ابوهاشم بنا داشت از تنگنای روزگار و مشکلات مالی گله کند، اما امام نعمتهای معنوی را برای او برشمرد.
به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، عن أبی هاشم الجعفری قال: أصابتنی ضیقة شدیدة فصرت إلى أبی الحسن علی بن محمد(ع) فأذن لی فلما جلست قال: یا أبا هاشم أی نعم الله عز وجل علیک ترید أن تؤدی شکرها؟ قال أبوهاشم: فوجمت فلم أدر ما أقول له. فابتدأ(ع) فقال: رزقک الایمان فحرم بدنک على النار، ورزقک العافیة فأعانتک على الطاعة ، ورزقک القنوع فصانک عن التبذل ، یا أبا هاشم إنما ابتدأتک بهذا لأنی ظننت أنک ترید أن تشکو لی من فعل بک هذا، وقد أمرت لک بمائة دینار فخذها.(بحارالأنوار، ج 50، ص 129)
ابوهاشم جعفری گفت: به سختی و رنج شدیدی مبتلا شدم، بنابراین نزد ابوالحسن علی بن محمد(علیه السلام) رفتم. ایشان به من اجازه ورود دادند و وقتی نشستم، فرمودند: «ای ابوهاشم، کدام نعمتهای خداوند عزوجل را میخواهی شکر کنی؟» ابوهاشم گفت: من زبانم بند آمده بود و نمیدانستم چه بگویم.
پس ایشان (علیه السلام) با این جمله شروع کردند: «ایمان را به تو عطا کرد و بدنت را از آتش جهنم حرام نمود؛ عافیت را به تو عطا نمود و تو را در طاعت یاری نمود؛ و قناعت را به تو عطا فرمود و تو را از ذلت نجات داد. ای ابوهاشم، من با این جمله شروع کردم زیرا گمان کردم میخواهی از آنچه بر تو رفته به من شکایت کنی. من دستور دادهام که صد دینار به تو داده شود، پس آن را بگیر.»
از این روایت پنج نکته قابل استفاده است:
1. امام پیش از آن که ابوهاشم جعفری لب به شکواییه بازکند، نعمتهای الهی را برای او برشمرد و این از علم غیب اهل بیت(ع) حکایت دارد.
2. ابوهاشم بنا داشت از تنگنای روزگار و مشکلات مالی گله کند، اما امام نعمتهای معنوی را برای او برشمرد و به او نشان داد که پر از نعمت است، ولی نعمتها را نمیشناسد و قدر آنها را نمیداند.
3. امام سه نعمت معنوی بزرگ را برای ابوهاشم برشمرد: 1. نعمت ایمان؛ 2. نعمت سلامتی؛ 3. نعمت کفاف مالی. این سه نعمت درست آن چیزی است که در گفتار حضرت امیر در نهج البلاغه انعکاس یافته است.(حکمت 388) این امر از همگرایی و همصدایی شگفتآوری در سیره قولی و عملی اهل بیت(ع) حکایت دارد.
4. امام فقط به نصیحت ابوهاشم اکتفا نکرد و مبلغ قابل توجهی به او بخشید؛ یعنی صد دینار . این امر بدان معناست که اهل بیت(ع) موعظه و پند را فقط در سخن گفتن خلاصه نمیکردند، بلکه به صورت عملی برای گره گشایی از گرفتاری مردم میکوشیدند.
5. امام که خود این چنین نعمتهای الهی را به ابوهاشم برشمرد و او را به شکر و سپاس در برابر نعمتهای الهی دعوت فرمود، خود در عمر کوتاه خویش با انواع و اقسام آزارها و اذیتهای حاکمان وقت مواجه بوده و چه سختیها را متحمل میشد! این امر از روح توحیدی اهل بیت(ع) و روحیه سپاس گزاری آنان در برابر نعمتهای الهی حکایت دارد.
مهمترین درس این روایت برخورداری از روح سپاس و شکرگزاری در برابر نعمتهای خداوند و شکایت نداشتن به خاطر چند ناکامی محدود است. این درست حکایت بسیاری از امثال ماست که پر از نعمت ایم، اما تنها از چند ناداشته خود گله داشته و روزگار را به کام خود و گاه دیگران تلخ میکنیم.
یادداشت از: آیتالله علی نصیری، استاد حوزه و دانشگاه
انتهای پیام/
