یک رسانه عبری از وخامت وضعیت اقتصادی صهیونیستهای غاصب در سرزمین فلسطین اشغالی خبر داد.
به گزارش گروه عبری خبرگزاری تسنیم : به بسیاری از اسرائیلیها که امسال قادر به خرید ملزومات عید سال نو نیستند، سال نو را تبریک میگویم.این جملهای است که رون کافمن در مقدمه مقاله خود که عصر امروز یکشنبه روی خروجی سایت روزنامه معاریو منتشر شد، به کار برد.
در این مقاله آمده است: با وجود گزینهها و روشنایی برای غیریهودیان، امشب آغاز سالی نو اعلام خواهد شد. همه ما، یا بهتر است بگوییم بیشتر ما، بر اساس یک منوی از پیش تعیین شده، وعدهای جشنگونه خواهیم خورد: سالادها، سوپ، بشقاب ماهی متشکل از دو نوع مختلف، و شاید سه نوع، به استثنای یهودیان اشکنازی که همچنان ماهی شکمپُر (گیفیلته فیش) میخورند؛ غذایی که صرفِ فکر کردن به آن اشمئزاز مرا برمیانگیزد. مرغ بریان، شترمرغ شکمپُر، دو بشقاب گوشت گاو یا گوسفند، چرا که نمیتوان بدون دندههای گوشت گوسفند جشن گرفت.
نویسنده بعد از پرداختن به انواع غذا و دسرهایی که معمولا در سال نوی عبری صرف میشود، نوشت: صرف خواندن آنچه اینجا نوشتم، نیازمند شستشوی معده تحت بیهوشی کامل دارد.
اما صبر کنید، سال نو مبارک، مگر نه؟ پس باید جشن بگیریم، چارهای نداریم، زیرا این چیزی است که خدا امر کرده است. این چیزی است که به ما گفته شده او امر کرده است. چرا که در نهایت، در بیست و پنجم ماه ایلول، جهان خلق شد، آنگونه که به ما گفته شده است.
چگونه این را بدانیم، در غیاب تقویم عبری یا میلادی، در روز آفرینش؟ ظاهراً نمیدانیم، زیرا اینگونه به ما خبر دادهاند و ما برای حقیقت علمی نجنگیدهایم.
تنها یک آمار در آستانه سال نوی عبری مرا غمگین میکند: کسانی که هیچ چیز ندارند، فقیرانی که توانایی خرید مواد اولیه کافی برای آمادهسازی یک شام جشنگونه را ندارند. در میان آنان افراد سکولار، دیندار، یهودیان متشرع (حریدی)، و سالمندان وجود دارند، از جمله بازماندگان هولوکاست، و حتی سالمندانی که اینجا متولد شدهاند و با حقوق بازنشستگی ناچیز و 2500 شیکل اضافی به عنوان مستمری از بیمه میگیرند، زندگی میکنند.
دهههاست که درباره این موضوع مینویسم و سخن میگویم، به امید تغییر نگاه دولتها، همه دولتها (هیچ توجهی به فقر گسترده در میان صهیونیستهای مهاجر ندارند). هیچ. هیچکس در برابر نیازمندان خشمگین نمیشود. آنان با کمکهایی زندگی میکنند که سازمانهای رفاه اجتماعی برای دستیابی به آنها تلاش میکنند، و در سکوت احساس نارضایتی میکنند زیرا واقعیت همین است که هست.
من، مانند بیشتر ما، یا همه ما، وجدانم را با اهدای کمک در اعیاد اسرائیلی آرام میکنم. اما همیشه از خود میپرسم: در طول سال چه بلایی سر فقرا (مهاجران صهیونیست که فریب زندگی پر رفاه در اسرائیل به فلسطین اشغالی مهاجرت میکنند) میآید؟ بعد از اعیاد تیشری تا عید پسح چه بر سرشان میآید؟ چگونه امور خود را میگذرانند بعد از آنکه حقوق پایهای، یا حقوقی پانصد شیکل بیشتر از پایه، برای چهار دهه از زندگی خود دریافت کردهاند و امروز بازنشستگانی هستند که موظف به پرداخت هزینههای مسکن، مانند مالیاتهای املاک، عوارض شورای محلی، برق، و شاید اقساط وام مسکن، و شاید اجارهبها، و داروها و درمانهای تکمیلی هستند که صندوقهای بیمه سلامت به طور کامل پوشش نمیدهند؟ بماند خریدهای اضافی مانند لباسهای پایه و غذا.
این کیفیت زندگی نیست، بلکه صرفاً بقاست. من پاسخی ندارم، اما پرسشهای زیادی دارم، چرا که رویای یک دولت رفاه را در سر میپروانم، دولتی که حکومتش با فقر نمیجنگد، پس از آنکه فقرا بدون مقاومت تسلیم آن شدهاند. آنان توانی برای مقاومت ندارند.
انتهای پیام/
