سرمایهگذاریهای انگلیس در آذربایجان با اهدافی فراتر از اقتصاد و در چارچوب رقابتهای ژئوپلیتیک ارزیابی میشود.
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم ، «الهام علیاف» رئیسجمهور آذربایجان، هفته گذشته در پیامی به «اندی برنهام»، نخستوزیر جدید انگلیس، آغاز به کار وی را تبریک گفت. در این پیام ظاهراً دیپلماتیک و تشریفاتی، کدهایی نهفته است که بازخوانی آنها برای درک معماری امنیتی و اقتصادی قفقاز جنوبی در مقطع کنونی حیاتی است.
علیاف در این پیام با افتخار به نقش بیبدیل شرکتهای انگلیسی، بهویژه غول نفتی «بریتیش پترولیوم» (BP) در اقتصاد کشورش اشاره کرده و از حضور پیشگامانه این شرکتها در پروژههای بازسازی و انرژیهای تجدیدپذیر در مناطق آزادشده (قرهباغ) پس از جنگ سخن به میان آورده است.
اما در پس این تعارفات دیپلماتیک و ژستهای توسعهمحور، واقعیتی تلخ و گزنده نهفته است: تبدیل شدن قفقاز جنوبی به حیاط خلوت و صفحه شطرنج بازیگران فرامنطقهای.
بررسیها نشان میدهد که محور غربی، با مرکزیت لندن و واشنگتن، با استفاده از ابزار «وابستگی اقتصادی و انرژی»، در حال پیشبرد یک راهبرد پیچیده و خطرناک ژئوپلیتیکی علیه ایران و روسیه است؛ راهبردی که در نهایت، کشورهای منطقه قفقاز را به گوشت دم توپ و قربانیان اصلی مطامع هژمونیک غرب تبدیل خواهد کرد.
بریتیش پترولیوم ( BP )؛ از یک شرکت انرژی تا بازوی اطلاعاتی-امنیتی لندن
برای درک عمق نفوذ غرب در باکو، باید به سه دهه پیش و امضای توافقنامهای بازگشت که در ادبیات سیاسی آذربایجان به «قرارداد قرن» معروف شد (1994). از آن زمان تاکنون، شرکت بریتیش پترولیوم صرفاً یک پیمانکار استخراج نفت و گاز در میادین «آذری-چراغ-گونشلی» و «شاهدنیز» نبوده، بلکه عملاً نقش دولت پنهان و هدایتگر سیاست خارجی باکو به سمت غرب را ایفا کرده است.
در پیام اخیر علیاف به نخستوزیر جدید انگلیس، صراحتاً به گسترش همکاریها با شرکت «بریتیش پترولیوم» در حوزه «انرژیهای تجدیدپذیر» اشاره شده است.
این تغییر رویکرد از سوختهای فسیلی به انرژیهای سبز، یک ژست محیطزیستی نیست. لندن به خوبی میداند که عصر نفت در دهههای آینده رو به افول است؛ لذا برای حفظ هژمونی اقتصادی و سیاسی خود در قفقاز، قالب نفوذ را تغییر داده است.
تسلط یک شرکت انگلیسی بر زیرساختهای حیاتی انرژیِ یک کشور، به معنای تسلط بر شریانهای حیاتی اقتصاد و در نتیجه، گروگانگیری استقلال سیاسی آن کشور است. بریتیش پترولیوم امروزه در باکو نه به عنوان یک شریک تجاری، بلکه به عنوان نماینده تامالاختیار استعمار نوین انگلیس عمل میکند که وظیفه اصلی آن، حفظ وابستگی باکو به بلوک غرب است.
قفقاز جنوبی؛ تله ژئواکونومیک غرب برای مهار ایران و روسیه
نگاهی به نقشه پروژههای اقتصادی و مسیرهای انتقال انرژی که با مهندسی غربیها در قفقاز طراحی شده است (نظیر خط لوله باکو-تفلیس-جیهان و کریدور گازی جنوبی)، نشان میدهد که هدف غایی این پروژهها صرفاً تامین انرژی اروپا نیست؛ بلکه هدف اصلی، دور زدن ژئوپلیتیک ایران و روسیه، و انزوای این دو قدرت منطقهای است.
غرب با استفاده از ابزار «سرمایهگذاری خارجی»، در حال پیشبرد دو هدف عمده علیه همسایگان بزرگ جمهوری آذربایجان است:
1. علیه روسیه : با تشدید تنشها میان مسکو و غرب در سالهای اخیر، انگلیس و آمریکا به شدت در تلاشند تا با تقویت جای پای خود در قفقاز، جبهه دومی را در مرزهای جنوبی روسیه باز کنند. تبدیل کردن منابع انرژی خزر به جایگزینی برای گاز روسیه، در کنار حضور مستشاران غربی تحت پوشش مهندسان نفتی، بخشی از پازل مهار مسکو است.
2. علیه ایران : ایران همواره بر لزوم حلوفصل مسائل منطقه توسط کشورهای درون منطقه (فرمت 3+3) تاکید داشته است. با این حال، غربیها با تزریق سرمایه در مناطق هممرز با ایران (به ویژه در نوار مرزی رود ارس و مناطق آزادشده قرهباغ)، در پی ایجاد پایگاههای شنود، رصد اطلاعاتی و امنیتی تحت پوشش «پروژههای بازسازی و روستاهای هوشمند» هستند.
علیاف در نامه خود به اندی برنهام با افتخار از حضور شرکتهای انگلیسی در این مناطق یاد میکند، غافل از آنکه حضور پنهان و پیدای عناصر اطلاعاتی بریتانیا (MI6) و شرکای صهیونیست آنها در مرزهای شمالی ایران، خط قرمزی است که تهران بارها نسبت به تبعات آن هشدار داده است.
اسب تروای استعمار؛ سرابی به نام توسعه غربی
روند تحولات نشان میدهد که غربیها با ابزارسازی از نیاز جمهوری آذربایجان به بازسازی پس از جنگ قرهباغ، یک «اسب تروا» را وارد این کشور کردهاند. وعدههای پر زرق و برق انگلیس برای توسعه مناطق جنگزده، در واقع پوششی برای تثبیت حضور نظامی-امنیتی غیرمستقیم ناتو در منطقه است.
لندن با استفاده از ابزار اقتصادی، باکو را در توهم برخورداری از یک چتر حمایتی قدرتمند فرو برده و از این طریق، باکو را به اتخاذ مواضع تندتر در قبال همسایگان خود (مسکو و تهران) و حتی ارمنستان ترغیب میکند.
این رویکرد دقیقاً کپیبرداری از همان سناریویی است که غرب در سایر نقاط جهان پیاده کرده است: ایجاد وابستگی اقتصادی، القای اعتماد به نفس کاذب نظامی، تحریک کشور هدف علیه قدرتهای منطقهای، و در نهایت رها کردن آن کشور در زمان بحران.
نتیجهگیری؛ جمهوری آذربایجان در قربانگاه راهبردهای لندن
پیام تبریک الهام علیاف به نخستوزیر جدید انگلیس و تمجید وی از شرکت بریتیش پترولیوم، نمادی از یک خطای محاسباتی راهبردی در دستگاه دیپلماسی باکو است. تاریخ روابط بینالملل ثابت کرده که کشورهای غربی، به ویژه انگلیس و آمریکا، هیچگاه منافع حیاتی خود را فدای کشورهای کوچکتر نمیکنند. برای غرب، جمهوری آذربایجان و سایر کشورهای قفقاز، نه یک «شریک راهبردی»، بلکه صرفاً یک «کارت بازی» و «ابزار فشار» علیه ایران و روسیه هستند.
اگر تنشها در منطقه به دلیل ماجراجوییهای مهندسیشده توسط غرب از کنترل خارج شود، نه بریتیش پترولیوم و نه دولت جدید اندی برنهام در لندن، هزینههای امنیتی و وجودی آن را برای باکو پرداخت نخواهند کرد. غربیها در نهایت ثروتهای نفتی و گازی قفقاز را میمکند، شرکتهایشان سودهای کلان میبرند و آنچه برای کشورهای منطقه باقی میماند، زمین سوخته، تنشهای عمیق با همسایگان قدرتمند، و بیثباتی مزمن خواهد بود.
دولتهای قفقاز باید از سرنوشت دیگر بازیگرانی که فریب چک سفید امضاهای پوشالی غرب را خوردند، درس بگیرند. امنیت پایدار در قفقاز نه از مسیر لندن و واشنگتن، و نه از دل قراردادهای استثماری با بریتیش پترولیوم میگذرد؛ بلکه تنها راه رستگاری این منطقه، قطع ید بازیگران مداخلهگر فرامنطقهای، احترام به ژئوپلیتیک تاریخی منطقه و همکاری صادقانه در چارچوب سازوکارهای درونمنطقهای با حضور ایران و روسیه است. در غیر این صورت، قفقاز قربانی بعدی سیاستهای استعماری هژمونیک غرب خواهد بود.
انتهای پیام/
