شیرمحمد اسپندار رفت؛ اما نوای دونلی او همچنان روایتگر فرهنگ و هویت بلوچستان خواهد بود.
به گزارش خبرگزاری تسنیم از زاهدان، در سرزمینی که بادهای گرم جنوب شرق، قصههای هزارساله را از میان نخلستانها و کوههای مکران عبور میدهند، گاهی انسانی متولد میشود که صدای یک جغرافیا میشود؛ کسی که نه با قلم، بلکه با نغمه و آهنگ، تاریخ، فرهنگ و هویت یک ملت را روایت میکند.
شامگاه چهارشنبه 31 تیرماه 1405، یکی از همین چهرههای ماندگار خاموش شد؛ استاد شیرمحمد اسپندار، مردی که سالها با ساز دونلی نفس کشید و موسیقی اصیل بلوچستان را از روستاهای جنوب شرق ایران به صحنههای بزرگ جهانی برد، پس از سالها زندگی هنرمندانه و تحمل بیماری و کهولت سن در شهرستان بمپور دار فانی را وداع گفت.
اما مرگ او پایان یک صدا نیست، زیرا برخی هنرمندان تنها یک اجراکننده نیستند، بلکه خود به بخشی از میراث فرهنگی تبدیل میشوند. اسپندار از همان نسل هنرمندانی بود که هنر را نه برای شهرت، بلکه برای حفظ یک هویت دنبال کردند؛ نسلی که موسیقی را از دل مردم گرفت و دوباره به مردم بازگرداند. او سالها تنها با دو نی کوچک، روایت بزرگی از بلوچستان ساخت؛ روایتی از زندگی، طبیعت، شادی، اندوه، آیینها و خاطرات مردمی که موسیقی برایشان بخشی از زیست روزمره بوده است.
مردی از بمپور که صدای بلوچستان شد
شیرمحمد اسپندار از چهرههایی بود که نامش با موسیقی بلوچ گره خورده است؛ هنرمندی که بخش بزرگی از عمر خود را صرف حفظ و معرفی یکی از اصیلترین گونههای موسیقی نواحی ایران کرد. بلوچستان سرزمینی با فرهنگ غنی و تاریخی دیرینه است؛ سرزمینی که موسیقی در آن تنها یک هنر شنیداری نیست، بلکه بخشی از آیینها، جشنها، سوگواریها، روایتهای قومی و حافظه اجتماعی مردم محسوب میشود.
در میان سازهای متنوع این منطقه، دونلی جایگاهی ویژه دارد؛ سازی که نواختن آن دشواریهای فراوانی دارد و تعداد نوازندگان مسلط بر آن در طول تاریخ بسیار محدود بوده است. استاد اسپندار توانست این ساز را از محدوده جغرافیایی بلوچستان فراتر ببرد و آن را به عنوان یکی از نمادهای موسیقی جنوب شرق ایران به جامعه هنری ایران و جهان معرفی کند.
بسیاری از علاقهمندان موسیقی نواحی، وقتی نام دونلی را میشنوند، ناخودآگاه به یاد صدای منحصربهفرد ساز اسپندار میافتند؛ چراکه او نه فقط نوازنده این ساز، بلکه حافظ یک شیوه زندگی و یک میراث شفاهی بود.
دونلی ساز دو نی که با نفس جان میگیرد
دونلی یکی از خاصترین سازهای بادی موسیقی بلوچستان است؛ سازی که برخلاف بسیاری از سازهای رایج، از دو نی مجزا تشکیل شده و نوازنده باید هر دو را به صورت همزمان به صدا درآورد. نام این ساز نیز از همین ویژگی گرفته شده است؛ «دو نی» که در گویش محلی به «دونلی» شهرت یافته است.
این ساز معمولاً از دو لوله نی ساخته میشود که کنار یکدیگر قرار میگیرند. یکی از نیها نقش اجرای ملودی اصلی را دارد و دیگری با ایجاد صداهای همراه، به موسیقی عمق و پیچیدگی بیشتری میبخشد. اما آنچه دونلی را به سازی بسیار دشوار تبدیل میکند، شیوه نواختن آن است.
نوازنده باید بتواند بدون قطع شدن جریان صدا، نفس خود را مدیریت کند؛ تکنیکی که در موسیقی به «تنفس پیوسته» یا «تنفس دورانی» شناخته میشود. در این شیوه، نوازنده با استفاده از هوای ذخیرهشده در دهان، صدای ساز را حفظ میکند و همزمان از بینی نفس میگیرد تا اجرای او متوقف نشود. اجرای چنین تکنیکی نیازمند سالها تمرین، توانایی بدنی، کنترل دقیق تنفس و شناخت عمیق از ساز است؛ ویژگیهایی که استاد اسپندار را به یکی از برجستهترین نوازندگان دونلی در ایران و جهان تبدیل کرد.
صدای دو نی روایت زندگی مردم بلوچ
دونلی در فرهنگ بلوچ تنها یک ساز نیست؛ این ساز بخشی از زندگی مردم است. نوای آن در مراسمهای مختلف شنیده شده؛ از جشنهای محلی و آیینهای شادی گرفته تا روایتهای عاشقانه و قطعاتی که بازتابدهنده زندگی مردم منطقه است.
وقتی استاد اسپندار دونلی مینواخت، شنونده تنها یک موسیقی نمیشنید؛ بلکه تصویری از یک سرزمین را در ذهن خود مجسم میکرد. صدای دونلی او یادآور کوههای مکران، سواحل دریای عمان، دشتهای بلوچستان و مردمی بود که نسلها فرهنگ خود را با موسیقی حفظ کردهاند. به همین دلیل است که بسیاری از کارشناسان، هنر اسپندار را فراتر از نوازندگی میدانند و معتقدند او نقش یک حافظ فرهنگی را ایفا کرده است.
از روستاهای بلوچستان تا صحنههای جهانی؛ وقتی دونلی سفیر یک فرهنگ شد
اگرچه خاستگاه هنر استاد شیرمحمد اسپندار، روستاها و مناطق جنوبی سیستان و بلوچستان بود، اما آوازه نوای او محدود به مرزهای جغرافیایی نماند. او با همان ساز سادهای که ریشه در زندگی مردم بلوچ داشت، توانست توجه بسیاری از علاقهمندان موسیقی نواحی در ایران و جهان را به خود جلب کند و نام بلوچستان را در میان گنجینههای موسیقی قومی مطرح سازد.
اسپندار از نسلی از هنرمندان بود که هنر را در مکتب زندگی آموختند؛ هنرمندانی که آموزش رسمی موسیقی ندیده بودند، اما سالها تجربه، مشاهده و زیستن در کنار مردم، آنان را به استادانی بیبدیل تبدیل کرده بود.
او موسیقی را از دل جامعه بلوچ فرا گرفت؛ از آیینها، مراسمها، روایتهای محلی و نغمههایی که نسل به نسل منتقل شده بود. همین پیوند عمیق با فرهنگ مردم باعث شد اجرای او تنها نمایش مهارت تکنیکی نباشد، بلکه بازتابی از هویت و روح یک منطقه باشد.
استاد اسپندار میراث زنده موسیقی نواحی ایران
موسیقی نواحی ایران مجموعهای گسترده از روایتهای فرهنگی اقوام مختلف است؛ روایتهایی که بخش زیادی از آنها به صورت شفاهی از نسلی به نسل دیگر منتقل شدهاند. در این میان، حفظ برخی سازها و شیوههای اجرایی، وابستگی زیادی به وجود استادان برجسته دارد؛ چراکه بسیاری از این هنرها در کتابها ثبت نشدهاند و بخش اصلی دانش آنها در سینه و تجربه هنرمندان نهفته است.
شیرمحمد اسپندار یکی از همین گنجینههای زنده بود. او سالها نه فقط نوازنده دونلی، بلکه حافظ یک سنت موسیقایی بود؛ سنتی که اگر انتقال پیدا نکند، ممکن است با گذشت زمان به فراموشی سپرده شود.
اهمیت کار اسپندار در این بود که توانست میان گذشته و آینده پیوند ایجاد کند؛ از یک سو اصالت موسیقی بلوچ را حفظ کرد و از سوی دیگر آن را به نسلهای جدید معرفی کرد. بسیاری از جوانانی که امروز به موسیقی بلوچ علاقهمند هستند، نخستین بار با شنیدن نوای دونلی اسپندار با این ساز آشنا شدهاند.
جایگاهی فراتر از یک نوازنده
در نگاه بسیاری از پژوهشگران موسیقی، استاد اسپندار تنها یک نوازنده ماهر نبود؛ او نماینده یک فرهنگ بود. هنر او نشان داد موسیقی اقوام ایرانی، برخلاف برخی تصورها، هنری محدود و محلی نیست، بلکه میتواند با حفظ اصالت خود، مخاطبان جهانی پیدا کند.
او ثابت کرد یک ساز بومی، حتی اگر از منطقهای دور از مراکز فرهنگی کشور برخاسته باشد، میتواند حامل پیامی جهانی باشد؛ پیامی درباره انسان، طبیعت، زندگی و احساسات مشترک میان ملتها. همین ویژگی باعث شد نام او در میان چهرههای تأثیرگذار موسیقی نواحی ایران قرار گیرد و از او به عنوان یکی از مهمترین حافظان موسیقی بلوچ یاد شود.
جشنوارهها؛ پنجرهای برای معرفی فرهنگ بلوچ
حضور استاد اسپندار در جشنوارههای مختلف داخلی و خارجی، فرصت مهمی برای معرفی موسیقی بلوچستان فراهم کرد. او در رویدادهای فرهنگی و هنری، نه با یک اجرای صرفاً نمایشی، بلکه با ارائه بخشی از فرهنگ زنده مردم منطقه حضور پیدا میکرد.
اجرای او برای مخاطبان، تنها شنیدن صدای یک ساز نبود؛ بلکه آشنایی با بخشی از تاریخ و تمدن جنوب شرق ایران بود. بسیاری از مخاطبان که شاید شناخت محدودی از بلوچستان داشتند، از طریق هنر اسپندار با ظرفیتهای فرهنگی این منطقه آشنا شدند. او توانست تصویری متفاوت از بلوچستان ارائه کند؛ بلوچستانی که علاوه بر ظرفیتهای طبیعی و جغرافیایی، سرشار از میراث فرهنگی و هنری ارزشمند است.
دونلی میراثی که نیازمند حفاظت است
درگذشت استاد اسپندار بار دیگر اهمیت توجه به میراث موسیقی نواحی را یادآوری کرد. بسیاری از سازهای محلی و شیوههای اجرایی، امروز با خطر فراموشی مواجه هستند؛ نه به دلیل کمارزش بودن، بلکه به دلیل کاهش تعداد استادانی که بتوانند این هنرها را به نسل جدید منتقل کنند.
دونلی نیز از جمله سازهایی است که بقای آن به آموزش و حمایت نیاز دارد. این ساز به دلیل دشواری فراوان در یادگیری و اجرا، نیازمند استادانی است که سالها تجربه خود را در اختیار علاقهمندان قرار دهند. حفظ این میراث تنها با برگزاری جشنوارهها امکانپذیر نیست؛ بلکه نیازمند ایجاد برنامههای آموزشی، حمایت از هنرمندان پیشکسوت، ثبت علمی آثار و فراهم کردن زمینه فعالیت نسل جوان است.
بلوچستان پس از اسپندار؛ مسئولیتی برای ادامه یک راه
اکنون که استاد شیرمحمد اسپندار دیگر در میان مردم نیست، مهمترین پرسش این است که چگونه میتوان راه او را ادامه داد؟ پاسخ این پرسش در حفظ و انتقال میراثی است که او تمام عمر برای آن تلاش کرد. دونلی نباید تنها به نام یک استاد بزرگ محدود شود؛ بلکه باید به عنوان بخشی از هویت فرهنگی بلوچستان زنده بماند.
ضروری است مراکز فرهنگی، دانشگاهها، هنرمندان و نهادهای متولی فرهنگ، برای آموزش این ساز و معرفی بیشتر موسیقی بلوچ برنامهریزی کنند؛ زیرا از دست رفتن یک هنرمند بزرگ، اگرچه ضایعهای جبرانناپذیر است، اما زمانی به بحران تبدیل میشود که میراث او نیز همراه با وی خاموش شود.
اللهبخش اسپندار، فرزند این استاد فقید، درباره آیین تشییع پیکر پدرش اعلام کرد که مراسم بدرقه و خاکسپاری استاد شیرمحمد اسپندار روز پنجشنبه اول مردادماه 1405 پس از اقامه نماز عصر از استادیوم ورزشی شهرستان بمپور برگزار میشود. قرار است مردم، هنرمندان، مسئولان فرهنگی و دوستداران موسیقی بلوچ در این مراسم حضور پیدا کنند تا با مردی وداع کنند که بیش از هشت دهه از عمر خود را صرف پاسداری از فرهنگ و هنر این سرزمین کرد. بیشک آن روز، تنها یک هنرمند به خاک سپرده نمیشود؛ بلکه مردمی با یکی از نمادهای فرهنگی خود خداحافظی میکنند؛ مردی که سالها صدای بلوچستان بود.
نوایی که پس از خاموشی استاد همچنان ادامه دارد
شیرمحمد اسپندار رفت، اما میراثی که بر جای گذاشت، همچنان زنده است. هر بار که صدای دونلی در گوشهای از بلوچستان بلند شود، بخشی از خاطره و هنر او دوباره زنده خواهد شد. او نشان داد که یک هنرمند میتواند بدون امکانات گسترده و بدون قرار گرفتن در مرکز توجه، تأثیری ماندگار بر فرهنگ یک سرزمین بگذارد.
استاد اسپندار با دو نی ساده، داستان یک قوم را روایت کرد؛ داستان مردمانی که موسیقی را بخشی از زندگی خود میدانند و نسلهاست با نغمههای آن نفس میکشند. اکنون وظیفه نسل امروز است که اجازه ندهد این صدا خاموش شود؛ زیرا دونلی فقط یک ساز نیست، بلکه بخشی از حافظه تاریخی بلوچستان و میراث فرهنگی ایران است. نام شیرمحمد اسپندار در تاریخ موسیقی ایران ماندگار خواهد ماند؛ همانگونه که نوای دونلی او در بادهای بلوچستان همچنان خواهد پیچید.
انتهای پیام/
