یکشنبه، 4 مرداد 1405
اشتراک‌گذاری خبر Copied!
سفر از ماده به معنا در مناسک جمعی

Studio Ney

مناسک جمعی، پلی میان جهان مادی و افق­های معنوی معناست.

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم ، فاطمه فلاح نژاد پژوهشگر حوزه فلسفه فرهنگ و مدرس دانشگاه در نشست علمی با موضوع خیال جمعی و امر قدسی؛ تاملی در مناسک معاصر که به همت کرسی مطالعات اجتماعی مناسک در ایران و پژوهشگاه فرهنگ؛ هنر و ارتباطات به صورت برخط برگزار شد؛ با طرح پرسشی بنیادین در باب نسبت میان امر قدسی، حیات جمعی و مناسک، به بررسی این موضوع پرداخت که مناسک چگونه امر قدسی را در زندگی اجتماعی حاضر می‌کنند.

فلاح نژاد در ابتدای این نشست اظهار داشت: مناسک را نباید صرفاً ابزارهایی برای انسجام اجتماعی، بازتولید حافظه جمعی یا تنظیم هیجانات دانست، بلکه مناسک از بنیادی‌ترین مجاری ظهور معنا و حضور امر قدسی در سطح زندگی جمعی هستند و حتی می‌توان آن‌ها را مجاری شکل‌دهنده به یک نحوه حیات اجتماعی متناسب با معنایی دانست که به آن ارجاع می‌دهند.

وی افزود: در این تحلیل، هدف انکار کارکردهای اجتماعی مناسک مانند هویت جمعی و همبستگی که مورد توجه انسان‌شناسان است نیست، بلکه پرسش این است که آیا توصیفات دیسیپلین رسمی جامعه‌شناسی مدرن، تمام حقیقت مناسک را در اختیار ما می‌گذارد یا بالعکس آن است. از این رو، مناسک تنها پدیده‌های اجتماعی نیستند که بعداً تفسیری دینی بر آن‌ها بار شده باشد، بلکه خود صورت تاریخی و بدنمند ظهور امر قدسی در حیات جمعی هستند.

این پژوهشگر حوزه فلسفه فرهنگ خاطر نشان­کرد: در تحلیل بستر نظری جهان مدرن، ویژگی تثبیت عامل ایجاد بحران است. همچنین، جامعه‌شناسی مدرن بر پایه مجموعه‌ایی از دوگانه‌ها مانند ذهن و عید، سوژه و ابژه، ماده و معنا، عقل و خیال، واقعیت و ارزش و امر قدسی اجتماعی بنا شده است که پس از دکارت، گسستی میان امر مادی و متافیزیکی ایجاد کرده‌اند. در نتیجه این هستی‌شناسی باعث شده جهان به ساحت ماده و کمیت تقلیل یابد و امر متعالی یا از ساختار ادراک جهان کنار زده شود یا به قلمرو تجربه شخصی و درونی محدود گردد.

فلاح‌نژاد برای عبور از این گسست، به بازخوانی ظرفیت خیال در حکمت متعالیه پرداخت و تصریح کرد: در صورت‌بندی مدرن، خیال تنها یک برساخت ذهنی یا بازی تصویرهاست که هیچ پشتوانه هستی‌شناختی ندارد و منجر به گسست میان انسان و امر قدسی می‌شود. اما در مقابل، خیال در حکمت متعالیه یک ساحت واسط و واقعی در متن هستی است که میان ماده و معنا، حس و عقل و صورت و حقیقت پیوند برقرار می‌کند و امکان تعالی را فراهم می‌سازد. در این تلقی، خیال نه حجاب حقیقت، بلکه مجرای اصلی ظهور حقیقت در نفس انسان و هستی جمعی است که به حقیقت اجازه می‌دهد صورت‌مند شود بدون آن­که به ماده صرف فروکاسته شود یا در سطح تعقل محض باقی بماند.

این استاد دانشگاه و پژوهشگر فلسفه فرهنگ در تبیین نفس جمعی افزود: جامعه مخیل‌بالفعال و معقول‌بالقوه است. از همین رو، جامعه موجودی خودبسنده نیست و برای رسیدن به مرتبه معقول یا مدینه فاضله، نیازمند یک امر واسطه مثل نبی، امام یا رئیس مدینه به تعبیر فارابی است تا اتصال آن را به ساحت معقول و حقیقت متعالی برقرار کند.

وی با استناد به فارابی اظهار داشت: امام کسی است که زبان معقول را مخیل می‌کند، زیرا جمهور مردم مخیل‌اند و باید معانی عقلی در قالب صورت‌های مخیل مانند آداب و شریعت برای آن‌ها تنزل یابد. لذا مناسک تنها زمانی جامعه را به نقطه معقول می‌رسانند که در اتصال با این امر واسطه و شریعت باشند.

فلاح‌نژاد خاطر نشان­کرد: هستی اجتماعی صرفاً محصول قراردادها یا برساخت ذهنی نیست، بلکه مرتبه‌ای واقعی از وجود است که ماهیت مخیله دارد. همچنین جامعه نه صرفاً کثرتی از افراد است و نه شبکه‌ایی از روابط، بلکه کلیه حقیقی نفس جمعی است که در مرتبه مثالی خود، صورت جمعی معنا، عاطفه و حافظه را تحقق می‌بخشد. از همین رو، حیات جمعی از لایه‌های مادی و زیست‌جهان بدنمند آغاز می‌شود، اما این‌ها تنها کالبد جامعه هستند و جامعه از طریق یک دیالکتیک استکمالی از صورت به معنا و از کثرت به وحدت می‌رسد.

وی در تحلیل مناسک به قاعده جسمانیه الحدوث و روحانیت البغی اشاره کرد و افزود: اگر چه جامعه در حدوث خود به مراتب مادی و بدنمند متکی است، اما بقای آن تنها در صورتی است که این مراتب، ظرف مناسبی برای اتحاد با معانی متعالی شوند. پیاده‌روی اربعین، می­تواند مثال مناسبی برای این موضوع باشد، چرا که در مکان‌های مقدس، ظرف مادی و کالبدی به گونه‌ای چیده شده که ظرف نزول معنا می‌شود. همچنین در این حالت، فرد با قرار گرفتن در این کالبد، با معنای بالا دستی متحد شده و بخشی از یک جمع ایمان می‌شود. از همین رو، تحلیل‌های فوکویی یا جامعه‌شناختی که مناسک را صرفاً ابزار حفظ قدرت یا برساخت‌های اجتماعی می‌بینند، مورد قبول نیستند، چرا که مناسک در واقع مجرای حضور امر قدسی در حیات جمعی و دارای کارکرد استکمالی هستند.

فاطمه فلاح نژاد در پایان این نشست افزود: شریعت، نمادها و ریتم‌های زمانی همگی ابزارهای تربیت خیال جمعی هستند تا جامعه از انقباض در مراتب مادون رها شود، و مناسک در واقع نقطه تلاقی معنا و صورت هستند. از این منظر، نماد نه یک نشانه صرف یا قرارداد اجتماعی، بلکه صورت تعین‌یافته‌ی معنا و حلقه اتصال بین بدن جمعی و افق معنوی است. بنابراین نمادها ماهیتی آیاتی دارند و به عنوان محرک نفس، انسان و جامعه را به سوی ساحت متعالی و معنای برتر هدایت می‌کنند.

انتهای پیام/

مشاهده خبر در سایت تسنیم