به گزارش گروه عبری خبرگزاری تسنیم: سرهنگ ذخیره اور هورویتز در یادداشتی که در شماره امروز روزنامه یسرائیل هیوم منتشر شد اعلام کرد، سیاستمداران این روزها در حال شمارش افراد منشق شده از طرف مقابل و تعداد اعضای اردوگاه خود هستند اما چالشهای موجود در منطقه در حال نمایان شدن بیشتر است، از ایران تا عربستان و از غزه تا لبنان همگی چالشهایی است که در مقابل اسرائیل قرار دارند.
در ادامه این مقاله آمده است: تمرکز سیاستمداران ما اکنون بر بازی سیاسی تشکیل دولت است. یکی در خانهاش کنارهگیری میکند، دیگری مردد است، سومی نامزدی خود را اعلام میکند و چهارمی نیز از هماکنون جذب افراد جداشده از احزاب دیگر را آغاز کرده است.
اینها جلوههایی طبیعی و قابلدرک از شرایط صحنه سیاسی اسرائیل در روزها و هفتههای پس از انتخابات هستند، اما سیاستمداران نباید این واقعیت را از نظر دور بدارند که چالشهای خاورمیانه ــ و فرصتهایی که در دل خود دارند ــ منتظر تکمیل نقشه سیاسی نمیمانند.
دولتی که تشکیل شود، هر ترکیبی که داشته باشد، تنها چند روز فرصت تحمل و مدارا خواهد داشت و باید بهسرعت دست به کار شود.
نخستین هدف هر رهبری جدید باید تدوین و اجرای یک طرح راهبردی بر علیه ایران باشد، این کار باید طی دو سال آینده به انجام برسد.
به اعتراف این تحلیلگر صهیونیست، ما (اسرائیل) حدود دو سال برای تحقق این هدف فرصت داریم؛ تا زمانی که رئیسجمهور ترامپ در کاخ سفید جای خود را به فرد دیگری بدهد. این راهبرد باید دامنهای گستردهتر از صرفاً استفاده از نیروی نظامی داشته باشد و تلاشهای مشترکی را در بر بگیرد که بر اعمال حداکثر فشار اقتصادی و مجموعهای از اقدامات برای تقویت نیروهای مخالف در ایران متمرکز باشند.
نویسنده در عین حال به مسئولین صهیونیست درباره اقدامات و واکنش های ایران نیز در قبال این تهاجم هشدار جدی می دهد.
در بخش دیگری هم آورده است: در برابر عربستان سعودی، مهمترین کشور عربی، فرصت تاریخی تازهای پدیدار شده است. این پادشاهی در محاصره حوثیها(نیروهای مسلح یمن) قرار دارد و اسرائیل به شریکی بالقوه و اصلی در ائتلاف میانهروها علیه افراطگرایان تبدیل میشود.
اکنون زمان مناسبی است تا از انگیزه قوی ترامپ برای برنده شدن جایزه نوبل بهره ببریم و برای گسترش توافقنامههای ابراهیم(سازش و عادی سازی) به عربستان سعودی نیز تلاش کنیم. این توافق پیروزی راهبردی برای اسرائیل خواهد بود؛ همانگونه که خود یحیی سنوار نیز به این موضوع پی برده بود و تلاش برای گسترش توافقنامههای ابراهیم را یکی از عوامل اصلی عملیات 7 اکتبر(طوفان الاقصی) میدانست.
حتی در داخل مرزهای خودمان (فلسطین اشغالی) نیز صلحی وجود ندارد. در غزه راهحلهای آسانی در کار نیست و مسیر پیش رو ناگزیر باید از پیروزی نظامی بر نیروهای باقیمانده حماس بگذرد.
نویسنده در پایان نتیجه گیری می کند که برای تحقق همه این اهداف، اسرائیل به راهبردی روشن برای بازیابی جایگاه بینالمللی خود و تقویت پایههای روابط متزلزلش با ایالات متحده نیاز دارد.

