به گزارش آفتاب نیوز،

دهه‌ پنجاهی‌ها و دهه‌شصتی‌ها حتما یادشان هست که در دوران تحصیل‌شان در مدارس، مشت، لگد، خط‌کش آهنی و گذاشتن خودکار و مداد میان انگشتان بخشی از ابزار تربیت و کنترل دانش‌آموزان بود. حالا با گذشت بیش از ۴۰‌سال، دسته صندلی نیز به این ابزارها اضافه شده است! مصدومیت دانش‌آموز پایه یازدهم در شهرستان بم طی روزهای اخیر، بار دیگر پرونده قدیمی خشونت علیه دانش‌آموزان توسط کادر مدارس را به میان آورده است. 

به گفته مدیر آموزش‌وپرورش شهرستان بم، اختلاف میان چند دانش‌آموز در زنگ ورزش به داخل سالن کشیده شده و همزمان کلاس درس یکی از معلمان نیز در حال برگزاری بوده است. در جریان این کشمکش‌ها یکی از دانش‌آموزان با در برخورد کرده و در ادامه شش‌دانش‌آموز دیگر نیز به داخل کلاس پرتاب شدند و اتفاق ناگواری رخ داده است. مدیر آموزش‌وپرورش این شهرستان اعلام کرده که معلم موردنظر فعلا از حضور در کلاس تعلیق شده و رسیدگی به موضوع نیز در دستور کار قرار دارد. 

در مقابل اما پدر دانش‌آموز مصدوم روایت دیگری از ماجرا دارد. او گفته است که فرزندش صرفا برای پرسیدن سوالی درباره برگزاری کلاس وارد فضای کلاس شده که تعدادی از دانش‌آموزان او را به داخل هل دادند. معلم بدون بررسی ماجرا با دسته صندلی به سر و صورت فرزندش کوبیده و او را به‌شدت مجروح کرده است. پدر امیرحسین گفته که همین معلم سال گذشته نیز با پرخاشگری لفظی، گلوی فرزندش را به‌گونه‌ای فشرده که نزدیک بوده خفه شود؛ اتفاقی که با دخالت دیگر معلمان پایان یافته است.

در چنین شرایطی این پرسش مطرح می‌شود که آیا آموزش‌وپرورش نباید پیش از بروز چنین حوادثی از وضعیت و شرایط روحی نیروهای خود اطمینان حاصل کند؟ این روزها که دیگر اعصاب و حوصله‌ای برای جامعه باقی نمانده بیش از هر زمان دیگری ضرورت دارد که احترام و آرامش در مدارس هم از سوی معلمان و هم ازسوی دانش‌آموزان رعایت شود.

نگاه پادگانی به مدارس

علی بهشتی‌نیا، کارشناس آموزشی با اشاره به افزایش اخبار مربوط به خشونت در مدارس به «جهان‌صنعت» گفت: این‌اتفاقات پدیده تازه‌ای نیستند اما به نظر می‌رسد حجم و شدت خشونت در مقایسه با سال‌های گذشته افزایش پیدا کرده است. البته بخشی از بیشتر دیده‌شدن این اتفاقات به گسترش رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی برمی‌گردد چراکه امروز چنین حوادثی بیش از گذشته درمعرض دید عموم قرار می‌گیرند.

در حوزه آموزش مهارت‌های اجتماعی و مدیریت هیجان به دانش‌آموزان ضعف داشتیم و نتوانستیم به آنها آموزش دهیم که در شرایط عصبانیت چگونه خودشان را کنترل کنند. این آموزش‌ها باید ازطریق معلمان، کتاب‌های درسی و سیاست‌های کلی آموزش و پرورش دنبال شود؛ ضرورتی که امروز بیش از گذشته احساس می‌شود. وی یکی دیگر از عوامل موثر در خشونت مدارس را نگاه اقتدارگرایانه به محیط آموزشی دانست و افزود: سال‌هاست که با نوعی نگاه پادگانی در مدارس مواجه هستیم. نگاهی که فضای گفت‌وگو را کمرنگ کرده است.

مدیران مدارس باید بیشتر با دانش‌آموزان گفت‌وگو کنند و به حرف‌ها و خواسته‌های آنها گوش دهند تا اختلاف‌ها پیش از رسیدن به مرحله خشونت حل‌وفصل شوند. به اعتقاد من، گفت‌وگومحورشدن مدارس می‌تواند در کاهش این اتفاقات تاثیرگذار باشد.

اضطراب از پشت نیمکت‌های ابتدایی

این کارشناس آموزشی با اشاره به فشارهای تحصیلی و رقابت میان دانش‌آموزان توضیح داد: بخشی از خشونت‌ها در محیط‌های آموزشی به فشار تحصیلی، ترس از شکست، عقب‌ماندن از دیگران و رقابت‌های ناسالم برمی‌گردد. امروز فضای کنکور و آزمون و تست که در گذشته بیشتر به سال‌های پایانی تحصیل اختصاص داشت به دوره ابتدایی و متوسطه اول هم رسیده است.

برگزاری آزمون‌های مختلف، رقابت برای ورود به مدارس سمپاد و نمونه دولتی و نگرانی از جاماندن از دیگر دانش‌آموزان می‌تواند اضطراب و ترس ایجاد کند و زمینه رقابت ناسالم را افزایش دهد. البته همه خشونت‌ها به این بخش مربوط نیست و برخی از مسائلی که مطرح کردم بیشتر درباره دانش‌آموزانی صدق می‌کند که ارتباط کمتری با فضای تحصیل و مدرسه دارند.

جامعه عصبانی است

بهشتی‌نیا با اشاره به تاثیر شرایط اجتماعی و اقتصادی جامعه بر رفتار دانش‌آموزان و معلمان اظهار کرد: جامعه ایران امروز جامعه‌ای عصبانی است. فشارهای اقتصادی که به خانواده‌ها و معلمان وارد می‌شود، تاب‌آوری هر دو گروه را کاهش داده است. وقتی خانواده و معلم تحت فشار قرار دارند، توان و حوصله کمتری برای مدیریت اختلاف‌ها و حل مسائل از طریق گفت‌وگو خواهند داشت. در گذشته گاهی خانواده‌ها با تنبیه بدنی فرزندانشان موافقت می‌کردند و حتی چنین رفتاری را به معلم واگذار می‌کردند.

البته این نگاه هم از نظر من پسندیده و قابل تایید نیست اما امروز شرایط تغییر کرده و گاهی خود خانواده‌ها با معلمان و مسوولان مدرسه درگیر می‌شوند. از طرف دیگر ارتباط میان خانواده و مدرسه نیز کمرنگ شده است. در چنین شرایطی هم تاب‌آوری خانواده‌ها کاهش پیدا کرده و هم معلمان و مدیران مدارس حوصله و توان کمتری برای گفت‌وگو و توضیح‌دادن مسائل دارند.

دشواری کنترل کلاس برای معلمان

این کارشناس آموزشی تراکم بالای کلاس‌ها را یکی دیگر از عوامل افزایش درگیری در مدارس عنوان کرد و گفت: افزایش تعداد دانش‌آموزان در کلاس، مدیریت فضای آموزشی را برای معلم دشوارتر کرده است. هرچه تعداد دانش‌آموزان بیشتر باشد همهمه و شلوغی کلاس نیز افزایش پیدا می‌کند و ممکن است معلم کنترل کلاس را از دست بدهد. کاهش تراکم دانش‌آموزان می‌تواند به مدیریت بهتر کلاس و کاهش درگیری‌ها کمک کند. در درس‌هایی مانند علوم، فیزیک و شیمی، وجود کارگاه و آزمایشگاه اهمیت زیادی دارد.

وقتی امکان انجام آزمایش به شکل عملی وجود نداشته باشد معلم ناچار است آموزش را به شیوه دیگری پیش ببرد در حالی که دانش‌آموز باید آن آزمایش را به صورت عملی تجربه کند. همین شرایط می‌تواند به شلوغی کلاس و افزایش همهمه منجر شود و درنهایت احتمال درگیری را بیشتر کند.

تحقیر معلم و خشونت متقابل دانش‌آموز و کادر آموزشی

بهشتی‌نیا با اشاره به کاهش منزلت معلمان در محیط‌های آموزشی افزود: بخشی از خشونت معلمان علیه دانش‌آموزان نیز به توهین و تحقیرهایی برمی‌گردد که برخی معلمان از سوی تعدادی از دانش‌آموزان تجربه می‌کنند. به‌ویژه معلمان تازه‌وارد در همان سال‌های نخست فعالیت از سوی دانش‌آموزان ارزیابی می‌شوند و گاهی با رفتارها و کلام توهین‌آمیز مواجه هستند. نسل جدید دانش‌آموزان در بیان نظرات خود صریح‌تر شدند و گاهی به‌راحتی از الفاظی استفاده می‌کنند که در نسل‌های گذشته جزو خطوط قرمز محسوب می‌شد. چنین رفتارهایی برای برخی دانش‌آموزان عادی شده است.

در این شرایط، معلمی که نگاه سنتی دارد ممکن است نتواند چنین رفتارهایی را تحمل کند و معلمی هم که به دنبال اثبات توانمندی خود بوده ممکن است به سمت تنبیه و خشونت برود. در واقع میان دانش‌آموز و معلم اصطکاک به وجود آمده و این اصطکاک از هر دو طرف تکرار می‌شود. دانش‌آموز با معلم درگیر می‌شود و معلم نیز ممکن است در واکنش به رفتار دانش‌آموز به خشونت متوسل شود. این چرخه به‌تدریج تکرار می‌شود و درگیری‌ها را افزایش می‌دهد.

دانش‌آموزان احترام می‌خواهند

بهشتی‌نیا می‌گوید: دانش‌آموزان نسل جدید به احترام نیاز دارند. به نظر من، دانش‌آموزان نه در جامعه و نه در مدرسه احساس کرامت و توجه کافی ندارند. مدرسه باید مامن و پناهگاهی برای آنها باشد و این احساس احترام و ارزشمندی را در دانش‌آموزان زنده نگه دارد.

البته ایجاد چنین فضایی کار ساده‌ای نیست و فقط یک معلم نمی‌تواند به‌تنهایی در این زمینه تاثیرگذار باشد. برای مثال یک دانش‌آموز در دوره متوسطه ممکن است با ۱۳یا۱۴معلم مختلف سروکار داشته باشد بنابراین همه عوامل مدرسه از معلم و مدیر گرفته تا معاونان باید در ایجاد احساس کرامت و احترام در دانش‌آموزان نقش داشته باشند. درمقابل از دانش‌آموزان نیز انتظار می‌رود که به کرامت معلمان و دیگر عوامل مدرسه احترام بگذارند.

بازتاب خشم جامعه در کلاس‌های درس


این کارشناس آموزشی با اشاره به تاثیر رفتارهای اجتماعی بر فضای مدارس بیان کرد: سیاست‌های فرهنگی و سازمانی آموزش و پرورش در شکل‌گیری این شرایط تاثیرگذار بودند. جامعه دچار خشم و تنش شده و بازتاب این وضعیت را در مدارس هم می‌بینیم. دانش‌آموزان از جامعه خود الگو می‌گیرند و ممکن است خشونتی را که در محیط‌های دیگر مشاهده کردند در مدرسه و در برخورد با همکلاسی‌ها یا معلمان بروز دهند.

مدرسه در گذشته مرجعی بود که قرار بود مسیر آینده دانش‌آموزان را مشخص کند اما امروز بخشی از این اعتبار و جایگاه خود را از دست داده است. مدرسه دیگر مانند گذشته به‌عنوان یک نهاد رسمی و تاثیرگذار در آینده دانش‌آموزان شناخته نمی‌شود. به همین دلیل برخی دانش‌آموزان با بی‌اهمیتی بیشتری با مجموعه مدرسه از مدیر و معاون گرفته تا معلم و دیگر دانش‌آموزان، برخورد می‌کنند. این وضعیت نیز می‌تواند زمینه بروز درگیری و خشونت را فراهم کند.

اقتدار معلم با تنبیه بدنی به دست نمی‌آید

بهشتی‌نیا با اشاره به ضعف قوانین و مقررات موجود افزود: به نظر من، هیچ‌گاه نباید به سمت تنبیه بدنی برویم. اقتدار معلم باید بر پایه احترام شکل بگیرد و نه خشونت. اگر می‌خواهیم از رسیدن اختلاف‌ها به مرحله درگیری جلوگیری کنیم باید از قبل برای مسائل و آسیب‌های اجتماعی موجود در مدارس قانون و ضوابط مشخصی داشته باشیم. در برخی زمینه‌ها هنوز قوانین مشخص و به‌روزی نداریم. برای مثال درباره آوردن تلفن همراه به مدرسه، سال‌هاست که بحث و اختلاف وجود دارد اما همچنان ضوابط روشنی برای آن تعریف نشده است. مسوولان باید کنار یکدیگر بنشینند و برای مسائل و آسیب‌های اجتماعی مدارس، حدومرزهای مشخصی تعیین کنند.

این کارشناس آموزشی در پایان با تاکید بر ضرورت حمایت همزمان از معلم و دانش‌آموز اظهار کرد: معلم باید ازسوی سازمان خود مورد حمایت قرار بگیرد و دانش‌آموز نیز باید از حقوق مشخصی برخوردار باشد. نمی‌توان یک طرف را بدون توجه به شرایط و حقوق طرف دیگر در نظر گرفت. به اعتقاد من، بازنگری در قوانین گذشته، تدوین مقررات جدید و طراحی نقشه راهی روشن برای آینده مدارس می‌تواند در کاهش این مشکلات موثر باشد. قوانین موجود در بسیاری از موارد قدیمی و سنتی هستند و نیاز به بازتعریف و اجرای جدی دارند. اگر برای معلم، دانش‌آموز و مجموعه مدرسه ضوابط مشخص و قابل اجرا داشته باشیم می‌توان امیدوار بود که بخشی از این درگیری‌ها و خشونت‌ها کاهش پیدا کند.

مشاهده خبر در سایت آفتاب