به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم، علیرضا زندیان نماینده بیجار در مجلس شورای اسلامی در یادداشتی درباره اینکه برخی معتقدند دشمنی آمریکا با ایران پس از انقلاب اسلامی آغاز شده و اینکه این ادعا تا چه اندازه با تاریخ سازگار است؟ نوشت:
این ادعا، بخش تعیینکنندهای از تاریخ روابط دو کشور را نادیده میگیرد. کودتای 28 مرداد 1332، بیش از ربع قرن پیش از پیروزی انقلاب اسلامی رخ داد؛ زمانی که نه جمهوری اسلامی وجود داشت، نه پرونده هستهای مطرح بود و نه بسیاری از موضوعاتی که امروز دستاویز فشار بر ایران قرار میگیرند. بااینحال، دولت آمریکا در سرنگونی دولت دکتر مصدق مشارکت کرد؛ واقعیتی که در اسناد رسمی منتشرشده خود آمریکا نیز تأیید شده است.
بنابراین، انقلاب اسلامی مبدأ سابقه مداخله آمریکا در ایران نیست. آنچه انقلاب تغییر داد، مبنای رابطه بود: استقلال و نفی سلطه را به اصول بنیادین نظام سیاسی تبدیل کرد. از این منظر، تأکید امام خمینی(ره) و رهبری شهید(ره) بر استقلال کشور، پاسخی به یک تجربه تاریخی است؛ تجربهای که نشان داد منافع ملت ایران، لزوماً در محاسبات قدرتهای خارجی اولویت ندارد.
البته موضوع بحث، عملکرد دولت آمریکاست، نه خصومت با مردم آن کشور. مطالبه ملت ایران نیز روشن است: برخورداری از همان حق حاکمیت و استقلالی که قدرتهای بزرگ برای خود به رسمیت میشناسند.
دولت مصدق که جمهوری اسلامی نبود؛ چرا آمریکا علیه آن اقدام کرد؟
همین واقعیت، تقلیل اختلاف ایران و آمریکا به ماهیت اسلامی نظام را زیر سؤال میبرد. دولت مصدق از حیث مبانی و ساختار، جمهوری اسلامی نبود؛ اما تلاش آن برای تثبیت اختیار ایران بر منابع نفتی، با منافع قدرتهای خارجی تعارض پیدا کرد و با مداخله مواجه شد.
اهمیت کودتا فقط در سقوط یک دولت نیست؛ در نقض حق یک ملت برای تعیین مسیر سیاسی و اقتصادی خویش است. ازاینرو، 28 مرداد صرفاً یک خاطره تاریخی نیست؛ معیاری برای ارزیابی ادعاهای حمایت از آزادی و مردمسالاری است.
درس این تجربه نیز روشن است: در سیاست خارجی، حسننیت ادعایی جای تضمین عملی را نمیگیرد. اعتماد باید بر رفتار قابل سنجش، تعهد متقابل و امکان راستیآزمایی استوار باشد. دفاع از جهتگیری استقلالخواهانه جمهوری اسلامی، مستلزم حفظ همین هوشیاری است.
نقش آمریکا در تحریک صدام برای حمله به ایران چه بود؟
مسئولیت آغاز تجاوز متوجه رژیم صدام است. درباره ادعای دستور یا تحریک مستقیم آمریکا برای آغاز حمله نیز باید سند مشخص ارائه کرد؛ حمایتهای بعدی، بهتنهایی چنین ادعایی را اثبات نمیکنند. اما این احتیاط علمی نباید موجب نادیدهگرفتن حمایت مستند واشنگتن از عراق در جریان جنگ شود.
اسناد منتشرشده نشان میدهند بهویژه از میانه سال 1982، حمایت آمریکا از بغداد در عرصههای سیاسی، دیپلماتیک، اقتصادی و اطلاعاتی گسترش یافت. این اسناد همچنین از آگاهی مقامهای آمریکایی نسبت به استفاده عراق از سلاح شیمیایی حکایت دارند.
پرسش اساسی همینجاست: چرا آگاهی از کاربرد سلاح شیمیایی، به اقدامی مؤثر برای متوقفکردن آن منجر نشد؟ هنگامی که ملاحظات راهبردی بر حفاظت از جان انسانها تقدم پیدا میکند، اعتبار ادعای دفاع از حقوق بشر آسیب میبیند. برای ملت ایران، این موضوع یک اختلاف نظری نیست؛ با رنج جانبازان و حافظه خانوادههای قربانیان پیوند دارد.
آیا آمریکا از روز نخست انقلاب، ایران را تحریم کرد؟
تعبیر «روز نخست» دقیق نیست. فرمان مهم مسدودسازی داراییهای دولت ایران و بانک مرکزی در حوزه صلاحیت آمریکا، در 23 آبان 1358 و پس از اشغال سفارت آمریکا صادر شد؛ یعنی در سال نخست انقلاب، نه نخستین روز آن. ما در دفاع از حقوق ملت ایران، باید به ترتیب تاریخی وقایع وفادار بمانیم.
اما مسئله تحریم صرفاً تاریخ آغاز آن نیست؛ مسئله، منطق و پیامد آن است. هرگاه محدودیتهای اقتصادی، هزینه اختلاف سیاسی را به زندگی شهروندان منتقل کند، ادعای حمایت از مردم با پرسشی جدی مواجه میشود. سیاستی که به نام فشار بر حکومت توجیه میشود، باید درباره آثارش بر معیشت و سلامت مردم نیز پاسخگو باشد.
کارنامه آمریکا، از کودتا و حمایت جنگی تا تحریم و فشار، چه نتیجهای برای سیاست امروز ایران دارد؟
این کارنامه، مبنایی جدی برای بیاعتمادی فراهم کرده است؛ اما بیاعتمادی باید به سیاستگذاری هوشمندانه تبدیل شود. درباره هر عنوان، از کودتا تا ترور و عملیات مداخلهجویانه، باید مصداق و سند مشخص ارائه کرد. صراحت انقلابی زمانی مؤثرتر است که با انضباط در استدلال همراه باشد.
در نگاه ما، وفاداری به ولایت فقیه و مبانی جمهوری اسلامی، مسئولیتی عملی برای صیانت از استقلال، امنیت و حقوق مردم ایجاد میکند. حفظ انسجام ملی، تقویت تولید، کاهش وابستگیهای آسیبزا و ارتقای توان علمی و اقتصادی، اجزای همین مسئولیتاند. اقتدار پایدار، به کارآمدی حکمرانی و اعتماد عمومی نیز نیاز دارد. شناخت فشار خارجی، مسئولیت مدیران داخلی را کاهش نمیدهد.
مقابله با فساد، اصلاح تصمیمهای نادرست و پاسخگویی به مردم، بخشی از تقویت توان ملی در برابر فشار است. آمریکا میگوید تحریمها برای کمک به مردم ایران است. مشکلات تأمین داروی بیماران خاص را چگونه میتوان با این ادعا جمع کرد؟
معیار حمایت از مردم، نتیجه عملی سیاست است. طبق مقررات اعلامی آمریکا، بسیاری از معاملات دارویی و پزشکی مشمول معافیتها و مجوزهای بشردوستانهاند؛ بنابراین، ادعای ممنوعیت مستقیم همه داروها دقیق نیست.
اما معافیت حقوقی، بدون مسیر بانکی و تجاری قابل استفاده، الزاماً به دسترسی بیمار منجر نمیشود. گزارش دیدهبان حقوق بشر در سال 2019 نشان داد محدودیتهای مالی و نگرانی بانکها و شرکتها از مجازات آمریکا، تأمین برخی داروها و ملزومات درمانی را دشوار کرده و به بیماران مبتلا به سرطان، صرع و بیماریهای نادر آسیب رسانده است.
برای بیماری که درمانش متوقف شده، تفاوت میان ممنوعیت مستقیم و انسداد عملی مسیر خرید، رنج را برطرف نمیکند. دولت تحریمکننده نمیتواند مسئولیت آثار قابل پیشبینی سیاست خود را صرفاً با اشاره به یک معافیت رسمی پایانیافته بداند. دستگاههای داخلی نیز موظفاند درباره ارز، واردات و توزیع دارو پاسخگو باشند.
موضع ما روشن است: استقلال کشور و سلامت مردم، هر دو موضوع مسئولیتاند. پایبندی به آرمانهای انقلاب و رهنمودهای رهبری شهید باید در حفظ عزت ملی، افزایش توان کشور و خدمت ملموس به مردم تجلی پیدا کند. صداقت هر ادعای دوستی با ملت ایران نیز با احترام به حاکمیت آنان و آثار واقعی آن بر زندگی مردم سنجیده میشود.

