پنجشنبه، 14 خرداد 1405
اشتراک‌گذاری خبر Copied!
غدیر؛ سنگ بنای دکترین شیعی/زیست سیاسی غدیر همچنان پویا و زنده است

Studio Ney

غدیر سنگ بنای "دکترین شیعی" قلمداد شده لذا زیست سیاسی غدیر همچنان پویا و زنده است.

به گزارش خبرگزاری تسنیم از نطنز، واقعه غدیر خم به عنوان یکی از سرنوشت‌سازترین رویدادهای تاریخ اسلام، ابعادی فراتر از یک صرفِ اعلامِ مذهبی دارد و بنیان‌های «زیست سیاسی» جامعه اسلامی را عمیقاً تحت تأثیر قرار داده است.

در سپهر تاریخ اسلام، معدودی رویدادها به اندازه «غدیر خم» توانسته‌اند جغرافیای اندیشه، هویت اجتماعی و مسیر سیاسی امت اسلامی را دگرگون سازند و این واقعه که در بازگشت پیامبر اسلام (ص) از آخرین حج خود در سال دهم هجری رخ داد، فراتر از یک گردهمایی صرفِ مذهبی، محمل اعلام اراده‌ای الهی برای تداوم رهبری جامعه و تثبیت یکی از اساسی‌ترین ستون‌های نظام سیاسی نوپای اسلام بود.

غدیر، نه فقط برای پیروان مکتب تشیع، بلکه به عنوان یک رخداد تاریخی اثرگذار، همواره محل تأمل و استدلال در سپهر اندیشه سیاسی اسلام بوده است در حالی که ابعاد «زیست سیاسی» و «دکترین حکومتی» غدیر، کمتر به صورت مستقل و تحلیلی مورد کاوش قرار گرفته است.

واقعه غدیر، حاصل یک سیر تاریخی و کلامی تدریجی در تبیین جایگاهِ رهبری پس از پیامبر (ص) بود و درک «زیست سیاسی» غدیر، مستلزم شناخت مبانی این رویداد است که ریشه در مفاهیم بنیادین اسلامی و شرایطِ اجتماعی - سیاسی عصرِ پیامبر(ص) دارد.

ریشه و اساسِ مفهوم «ولایت» که در غدیر به اوج خود رسید، در خود متون اسلامی نهفته است؛ واژه «ولی» و مشتقات آن، در قرآن کریم در معانی گوناگونی چون «دوست»، «یار»، «سرپرست»، «متولی امر» و «قائم به کار» به کار رفته است.

آیه «إِنَّمَا وَلِیُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَاةَ وَیُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ» از سوره مائده آیه 55 یکی از کلیدی‌ترین آیات در تبیین سلسله مراتب ولایت است که در آن، ولایتِ الهی، سپس ولایتِ رسول خدا(ص) و در نهایت، ولایت مؤمنان اهل عمل که مصداق اتمِّ آن، امام علی(ع) در حال رکوع دانسته شده است، مطرح می‌شود.

این آیه، مبنایی کلامی برای مشروعیت ولایت الهی حاکم بر جامعه و انتقال آن به رهبران منتخبِ الهی فراهم می‌آورد؛ سنت نبوی نیز سرشار از اشاراتی است که جایگاهِ ویژه حضرت علی (ع) را به عنوان مورد اعتماد پیامبر (ص) و نزدیک‌ترین فرد به ایشان در امور دین و دنیا نشان می‌دهد و این مبانی، زمینه را برای اعلام رسمی ولایت ایشان در غدیر فراهم آورد.

جامعه اسلامی در دوران حیات پیامبر(ص)، شاهد یک تحول عظیم اجتماعی، سیاسی و فرهنگی بود و با گسترشِ اسلام و تثبیت قدرت مدینه، نیاز به تداومِ رهبری الهی و سازماندهی مدون سیاسی پس از رحلتِ پیامبر(ص) امری اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسید.

پیامبر اکرم(ص) بارها در موقعیت‌هایِ مختلف، به تبیین جایگاه امامت و رهبری امت پس از خود پرداخته بودند؛ از انتصابِ یاران به عنوان حاکمان مناطق مختلف تا معرفیِ سلسله‌ای از جانشینان و این وقایع، نشان‌دهنده یک دغدغه جدی پیامبر(ص) برای حفظ وحدت، انسجام و هدایت جامعه اسلامی در مسیرِ اصیلِ خود بود و واقعه غدیر، اوج این تلاش‌ها برای تعیین جانشینی بود که بتواند مسئولیت سنگین هدایت امت را در ابعاد گوناگون، بر عهده گیرد.

حج‌الوداع، نقطه پایانی بر سفرهای حج پیامبر(ص) بود و در بازگشت از آن، در محلی به نام «غدیر خم»، پیامبر (ص) دستور توقف کاروان عظیم حاجیان را صادر فرمودند و ایشان بر روی جهاز شتران جمع شده، سکویی ساختند و خطبه‌ای تاریخی ایراد فرمودند که بخشِ پایانیِ آن، نقطه عطف این واقعه بود.

فراز مشهور «مَن کُنتُ مَولاهُ فَعَلیٌّ مَولاه» یعنی هر که من مولای او هستم، پس علی مولای اوست، صرفاً یک اعلام محبت‌آمیز نبود، بلکه در بستر آن خطبه و با توجه به پیش‌زمینه‌های کلامی و سیاسی، بیانگر انتصابی رسمی برای «ولایت» الهی و اجتماعی حضرت علی (ع) بود.

در این اعلام، «ولایت» نه صرفاً به معنایِ محبت، بلکه به معنای «تصدی امر»، «سرپرستی جامعه» و «اقتدار هدایت» تفسیر شده است و این اعلام، سندی سیاسی و حقوقی محسوب می‌شود که مشروعیت الهی رهبری امام علی(ع) را تثبیت می‌کرد و بنیان «زیست سیاسی» مبتنی بر امامت را پی‌ریزی کرد.

پس از اعلام غدیر، واقعه وارد مرحله‌ای از تحقق عملی، مواجهه با چالش‌ها و شکل‌ دهی به فرایندهای سیاسی شد که میراث آن تا به امروز ادامه یافته است، هرچند اعلام غدیر، اراده الهی برای تعیین رهبری جامعه را بیان می‌کرد، اما اجرای کامل آن با مقاومت‌ها و چالش‌های سیاسی قابل توجهی روبرو شد.

وقایع پس از رحلت پیامبر(ص)، به ویژه «واقعه سقیفه بنی‌ساعده»، نشان‌دهنده شکافی عمیق در پذیرشِ عمومی این انتصاب بود؛ تاریخ‌نگاران اسلامی، با نقل جزئیات این وقایع، تصریح دارند که تصمیم‌گیری سقیفه، بدون در نظر گرفتن اعلامِ پیشین غدیر صورت گرفت.

این امر، زمینه‌ساز شکل‌گیری دو مسیرِ متفاوت در نظام سیاسی اسلام شد، مسیری که بر مبنای «انتخاب جمعی» یا «شورای منتخب» شکل گرفت و مسیری که بر «نص الهی» و «تعیین الهی» در تعیین رهبر امت تأکید داشت.

این انشقاق، پیامدهای سیاسی عمیقی داشت و به تدریج، اندیشه سیاسی شیعه را بر مبنای امامت الهی علی (ع) و ائمه معصومین (ع) بنا نهاد.

دوران امامت امام علی (ع)، اگرچه پس از سال‌ها انزوای سیاسی اجباری و در شرایطی پرآشوب آغاز شد، اما به مثابه تجلی عملی «زیست سیاسی» غدیر محسوب می‌شود.

امام علی (ع) در دوران خلافت خود، تلاش کرد تا مبانی حکومتی مبتنی بر عدالت، توحید، و قانون الهی را که در غدیر بر آن تأکید شده بود، پیاده سازد و آن حضرت در خطبه‌ها و نامه‌های خود، بارها به «حق» خود بر رهبری امت و مبنای مشروعیت خویش که از پیامبر (ص) به او رسیده بود، اشاره می‌کرد و  با این حال، حکومت امام علی (ع) با چالش‌های داخلی فراوانی، از جمله شورش‌ها و اختلافات سیاسی، روبرو بود.

این چالش‌ها، نشان‌دهنده سختی پیاده‌ سازی یک «زیست سیاسی» ایده‌آل در بستری بود که هنوز به طور کامل آمادگی پذیرش آن را نداشت و با این وجود، سیره سیاسی امام علی (ع) به عنوان مدلی از حکومت عادلانه، مبتنی بر شریعت و توجه به حقوق همگان، در تاریخ اندیشه سیاسی اسلام، جایگاهی ممتاز یافت.

«زیست سیاسی» غدیر، عامل اصلی در تمایز و شکل‌گیری اندیشه سیاسی شیعه بود؛ شیعه، با تکیه بر واقعه غدیر و انتصاب الهی امام علی(ع)، مفهوم «امامت» را به عنوان رکن اساسی نظام سیاسی اسلام تعریف کرد.

امامت، نه فقط یک مقام معنوی، بلکه یک جایگاه سیاسی و حقوقی بود که مشروعیت حاکمیت را مستقیماً از جانبِ خدا و از طریق پیامبر (ص) به امام می‌رساند و این دیدگاه، در تقابل با نظریه‌های خلافت اهل سنت قرار گرفت که بر «انتخاب» یا «اجماع» تأکید داشتند.

از این رو غدیر، سنگ بنای یک «دکترین سیاسی» شیعی شد که بر مشروعیت الهی رهبر، عصمت امام، و نقش او در تبیین دین و هدایت امت تأکید می‌کرد و این اندیشه، در طول تاریخ، منبع الهام‌بخشِ بسیاری از قیام‌ها و حرکات سیاسی شیعی بوده و چارچوب مفهومی متفاوتی برای فهم «سیاست» و «حکومت» در اسلام ارائه داده است.

«زیست سیاسی» غدیر، صرفاً محدود به دوران پیامبر (ص) و ائمه معصومین (ع) نبود، بلکه پویایی خود را در طول تاریخ حفظ کرده و همواره به عنوان منبعی برای الهام‌بخشی و الگوسازی در سپهر سیاسی اسلام، به ویژه در میان شیعیان، موردِ ارجاع قرار گرفته است.

اگر غدیر را صرفاً یک واقعه تاریخی در نظر بگیریم، ممکن است از عمق تأثیرگذاری آن غافل شویم اما وقتی غدیر را به عنوان یک «دکترین سیاسی» یا «نظام فکری-عمل سیاسی» موردِ تحلیل قرار دهیم، ابعاد جدیدی از آن آشکار می‌شود. این دکترین، بر اصول کلیدی بنا نهاده شده است.

مشروعیت الهی حاکمیت، رهبری هدایت‌گر، عدالت به عنوان مبنای حکومت و ️اهمیت مردم در فرایند اجرای احکام از جمله اصول کلیدی است و این اصول، غدیر را به یک چارچوب جامع برای نظام‌سازی سیاسی در اسلام تبدیل کرده است که پاسخگوی نیازهای جامعه در ابعاد مختلف فردی، اجتماعی و حکومتی است.

«زیست سیاسی» غدیر، با گذشت قرن‌ها، همچنان زنده و پویا بوده و در عصر حاضر، به ویژه در اندیشه سیاسی امام خمینی(ره) و پیروان او، بازتابی شگرف یافته است و امام خمینی (ره)، با تأکید بر «ولایت فقیه»، در واقع، استمراردهمان «زیست سیاسی» مبتنی بر ولایتِ الهی را در غیاب امام معصوم (ع) تئوریزه کرد.

ایشان با الهام از غدیر و سیره علوی، مدلی از حکومت دینی را ارائه داد که در آن، «الله» حاکم مطلق است و فقیه جامع‌الشرایط، نایب امام زمان (عج) در اداره امور سیاسی و اجتماعی مسلمین است و انقلاب اسلامی ایران، خود تجلی عملی این بازخوانیِ معاصر از «زیست سیاسی» غدیر بود.

این انقلاب، انقلابی بود که با شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی»، تلاش کرد تا آرمان‌های عدالت و هدایت برآمده از غدیر را در قالبِ یک نظام سیاسی نوین، در جهان معاصر احیا کند.

با وجود اهمیت غدیر، در طول تاریخ، تفاسیر و برداشت‌های متفاوتی از ابعاد سیاسی آن صورت گرفته است؛ برخی، بر جنبه‌های صرفاً کلامی و روایی آن تمرکز کرده و از تحلیل عمیق ابعاد سیاسی آن غافل مانده‌اند.

دیگران، با رویکردهای سکولار یا عرفی، تلاش کرده‌اند تا مفاهیم ولایت و امامت را به گونه‌ای تفسیر کنند که با ساختارهای سیاسی مدرن همخوانی داشته باشد، هرچند این تفاسیر همواره محلِ بحث و نقد بوده‌اند و همچنین، نحوه مواجهه با «چالش‌های سیاسی» پس از غدیر، مانند واقعه سقیفه، و تحلیل پیامدهای آن، همچنان موضوع پژوهش‌های علمی و تاریخی است و درک صحیح از «زیست سیاسی غدیر»، نیازمند توجه به تمام این ابعاد، و پرهیز از تقلیل‌گرایی، چه در جهت افراط و چه تفریط، است.

واقعه غدیر، تنها یک رخداد تاریخی مهم در صدر اسلام نبود، بلکه بنیان‌گذار یک «زیست سیاسی» پویا و پایدار در اسلام، به ویژه در مکتبِ تشیع، بود و تحلیل مبانی کلامی و پیش‌زمینه‌های سیاسی آن، در کنار بررسی فرایندهای تحقق عملی آن در دوران امامت امام علی (ع) و مواجهه با چالش‌های سیاسی پس از آن، نشان می‌دهد که غدیر، چارچوبی مستحکم برای نظام‌سازی سیاسی بر اساس مشروعیت الهی، عدالت و هدایت معصومانه فراهم آورده است.

«دکترین سیاسی» برخاسته از غدیر، با تأکید بر «ولایت» به عنوان محور اصلی رهبری جامعه، اندیشه سیاسی شیعه را از دیگر مکاتب اسلامی متمایز ساخته و در طول تاریخ، منبع الهام‌بخش بسیاری از جنبش‌ها و اندیشه‌های سیاسی بوده است.

بازخوانی این «زیست سیاسی» در عصر حاضر، به ویژه در اندیشه سیاسی امام خمینی (ره) و تجلی آن در انقلاب اسلامی، گواهی بر پویایی و قابلیت انطباق این دکترین با نیازهای جوامع بشری در دوران مختلف است.

یادداشت از رضا زمانی، دکتری علوم سیاسی

انتهای پیام/804

مشاهده خبر در سایت تسنیم