در طول جنگ فراز و نشیبهایی وجود دارد اما آنچه اهمیت دارد نتیجه جنگ بوده لذا نباید آن را از قاب دوربین دید.
به گزارش خبرگزاری تسنیم از کاشان، در میانه جنگ یکی از خطرناکترین خطاهای تحلیلی این است که یک رخداد محدود را جایگزین تصویر کامل میدان کنیم؛ دشمن ممکن است موضعی را تصرف کند، عملیاتی را برجسته سازد یا تصویری از حضور نیروهایش در نقطهای خاص منتشر کند اما هیچکدام به تنهایی نمیتواند نتیجه یک جنگ را تعیین کند.
در روزهای اخیر نیز بخشی از فضای مجازی تحت تأثیر تصاویری از تحولات یک ارتفاع قرار گرفته و برخی تحلیلها چنان بر یک تپه، یک موضع یا یک عقبنشینی تاکتیکی متمرکز شدهاند که گویی تمام معادلات جنگ در همان چند کیلومتر خلاصه میشود. این دقیقاً همان نقطهای است که باید نسبت به آن هوشیار بود.
جنگ را نمیتوان از داخل یک سنگر تحلیل کرد؛ رزمندهای که در خط مقدم قرار دارد طبیعی است که تحولات مقابل خود را بزرگ ببیند اما نگاه فرمانده باید کل میدان را دربر بگیرد لذا توان نظامی دشمن، عمق راهبردی، ظرفیت لجستیکی، خطوط پشتیبانی، امکان بازسازی، وضعیت نیروها و مهمتر از همه اراده دو طرف برای ادامه نبرد، اجزای واقعی معادله جنگ هستند.
از همین رو تصرف یک ارتفاع یا از دست رفتن یک موضع لزوماً به معنای تغییر موازنه راهبردی نیست در حالی که تاریخ جنگهای بزرگ نیز نشان داده است که یک طرف ممکن است در مقطعی زمینی را از دست بدهد اما در نهایت معادله اصلی نبرد را تغییر دهد.
تجربه دفاع مقدس خود نمونه روشنی از این واقعیت است به محوی که مناطق مختلفی در مقاطع گوناگون دستبهدست شدند و حتی برخی مواضع مهم تخلیه شد اما هیچکس امروز نتیجه آن جنگ را بر اساس وضعیت یک شهر یا یک ارتفاع در یک روز مشخص ارزیابی نمیکند.
مسئله اصلی در جنگ «نقطه» نیست بلکه «روند» است و باید پرسید دشمن برای رسیدن به اهداف خود چه میزان هزینه میپردازد و در برابر آن چه دستاوردی به دست میآورد و آیا توانسته ساختار مقاومت را از کار بیندازد؟ و آیا توانسته عمق دفاعی خود را تثبیت کند؟ و آیا هزینه ادامه جنگ برایش قابل تحمل است؟ و آیا ابتکار عمل در اختیار اوست یا هر گام پیشروی برایش هزینههای سنگین ایجاد میکند؟
این پرسشها بسیار مهمتر از آن است که یک تصویر چندثانیهای از بالای یک ارتفاع چه چیزی نشان میدهد و از سوی دیگر نباید میان میدان و دیپلماسی دیوار کشید چراکه در یک نبرد پیچیده این دو میتوانند مکمل یکدیگر باشند، همانگونه که قدرت میدان، دست دیپلمات را تقویت میکند، گاهی یک ابتکار دیپلماتیک می تواند برای میدان فرصت ایجاد کند.
بنابراین اگر دشمن به تعهدات خود عمل نکرد یا حملهای را از سر گرفت، نباید تمام اقدامات گذشته را شکستخورده تلقی کرد، همانگونه که نباید هر اقدام دیپلماتیک را بدون توجه به واقعیتهای میدان موفقیت قطعی دانست و معیار واقعی باید منافع کشور و جبهه مقاومت باشد.
در این میان نباید از یک واقعیت مهم غافل شد و اینکه دشمن تنها با موشک و بمب نمیجنگد و بخشی از نبرد در ذهن مردم جریان دارد و اگر هر عقبنشینی تاکتیکی را شکست نهایی معرفی کنیم، هر موفقیت محدود دشمن را پیروزی تاریخی بدانیم و با ادبیات خودتحقیرانه درباره توان نیروهای خودی سخن بگوییم، عملاً بخشی از عملیات روانی دشمن را تکمیل کردهایم.
البته امیدآفرینی نباید به معنای انکار واقعیت باشد و اگر در میدان آسیبی وارد شده باید آن را دید، علت را شناخت و برای جبران آن اقدام کرد و اگر تصمیمی نیازمند اصلاح است باید اصلاح شود، اما میان نقد مسئولانه و تضعیف روحیه عمومی فاصلهای جدی وجود دارد.
رهبر شهید بر ضرورت شناخت ابعاد پنهان محاسبات تأکید داشتند و این نگاه امروز اهمیت بیشتری پیدا کرده است و نمیتوان با دیدن یک تصویر یا شنیدن یک خبر کوتاه درباره مجموعه تصمیمات فرماندهان نظامی و مسئولان دیپلماسی داوری نهایی کرد؛ بسیاری از محاسبات میدان برای افکار عمومی قابل مشاهده نیست و طبیعتاً تحلیل دقیق نیازمند اطلاعات و اشرافی فراتر از روایتهای شبکههای اجتماعی است.
امروز بیش از هر زمان دیگری به تقوای تحلیل نیاز داریم، نه باید در برابر موفقیتهای دشمن دچار هراس شویم و نه با هیجان رسانهای تصور کنیم هر حرکت خودی به معنای پایان کار دشمن است چراکه واقعیت میدان معمولاً بسیار پیچیدهتر از روایتهای کوتاه فضای مجازی است.
جمهوری اسلامی برای عبور از این میدان بیش از هر چیز به آرامش، محاسبه دقیق، انسجام داخلی و اعتماد به ظرفیتهای خود نیاز دارد و دشمن تلاش میکند هر تصویر را به یک روایت و هر روایت را به یک نتیجه قطعی تبدیل کند. وظیفه ما این است که اسیر این مهندسی ادراکی نشویم.
جنگ را باید از ارتفاع راهبرد و نه از قاب دوربین دید؛ ممکن است امروز ارتفاعی از دست برود و فردا بازپس گرفته شود و ممکن است دشمن تصویری پیروزمندانه منتشر کند اما پشت همان تصویر هزینههایی وجود داشته باشد که دیده نمیشود و ممکن است یک عملیات در ظاهر دستاوردی برای دشمن داشته باشد اما در محاسبه کلان، نتیجهای جز فرسایش بیشتر برای او ایجاد نکند.
آنچه سرنوشت جنگ را تعیین میکند آخرین تصویر منتشرشده در شبکههای اجتماعی نیست؛ جبههای که اراده، عقلانیت، صبر و توان ادامه مسیر را حفظ کند همچنان در میدان است و در این روزهای پرغبار باید محکم ایستاد، نه با چشم بستن بر واقعیتها بلکه با دیدن همه واقعیتها و نه با مرثیهسرایی و خودتحقیری بلکه با نقد دقیق و اصلاح خطاها و نه با هیجان رسانهای بلکه با بصیرت باید این کار را کرد.
جنگ ارادهها را کسانی میبرند که اجازه نمیدهند دشمن پیش از خود میدان، تصویر میدان را برای آنان معنا کند و راه پیروزی از صبر، انسجام، محاسبه و ایستادگی میگذرد.
یادداشت از حجتالاسلام مهدی بصیرتی، رئیس اداره تبلیغات اسلامی شهرستان کاشان
انتهای پیام/801
