ناوگان هوایی کشور سالهاست با مساله فرسودگی و کاهش آمادگی عملیاتی دستوپنجه نرم میکند؛ مشکلی که آثار آن را نمیتوان تنها در عمر بالای هواپیماها جستوجو کرد. محدودیت در تامین قطعات، دشواری دسترسی به خدمات فنی، هزینههای سنگین تعمیر و نگهداری و موانع نوسازی ناوگان هوایی، شرایطی ایجاد کرده که حفظ هواپیماهای موجود در چرخه پرواز به یکی از چالشهای جدی شرکتهای هواپیمایی تبدیل شده است.
در چنین وضعیتی، هر نقص فنی فراتر از یک اختلال معمول در برنامه پروازی عمل کرده و بخشی از ظرفیت جابهجایی مسافر را از دسترس خارج میکند. شرکتهای هواپیمایی به خودی خود از ناوهای محدودی برخوردارند و امکان جایگزینی هواپیماهای زمینگیرشده تقریبا صفر است. در واقع، صنعت هوانوردی ایران علاوه بر کمبود هواپیماهای جدید، با چالش حفظ و نگهداری ناوگان فعلی نیز مواجه است؛ چالشی که استمرار خدمات هوایی را تحتتاثیر قرار میدهد. زمینگیری هواپیماهای فعال، یکی پس از دیگری، نمونهای از پیامدهای این وضعیت بوده؛ اتفاقی که بار دیگر آسیبپذیری ایرلاینهای دارای ناوگان محدود و دشواری حفظ ظرفیت عملیاتی در شرایط فعلی را برجسته کرده است.
در شرایط فعلی، کاهش تعداد پروازها تنها بخشی از ماجراست چراکه تداوم این وضعیت میتواند برنامه پروازی شرکتها، تعهدات آنها در قبال مسافران و شرایط اقتصادی ایرلاینها را نیز تحتتاثیر قرار دهد. این مساله بخش اعظمی از ناوگان هوایی کشور را دربرمیگیرد و نشان از آن است که تحریمها تا چه اندازه بر توان عملیاتی و وضعیت نگهداری ناوگان هوایی ایران تاثیر گذاشتهاند.
ناوگان محدود، تعهدات گسترده
زمینگیری هواپیماها، آسیبپذیری فعالیت ایرلاینهایی را برجسته میکند که با تعداد محدودی هواپیمای عملیاتی به ارائه خدمات ادامه میدهند. در چنین شرایطی بروز نقص فنی در حتی یک هواپیما میتواند بخش قابلتوجهی از برنامه پروازی را مختل کند؛ مسالهای که در صورت تداوم، به افزایش لغو پروازها، برهمخوردن برنامه سفر مسافران و دشوارترشدن مدیریت عملیات منجر میشود.
برای شرکتی که بخش عمده فعالیت جاری آن به یک هواپیما وابسته شده، امکان جبران اختلالها نیز محدود خواهد بود. هواپیمای باقیمانده باید در چارچوب الزامات فنی و برنامه تعمیر و نگهداری فعالیت کند و نمیتوان بدون درنظرگرفتن این محدودیتها انتظار داشت که تمام ظرفیت ازدسترفته را جبران کند. از سوی دیگر بازگشت دوهواپیمای زمینگیرشده به چرخه عملیات نیز به تشخیص فنی، تامین قطعات موردنیاز و تکمیل مراحل تعمیر وابسته است.
فرسودگی ناوگان؛ چالش تکراری صنعت هوایی کشور
افزایش هزینه قطعات، خدمات فنی، سوخت، دستمزد نیروی انسانی و خدمات فرودگاهی از عوامل اثرگذار بر هزینه فعالیت شرکتهای هواپیمایی است. این مجموعه هزینهها در کنار محدودیتهای تامین تجهیزات میتواند فشار بیشتری بر شرکتهایی وارد کند که برای حفظ ظرفیت عملیاتی خود به تعمیر و نگهداری مستمر ناوگان نیاز دارند.
درچنینشرایطی افزایش هزینههای صنعت هوانوردی را نمیتوان تنها به تحریمها یا یک عامل مشخص نسبت داد. نرخ ارز، هزینههای خدمات فرودگاهی، قیمت قطعات و شرایط اقتصادی شرکتها همگی در شکلگیری هزینه نهایی فعالیت ایرلاینها نقش دارند. هرچند افزایش هزینههای عملیاتی میتواند بر اقتصاد شرکت و درنهایت قیمت بلیت اثر بگذارد میزان انتقال این هزینهها به مسافران به شرایط بازار، قوانین قیمتگذاری و وضعیت مالی هر شرکت وابسته است.
مسافران؛ حلقه متاثر از اختلال عملیاتی
پیامد مستقیم محدودشدن فعالیت هواپیماها و بهویژه اختلال در عملکرد ناوگان شرکتهای هواپیمایی، بیش از هر گروه دیگری متوجه مسافران است. زمینگیری هواپیماها و تغییر در برنامه پروازی، علاوه بر ایجاد تاخیر و احتمال لغو برخی پروازها، امکان برنامهریزی مطمئن برای سفر را نیز از مسافران سلب میکند. در چنین شرایطی، نگرانی درباره ایمنی پروازها، وضعیت فنی هواپیماهای فعال و میزان اطمینانپذیری برنامههای اعلامشده، به یکی از دغدغههای اصلی مسافران تبدیل شده است.
گزارشهای مردمی نیز حاکی از آن است که بخشی از مسافران، علاوه بر سردرگمی ناشی از تغییر برنامه پروازها، درباره وضعیت ایمنی پروازهایی که همچنان انجام میشوند، پرسشهایی دارند. این وضعیت در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا میکند که فرسودگی ناوگان هوایی و محدودیت دسترسی به هواپیماهای جایگزین، انعطاف شرکتهای هواپیمایی برای مدیریت اختلالات عملیاتی را کاهش داده است.
نوسازی ناوگان هوایی اجتنابناپذیر است
زمینگیری هواپیماهای کشور، بار دیگر موضوع نوسازی ناوگان و افزایش تعداد هواپیماهای آماده پرواز را مطرح میکند. با این حال، نوسازی ناوگان صرفا به خرید هواپیماهای جدید محدود نیست. دسترسی به قطعات، توسعه ظرفیت تعمیر و نگهداری، تامین منابع مالی و برنامهریزی برای جایگزینی هواپیماهای از سرویس خارجشده نیز در حفظ ظرفیت عملیاتی صنعت هوانوردی اهمیت دارد که در شرایط فعلی و باوجود تحریمها عملا غیرممکن است.
از طرفی محدود بودن ظرفیت جایگزین میتواند اثر یک نقص فنی را چند برابر کند. محدودیت در دسترسی به هواپیماهای جایگزین، دشواری تامین قطعات و هزینههای نگهداری ازجمله عواملی هستند که میتواند امکان حفظ آمادگی عملیاتی ناوگان را تحت فشار قرار دهد.
اثر تحریمها و دشواری حفظ هواپیماهای عملیاتی
قدیمیبودن بخشی اعظم هواپیماهای فعال در ایران و دشواری جایگزینی آن با ناوگان جدید ازجمله مسائل ریشهای صنعت هوانوردی کشور به شمار میرود. مساله زمانی پیچیدهتر میشود که افزایش نیازهای فنی با محدودیت دسترسی به قطعات و خدمات تخصصی همراه باشد.
در چنین وضعیتی نگهداری هواپیما در شرایط عملیاتی هزینه بیشتری به شرکت تحمیل میکند و ممکن است مدتزمان توقف آن برای انجام تعمیرات نیز افزایش یابد. این توقفها علاوه بر هزینه مستقیم تعمیر، یک زیان اقتصادی دیگر را به ایرلاینها تحمیل میکنند؛ ازدسترفتن درآمدی که هواپیما درصورت حضور در چرخه پرواز میتوانست ایجاد کند.
به بیان سادهتر هزینه زمینگیری یک هواپیما تنها به صورتحساب تعمیرگاه و خرید قطعات محدود نیست. شرکت هواپیمایی در تمام مدتی که هواپیما امکان پرواز ندارد بخشی از ظرفیت فروش و درآمد عملیاتی خود را نیز از دست میدهد. از این منظر تحریمها علاوه بر افزایش هزینههای نگهداری، با کاهش بهرهبرداری از داراییهای موجود، فشار مضاعفی بر منابع مالی شرکتهای هواپیمایی وارد میکنند.
ناگفته نماند که محدودیتهای صنعت هوانوردی ایران سابقهای طولانی دارد. تحریمها طی دهههای گذشته، دسترسی شرکتهای هواپیمایی به خرید هواپیما، تامین قطعات و استفاده از بخشی از خدمات فنی بینالمللی را دشوار کردند. محدودیتهای تحریمی میتواند بر تعداد هواپیماهای عملیاتی و ظرفیت پروازی کشور اثر بگذارد. محدودیت در تامین قطعات و دسترسی به خدمات فنی میتواند فرآیند تعمیر و بازگرداندن هواپیماها به چرخه پرواز را دشوارتر کند.
اگر رفع نقص به قطعاتی وابسته باشد که تامین آن زمانبر است مدت زمینگیری هواپیما نیز ممکن است افزایش یابد. از طرفی هواپیمایی که از چرخه عملیات خارج شده، درآمد حاصل از پروازهای برنامهریزیشده را ایجاد نمیکند، اما ممکن است همچنان هزینههایی برای نگهداری، تعمیر و تامین قطعات داشته باشد. در کنار این موضوع، لغو پروازها میتواند تعهدات شرکت در برابر مسافران را افزایش دهد و هزینههای مربوط به بازپرداخت بلیت یا ارائه خدمات جایگزین را به همراه داشته باشد.
از سوی دیگر، حفظ فعالیت با ناوگان محدود ممکن است انعطافپذیری شرکت را در تنظیم برنامههای پروازی کاهش دهد. در شرایطی که تنها یک هواپیما آماده عملیات باشد، امکان جبران تاخیرها و جایگزینی هواپیما در زمان بروز مشکل تازه محدود خواهد بود. افزایش هزینه قطعات، خدمات فنی، سوخت، دستمزد نیروی انسانی و خدمات فرودگاهی را از عوامل اثرگذار بر هزینه فعالیت شرکتهای هواپیمایی است. این مجموعه هزینهها در کنار محدودیتهای تامین تجهیزات میتواند فشار بیشتری بر شرکتهایی وارد کند که برای حفظ ظرفیت عملیاتی خود به تعمیر و نگهداری مستمر ناوگان نیاز دارند.
درچنینشرایطی افزایش هزینههای صنعت هوانوردی را نمیتوان تنها به تحریمها یا یک عامل مشخص نسبت داد. نرخ ارز، هزینههای خدمات فرودگاهی، قیمت قطعات و شرایط اقتصادی شرکتها همگی در شکلگیری هزینه نهایی فعالیت ایرلاینها نقش دارند.

