به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری تسنیم، در ادامه تحلیل‌های محافل رسانه‌ای و منطقه‌ای در مورد نتایج انتخابات آمریکا و تاثیر آن بر پرونده‌های مختلف از جمله تحولات منطقه، الجزیره در مقاله‌ای به قلم «عریب الرنتاوی»، نویسنده و تحلیلگر سیاسی برجسته اردنی نوشت: جنگی که در غزه آغاز شد و سپس علیه ایران گسترش یافت و به کل منطقه رسید، پیامدهای زیادی برای جیب آمریکایی‌ها و امنیت صهیونیست‌ها داشت و به همین دلیل تبدیل به عامل مهمی در تعیین نتیجه انتخابات آمریکا و اسرائیل شد.

سیلی محکم ایران به اردوگاه ترامپ

برای رای دهندگان آمریکایی که دو بار دونالد ترامپ، رئیس جمهور کنونی این کشور را با شعار "اول آمریکا" و وعده پایان دادن به جنگ‌ها به جای شروع آنها به کاخ سفید راه دادند، سیاست‌ها و ماجراجویی‌های او به ویژه در منطقه غرب آسیا بسیار ناامید کننده بود و حتی کسانی که به طور سنتی به حزب جمهوری‌خواه تعلق داشتند هم تصمیم گرفتند وفاداری خود را تغییر دهند.

برای ترامپ، حزبش و تیمش، و شاید به لطف هوشمندی رهبری ایران که تا این لحظه جنگ را متوقف کرده و به تعویق انداخت، انتخابات میان‌دوره‌ای در میان غرش کرکننده کشتی‌های جنگی آمریکا و ناوهای هواپیمابر، تهدیدهای استفاده از «سلاح‌های هسته‌ای تاکتیکی» و «مادر همه بمب‌ها» و خطر فزاینده ورود به یک جنگ طولانی با عواقب وخیم برای انرژی، کشتیرانی، کود و زنجیره‌های تأمین برگزار شد.

رای دهندگان آمریکایی که همچنان پیامدهای جنگ با ایران را در جیب‌های خود احساس می‌کنند، دیدند که مجبورند حتی برای رفتن به حوزه رای گیری، قیمت بی‌سابقه‌ای برای یک گالن بنزین جهت پر کردن باک خودروی خود بپردازند.

اما فارغ از نتیجه انتخابات و شکست بزرگی که ترامپ و حزب جمهوری‌خواه متحمل شدند، ما با ماه‌های حیاتی مملو از خطرات و تهدیدات مختلف در همه جبهه‌ها روبرو هستیم. بنابراین هیچ‌کس نباید با این سیلی بزرگی که رای دهندگان آمریکایی به صورت ترامپ و نتانیاهو زدند، میدان را ترک کند؛ زیرا همه گزینه‌ها روی میز هستند و صرفاً نمی‌توان به نتایج این انتخابات تکیه کرد.

نفرین غزه و ایران، آمریکایی‌ها را رها نخواهد کرد

پیامدهای ناشی از جنگ با ایران مهم‌ترین دلیل شکست ترامپ و حزبش در انتخابات میان دوره‌ای آمریکا بود، اما عوامل و محرک‌های داخلی دیگری هم وجود داشت که باید به آنها توجه کنیم. این عوامل، حداقل در سطح محلی، افکار عمومی آمریکا را شکل داده‌اند و همچنان شکل می‌دهند.

از جمله این عوامل می‌توان به لفاظی‌های تفرقه‌انگیز و تحریک‌آمیز ترامپ و تیمش اشاره کرد که سرشار از نژادپرستی علیه آمریکایی‌های غیرسفیدپوست است.

اما به طور کلی، نکته مسلم که حتی خود جمهوری‌خواهان و بیشتر دموکرات‌ها به آن اذعان دارند، این است که پیامدهای جنگ‌هایی که از زمان طوفان الاقصی گسترش یافته‌اند و در راس آنها جنگ اخیر علیه ایران که تبدیل به یک جنگ منطقه‌ای تمام عیار شد، از نظر مالی و معیشتی تاثیر منفی قابل توجهی بر زندگی آمریکایی‌ها گذاشته است.

این جنگ تاثیر بسیار تعیین کننده‌ای داشت و موازنه قدرت را تغییر داد و در واقع یک انقلاب علیه حامیان صهیونیسم در آمریکا بود و حتی آن دسته از افکار عمومی آمریکا که پیشتر سرسختانه از اسرائیل حمایت می‌کردند، بعد از مشاهده پیامدهای این جنگ بیهوده که فقط به خاطر اسرائیل آغاز شد، دچار تردید شدند.

در این میان در حالی که غزه، همانطور که کامالا هریس و جمعی از کارشناسان و سیاستمداران آمریکایی اذعان کرده‌اند، عاملی در شکست دموکرات‌ها در انتخابات 2024 بود، «نفرین غزه» که تا سواحل خلیج فارس، تنگه هرمز و تنگه باب المندب امتداد یافته، شکست ویرانگری را به رقبای جمهوری‌خواه آنها وارد کرده است.

اولین نشانه‌های این شکست ویرانگر جمهوری‌خواهان در انتخابات میان دوره‌ای روشن شد و ممکن است سرنوشت انتخابات ریاست جمهوری 2028 را هم رقم بزند.

نتانیاهو و سناریوی جنگ‌های ابدی برای فرار از شکست

اما در مورد انتخابات رژیم صهیونیستی، این داستان کاملاً متفاوت است، داستانی که عمدتاً حول محور نتانیاهو و جاه‌طلبی بی‌حد و حصر او برای ماندن در قدرت، حتی به قیمت ادامه جنگ‌های بیهوده‌ای که چیزی جز مرگ و ویرانی به همراه ندارند، و تحریک بیشتر آنها هر زمان که کورسوی امیدی برای حل و فصل در افق ظاهر می‌شود، می‌چرخد.

تأثیر جنگ‌های نتانیاهو و هزینه آنها بر زندگی رأی‌دهندگان اسرائیلی غیرقابل انکار است. نگه داشتن صدها هزار نیروی ذخیره در اردوگاه‌ها و خطوط مقدم به مدت بیش از سه سال، آسیب‌های شدیدی را به بخش وسیعی از جامعه اسرائیل وارد کرده و همچنان وارد می‌کند.

همانطور که نظرسنجی‌های عمومی معتبر و عینی نشان می‌دهند، احساس امنیت فردی و جمعی تقریباً برای اکثریت قریب به اتفاق اسرائیلی‌ها، در سایه جنگ افروزی‌های کابینه این رژیم وجود ندارد.

در حالی که انتخابات میان‌دوره‌ای، ترامپ را به یک "اردک لنگ" تبدیل کرد، نتایج بیست و ششمین انتخابات کنست، نتانیاهو را به "طاووس بی‌پر" تبدیل کرده است. او مدتی به نمایش‌های قدیمی خود ادامه خواهد داد، اما تصویر عمومی او اکنون با تصویری که سال‌ها و دهه‌ها از خود ساخته و ترویج کرده، بسیار فاصله دارد.

شواهد نشان می‌دهد که با نزدیک شدن به مهلت تشکیل کابینه جدید اسرائیل و ائتلاف آن، شانس آیزنکوت افزایش می‌یابد و احتمال فروپاشی ائتلاف فاشیستی نتانیاهو بیشتر می‌شود.

سگ زرد برادر شغال است!

اما شکست نتانیاهو و ترامپ در انتخابات به آن معنا نیست که خطراتی که غزه، فلسطین، منطقه خلیج فارس و کل منطقه را تهدید می‌کنند، از بین رفته‌اند، نشانه‌های جنگ قریب‌الوقوع دیگر وجود ندارند، یا چشم‌انداز پیروزی عقل و دیپلماسی افزایش یافته است.

در اینجا ما این احتمال را رد نمی‌کنیم که ترامپ - مرد دمدمی مزاجی که دچار خودبزرگ‌بینی است - با تجدید جنگ‌های خارجی خود، انتقام شکست خردکننده داخلی خود را بگیرد. او اکنون از محدودیت‌های انتخابات و پیامدهای آن رها شده است و قدرت و اختیار ادامه اقدامات تجاوزکارانه ناموجه و نامشروع خود را دارد.

در این دوره و حتی پس از پایان آن، ترامپ قادر به انجام اقدامات بی‌پروایانه بیشتری خواهد بود، زیرا سیستم ریاست جمهوری آمریکا به او اختیارات گسترده‌ای می‌دهد که او را قادر می‌سازد جنگ‌هایی را آغاز کند، حتی اگر نام‌های مختلفی (عملیات نظامی) به آنها بدهد، تا قانون اساسی را که اجازه اعلام جنگ بدون تأیید کنگره را نمی‌دهد، دور بزند.

اما در مورد نتانیاهو، او تمام ترفندها و نقشه‌های خود را برای زیر سوال بردن نتایج انتخابات و بی‌اعتبار کردن اعضای عرب پارلمان و در واقع کل جامعه عرب، به کار خواهد گرفت. در واقع تمرکز نتانیاهو معطوف به سرنگونی آیزنکوت و جلوگیری از تشکیل کابینه توسط وی به هر قیمتی است.

همچنین نتانیاهو اگر احساس کند که می‌تواند در طول رایزنی‌ها برای تشکیل کابینه جدید، ترامپ را متقاعد به آغاز جنگ جدیدی علیه ایران کند و این جنگ را تبدیل به اهرم فشاری علیه مخالفان خود سازد تا مجبور شوند گزینه کابینه چرخشی و وحدت داخلی را بپذیرند، در این کار تردید نخواهد کرد.

از این نظر می‌توان گفت که وضعیت عمومی منطقه بعد از انتخابات آمریکا و رژیم صهیونیستی تغییر چندانی نکرده و نباید روی نتیجه این انتخابات حساب کرد؛ به ویژه اینکه جنگ غزه با تحریک دموکرات‌های آمریکا ادامه یافت و در نهایت شاهد یک جنگ منطقه‌ای بودیم.

به طور کلی در اهداف تعیین شده علیه منطقه، تفاوتی میان دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان آمریکا و یا راست‌ها و چپ‌های رژیم صهیونیستی وجود ندارد و صرفاً در استراتژی‌ها و جهت‌گیری‌های خود متفاوت هستند. بر همین اساس کسانی که انتظار دارند دموکرات‌ها و چپ‌ها، آمریکا و اسرائیل را از جنگ‌های ناتمام و بیهوده نجات دهند در توهم به سر می‌برند.

البته باید اشاره کنیم بیداری بی‌سابقه در افکار عمومی آمریکا و مخالفت با جنگ افروزی‌های این کشور علیه ملت‌های دنیا یک گام مثبت و امیدوار کننده است، اما نتایج عملی آن در طولانی مدت ظاهر خواهد شد.

در پایان روشن است که نفرین غزه و کل ملت‌های منطقه، آمریکا و اسرائیل را رها نخواهد کرد و در نهایت هر چقدر هم طول بکشد پیروزی متعلق به صاحبان حق خواهد بود.

مشاهده خبر در سایت تسنیم