود را در اوایل دهه ۳۰ با مدیریت دوبلاژ فیلمهای لهستانی آغاز کرد. لطیفپور با وسواس مثالزدنی خود، استودیو «سایه» را تأسیس کرد و بسیاری از نامهای بزرگ دوبله ایران همچون ژاله کاظمی، زهره شکوفنده و پرویز بهرام کار خود را با او آغاز کردند یا به نقطه اوج رسیدند. او حتی منوچهر نوذری جوان را پس از بازدید از یک دبیرستان پسرانه و کشف استعداد بینظیرش به عرصه گویندگی معرفی کرد. همچنین برای دوبله آثار جری لوئیس، با هوشمندی حمید قنبری (بازیگر تئاتر) را برگزید که صدایی دقیقاً منطبق با این کمدین داشت.
لطیفپور در سال ۱۳۵۶ ایران را به مقصد اروپا و سپس کانادا ترک، و برای همیشه کار دوبله را رها کرد تا سرانجام در دیماه ۱۴۰۱ در خارج از کشور چشم از جهان فروبست اما کارنامهای از لطیفترین دوبلهها را برای ایرانیان به یادگار گذاشت.

