روایتگر جنگ تنها یک نویسنده نیست؛ بلکه سرباز، هنرمند و اندیشمندی است که در جبهه جنگ نرم کنار جبهه سخت میجنگد.
به گزارش خبرنگار حوزه و روحانیت خبرگزاری تسنیم ، «نبرد روایتها» عنوان کتابی به قلم مجتبی فرهنگ و ابوالفضل شعبان پور است که سال گذشته روانه بازار نشر شده است.
در این کتاب با استفاده از نظرات امام خامنهای(ره) و نکات کنشگران حوزه تلاش شده که به مخاطب بیاموزد چگونه روایتهای جبهه انقلاب اسلامی و مقاومت از حالت انفعال خارج شود و به یک سلاح استراتژیک در این نبرد نامتقارن تبدیل شود.
اهداف این کتاب شامل امتداد بخشی طرح راهبردی رهبری در مسئله اسرائیل، تحلیلی نقش روایتها در شکل دهی به افکار عمومی و کنش جمعی و طراحی راهکارهای عملیاتی برای استفاده از روایتهای جریان ساز است.
اینکه روایتها چگونه میتوانند کنش جمعی علیه اسرائیل را ایجاد یا تقویت کنند و چه عناصری در روایت برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی ضروری هستند، از جمله سوالاتی است که این پژوهش سعی دارد به آنها پاسخ دهد.
این کتاب در دو فصل کلی به رشته تحریر درآمده است. فصل اول درباره الفبای نبرد روایت و فصل دوم درباره حکمرانی روایت است. بخش اول به آموزش روایت نویسی جنگ اختصاص دارد و بخش دوم با ارائه نمونههای عینی از روایتها به درک بهتر و ملموستر مفاهیم کمک میکند.
این نوشتار حاصل چهار ماه مطالعه ژرف و عمیق است که در کنار پژوهشهای میدانی، رسانهای و کتابخانهای، از نظرات ارزشمند کنشگران و استادان، از قالب مصاحبه نیز بهره برده است.
یکی از نکات مهم و جالبی که در فصل اول به آن پرداخته شده مفهوم روایت و مفاهیمی در این راستا است. مثلا عنوان خبر، خاطره نویسی، خرده روایت و کلان روایت از جمله مواردی است که در این بخش مورد بحث و مداقه قرار گرفته است و بیاناتی از رهبر شهید را نیز به همراه دارد.
بنیانگذار مکتب روایت
در این کتاب حضرت زینب کبری علیهاالسلام به عنوان اولین بنیانگذار مکتب روایت که دکترین جدیدی در پیروزی نبرد را ارائه داده، معرفی شده است. رهبر شهید انقلاب در این باره میفرماید: «زینب کبری، نمونه برجسته تاریخ است که عظمت حضور یک زن را در یکی از مهمترین مسائل تاریخ نشان میدهد. اینکه گفته میشود در عاشورا، در حادثه کربلا، خون بر شمشیر پیروز شد - که واقعا پیروز شد - عامل این پیروزی حضرت زینب بود و الّا خون در کربلا تمام شد. حادثه ای نظامی با شکست ظاهری نیروهای حق در عرصه عاشورا به پایان رسید؛ اما آن چیزی که موجب شد این شکست نظامیِ ظاهری، تبدیل به یک پیروزی قطعیِ دائمی شود، عبارت بود از منش زینب کبری؛ نقشی که حضرت زینب بر عهده گرفت؛ این خیلی چیز مهمی است. این حادثه نشان داد که زن در حاشیه تاریخ نیست؛ زن در متن حوادث مهم تاریخی قرار دارد.»
ساخته شدن کلان روایتها با ترسیم صحنه
کلان روایتها از نکاتی است که در این کتاب تبیین شده است. کلان روایت به هر گونه روایت یا داستان فراگیر و جامع گفته میشود که در پی ارائه یک حقیقت کلی و جهان شمول است. ویژگیهای کلان روایتها شامل فراگیری، کلی گرایی و مطلق گرایی است. کلان روایتها با ترسیم صحنه و رقابت روایتها ساخته میشود.
کلان روایتهای هشتگانهای که در عرصه رسانهای با شروع نبرد دوازده روزه ایران و اسرائیل فراگیر شدند، عبارت بودند از: جنگ ملی، جنگ قدرتهای منطقه، جنگ مقابله با پیشرفت اسلامی، جنگ تحمیلی 2، امتداد جنگ اسرائیل و غزه، جنگ منجی آخرالزمان ، جنگ ایدئولوژیک و تمدنی، جنگ وجودی.
نقش محوری روایتگر
جایگاه و نقش روایتگر از نکات کلیدی است که در این کتاب به آن پرداخته شده است. روایتگر جنگ تنها یک نویسنده یا قصهگو نیست؛ بلکه سرباز، هنرمند و اندیشمندی است که در جبهه جنگ نرم کنار جبهه سخت میجنگد. او کسی است که با درک عمیق از حقایق جبهه مقاومت با سلاح کلمه، واقعیت را آنگونه که هست به تصویر میکشد. برای نگارش روایت مناسب، علاوه بر عناصر اختصاصی روایت جنگ، رعایت ملاحظاتی همچون سخنپردازی آسان و مهندسی واژگان ضروری است.
روایتهای سه گانه
انواع روایتها از دیگر نکاتی است که کتاب «نبرد روایتها» آن را مورد توجه قرار داده و مطالبی در این باره ارائه کرده است.
روایت صحیح؛ روایتی است که با دارا بودن تمام یا بیشتر عناصر روایتهای جنگ، هویتی مستقل و متمایز از هم عرضهای خود همچون خبر، گزارش و... دارد و قادر به ایجاد ارتباط مؤثر با مخاطب است.
شبه روایت؛ در مقابل روایت صحیح، شبه روایت قرار دارد که هرچند در ظاهر ادعای روایت پردازی دارد؛ اما فاقد اصالت روایت است. این نوع محتوا تنها با استفاده از برچسبها و عنوان روایت سعی در خودنمایی دارد؛ در حالی که فاقد و یژگیها و عناصر روایت است.
ضد روایت؛ روایتها فقط ساخته نمیشوند؛ شکسته هم میشوند. در میدان معنا تنها روایتسازی کافی نیست. باید بتوان روایت رقیب را تحلیلی، تضعیف و خنثی هم کرد. ضد روایتها به دنبال تعرض میدانها و انحراف مسیر افکار عمومی هستند.
رهبر شهید انقلاب درباره اقدامات دشمن در حوزه ضد روایت فرمودهاند: «سعی دشمن این است که در همین مسئله روایت، نقطه مقابل حقیقت عمل کند. دشمن، فرازها و اوجها را انکار میکند؛ اگر یک مورد حضیضی وجود داشته، آن را بزرگ میکند؛ بدون شک این کار دشمن است. آنها کار فرهنگی، کار تبلیغی و کار رسانهای را با شدت و حدت انجام میدهند؛ آنها سعی میکنند با تبلیغات و فعالیتهای رسانهای، هیبت و شوکت استکبار را به رخ جوانها بکشند؛ زرق و برق آنها را در چشم اینها جلوه بدهند؛ تلخیها و تاریکیهای آنها را پنهان کنند و در نقطه مقابل، اوج و اهمیت و فیض ناشی از دفاع مقدس و مسائل حول و حوش آن را پنهان کنند؛ میخواهند مردم را از آنها بترسانند. وقتی زرق و برق دشمن در چشم مخاطبین ملتهای دیگر مثل ملت ما [در سابق] جلوه میکند، وقتی هیبت و شوکت دروغین دشمن به رخ چشمها کشیده میشود، نتیجهاش در میدان سیاسی، ترس از دشمن است؛ در میدان فرهنگی، خضوع در مقابل دشمن و خودکمبینی در مقابل دشمن است؛ لذاست که این کار روایت، کار بسیار مهمی است.»
منشأ اجتماعی انواع روایتها
این کتاب منشأ اجتماعی انواع روایتها را شامل سه روایت رسمی، مردمی و جهانی میداند. روایت رسمی ساختارمند و غیرمحاورهای است و معمولاً بر اساس دستورالعمل رسانهای، بیانیههای نهادهای حاکمیتی و چارچوبهای تعریفشده شکل میگیرد. یکی از ضعفهای این روایت، واکنشی بودن آن است؛ یعنی معمولاً پس از وقوع رویدادها شکل میگیرد و کمتر پیشدستی میکند.
روایت مردمی ریشه در تجربههای زیسته و مستقیم جامعه و افراد دارد و به دلیل ماهیت غیررسمی و خودجوش، با سرعتی چشمگیر در فضای مجازی، گفتگوهای روزمره و محافل عمومی گسترش مییابد.
تجربه ایران در دوران دفاع مقدس بهوضوح نشان داد که حضور مردمی تنها به جبهههای نبرد نظامی محدود نبود؛ بلکه در عرصه روایتگری نیز از طریق خاطرهنویسی، سرایش شعر، ثبت عکسهای شخصی و نقل روایتها توانست هویت و معنای واقعی جنگ را در اذهان تثبیت کند.
روایتهای جهانی با زبانی بینالمللی و ترکیبی از دادههای تحلیلی، مستندات و عناصر احساسبرانگیز، سعی در تأثیرگذاری بر افکار عمومی جهانی دارد. بزرگترین چالش این روایت آن است که در صورت غیاب یا ضعف روایت رسمی و مردمی، رسانههای خارجی میتوانند تصویری تحریفشده و یکجانبه از رخدادها ارائه دهند.
روایت جریان ساز اجتماعی
طراحی روایت جریانساز اجتماعی از عناوینی است که نویسندگان کتاب به آن پرداختهاند و تاریخ شروع آن را به اوایل جنگ هشتساله منتسب دانستهاند. در جایی که با حضور گروههایی مانند سازمان مجاهدین خلق، جریانهای پانعرب و پانترک، روایت غالب، روایت خیانت بود؛ شهید چمران و آیتالله خامنهای با معرفی روایت دفاع مقدس به عرصه افکار عمومی، مفاهیمی چون فداکاری، قهرمانی و تحقیر دشمن را به جامعه عرضه کردند. در جنگ تحمیلی، مفهوم راهبردی «دفاع مقدس» نهتنها بر واقعیت تجاوز دشمن تأکید داشت؛ بلکه با تصویرسازیهایی از رزمندگان بیادعا، الگوی ذهنی جامعه را از ترس و تردید به ایمان و فداکاری تغییر داد.
تحلیل اقدامات حضرت زهرا سلاماللهعلیها بر اساس روایت جریانساز اجتماعی از دیگر عناوینی است که در این کتاب به آن اشاره شده است. اشاراتی به وقایع پس از رحلت (شهادت) نبی اکرم صلیاللهعلیهوآله، از جمله ایراد خطبه آتشین فدک توسط ایشان که بازروایت سخنان پیامبر صلیاللهعلیهوآله و یادآوری پیمان غدیر به دنبال بیدار کردن جامعه نبوی بود. همچنین شبکهسازی حضرت زهرا سلاماللهعلیها که با دعوتهای شبانه، مراجعه به درِ خانه صحابه و برانگیختن انصار در پی ایجاد هستههای اولیه مبارزه علیه غاصبان بودند، از نکات درباره شبکهسازی بانوی بزرگ اسلام بود. در ادامه نیز به بررسی جهاد و نقش تبیینی حضرت زینب علیهاالسلام پرداخته میشود.
حکمرانی روایت
فصل دوم کتاب درباره حکمرانی روایت است که شامل مباحث کلان مدیریتی در حوزه فناوری روایت میشود.
ایجاد جبهه در روایتسازی از سرفصلهای مهم این بخش است که افسران جنگ نرم در عرصه نبرد روایتها، در چهار سطح مدیریتی باید به آن توجه داشته باشند:
الف) صورتبندی و طراحی سازوکار جنگ (سطح راهبردی)
ب) شتابدهی هستههای جنگ (سطح تشکیلاتی)
ج) طراحی روش جنگ (سطح تاکتیکی)
د) عملیات جنگ با اسرائیل (سطح تکنیک)
مهمترین مسئله ساماندهی و تعیین نهاد در جنگ با اسرائیل، مردمیسازی روایت است؛ بهگونهای که در این سازوکار، هزاران مشعل و فانوس روایتهای مردمی روشن شود و تولید محتوای مردمی ایجاد شود. اگر مسئله روایت در جمهوری اسلامی بهصورت متمرکز توسط خبرگزاریها و… پیش برود و لشکر رسانهای مردمی ایجاد نشود، محکوم به شکست است.
گفتنی است، کتاب «نبرد روایتها» که با محوریت الگوی جنگ روایتها علیه اسرائیل، توسط مجتبی فرهنگ و ابوالفضل شعبانپور به نگارش درآمده و توسط انتشارات شهید کاظمی منتشر شده است، کتاب مفیدی برای اهالی رسانه به شمار میرود.
یکی از نکات مهمی که در این کتاب به آن اشاره شده، این است که روایتها بر بنیاد شناخت صحنه شکل میگیرند. شناخت صحنه همچون شناخت پیشفرضها در بخش پنهان روایت قرار دارد. هنگامی که این دو عنصر روایت جنگ شناخته شود، میتوانیم به سراغ اعمال عناصر آشکار روایت برویم و روایتی بسازیم که نهتنها راوی حقایق باشد، بلکه بنیانهای فکری روایت دشمن را در هم بشکند و افکار عمومی جهانی را به سمت حقانیت مقاومت سوق دهد.
در میدان نبرد روایت، نخست باید نقشههای صحنه در ابتدا توسط شهید باقری ترسیم شود و آنگاه آن را با زبان هنرمندانه و نگاه روشنگر شهید آوینی به تصویر کشید.
خبرنگار : بابک شکورزاده
انتهای پیام/
