چرا آندریا مودا در تاریخ فرمول یک به نماد ناکارآمدی تبدیل شد؟
به گزارش خبرگزاری تسنیم ، چندی پیش برند گوچی اعلام کرد که از فصل آینده به عنوان اسپانسر اصلی تیم آلپین وارد فرمول یک خواهد شد. حتی گفته میشود خودروهای این تیم مستقر در انستون نیز با رنگبندی مشکی و طلایی معروف گوچی طراحی خواهند شد. فرمول یک پیش از این نیز همکاریهای موفقی با برندهای دنیای مد داشته است؛ برای مثال، تیم بنتون که اتفاقاً آن هم در انستون مستقر بود، نمونهای شناخته شده از این همکاریها به شمار میرود.
اما همیشه همه چیز موفقیتآمیز نبوده است. در این میان، تیم «آندریا مودا» نمونهای کاملاً متفاوت و حتی فاجعهبار محسوب میشود. این تیم که متعلق به یک برند کفش بود، بیشتر از هر چیز به خاطر اخراج تحقیرآمیزش از فرمول یک پیش از پایان فصل شناخته میشود؛ اخراجی که با عنوان «ناتوانی در رعایت استانداردهای مسابقات قهرمانی» ثبت شد.
ورود آندریا ساسِتی به فرمول یک
در سپتامبر سال 1991، آندریا ساسِتی، بنیانگذار 31 ساله و مالک برند کفش «آندریا مودا»، اعلام کرد که تیم «کولونی» را خریداری کرده است. کولونی از سال 1987 در فرمول یک حضور داشت اما در تمام این مدت حتی یک امتیاز نیز کسب نکرده بود و در زمان فروش، بیش از 2 سال بود که موفق به عبور از مرحله تعیین خط نمیشد. ساسِتی پس از خرید تیم، ساختار آن را اندکی گسترش داد، چند نفر از کارکنان شرکت کفش خود را به عنوان مدیر به مجموعه آورد و همچنین شاسی را از شرکت سیمتک خریداری کرد که چند سال پیش به طور محرمانه برای پروژه بازگشت احتمالی BMW به فرمول یک طراحی شده بود.
BMW در اواخر دهه 1980 در حال بررسی بازگشت به فرمول یک به عنوان یک تیم کارخانهای بود اما این برنامه هرگز عملی نشد و خودروی طراحیشده بدون استفاده باقی ماند. با این حال، تیم آندریا مودا نتوانست این خودروها را تا آغاز فصل آماده کند. به همین دلیل در گرندپری آفریقای جنوبی، تیم با نسخهای اصلاح شده از خودروهای کولونی C4B حاضر شد.
ساسِتی برای فصل جدید دو راننده ایتالیایی را به خدمت گرفت: الکس کافی باتجربه و انریکو برتاجیا که پیشتر در نیمه دوم فصل 1989 برای کولونی رانندگی کرده بود. البته «رانندگی» در مورد او اغراقآمیز به نظر میرسید، زیرا در شش مسابقه پایانی آن فصل، هر شش بار در مرحله پیشصلاحیت حذف شده بود.
با این حال، نه برتاجیا و نه کافی فرصت حضور در پیست آفریقای جنوبی را پیدا نکردند. پیش از آغاز تمرینات رسمی از آندریا مودا خواسته شد مبلغ 100 هزار دلار به عنوان سپرده الزامی تیمهای جدید پرداخت کند. ساسِتی اصرار داشت که این تیم جدید نیست و در واقع همان کولونی با نامی تازه محسوب میشود اما فدراسیون جهانی اتومبیلرانی این استدلال را نپذیرفت و در نهایت اجازه حضور تیم در مسابقه صادر نشد.
در گرندپری مکزیک، آندریا مودا سرانجام خودروی جدید S921 را به همراه آورد اما مکانیکها موفق نشدند خودروها را به موقع آماده کنند و تیم بار دیگر از حضور در مسابقه بازماند. این وضعیت برای کافی و برتاجیا غیرقابل تحمل شد. هر دو راننده از بینظمی و غیرحرفهای بودن تیم انتقاد کردند و ساسِتی نیز بدون درنگ آنها را اخراج کرد.
برای گرندپری برزیل، دو راننده جدید معرفی شدند: روبرتو مورنو که در فصل قبل به دلیل ورود میشائیل شوماخر جایگاهش را در بنتون از دست داده بود، و راننده بریتانیایی، پری مککارتی.
مککارتی نه سوپرلایسنس داشت و نه خودرو. تیم تنها موفق شده بود یک ماشین برای مورنو آماده کند. با وجود این مشکلات، آندریا مودا در اینترلاگوس نخستین حضور رسمی خود در یکی از جلسات فرمول یک را تجربه کرد.
البته این حضور چندان موفق نبود. خودروی مورنو تنها دو دور در مرحله پیشصلاحیت دوام آورد و پیش از خرابی، زمانی ثبت کرد که 16 ثانیه کندتر از زمان برتران گاشو با خودروی ونتوری بود. در نتیجه، مورنو حتی اجازه حضور در مرحله تعیین خط را نیز به دست نیاورد.
اندکی پیشرفت در میان هرجومرج
تا گرندپری اسپانیا، مککارتی سرانجام سوپرلایسنس خود را دریافت کرده بود اما مشکل تازهای به وجود آمد. انریکو برتاجیا خواهان بازگشت به تیم شد و همراه خود یک میلیون دلار سرمایه اسپانسری آورد.
ساسِتی تصمیم گرفت برتاجیا را بازگرداند و مککارتی را کنار بگذارد اما فیا مخالفت کرد. طبق مقررات، تیم تنها مجاز به انجام دو تغییر راننده در طول فصل بود و هر دو تغییر قبلاً انجام شده بودند. در نتیجه، مککارتی در تیم باقی ماند. او سرانجام توانست خودرو را از گاراژ خارج کند اما خودرو تنها تا انتهای پیتلین پیش رفت و همانجا از کار افتاد.
در سوی دیگر، مورنو پیشرفت اندکی نشان داد. خودروی او این بار سه دور کامل را پشت سر گذاشت و اختلافش با گاشو به 11 ثانیه کاهش یافت.
در ایمولا، شرایط حتی بهتر شد. مورنو تنها چهار دهم ثانیه با عبور از رقیب خود، آندریا کیزا، فاصله داشت. سپس در موناکو اتفاقی شگفتانگیز رخ داد. مورنو موفق شد هم کیزا و هم یوکیو کاتایاما را شکست دهد و برای نخستین بار در تاریخ آندریا مودا به مسابقه اصلی راه پیدا کند. او از رتبه بیستوششم و آخر جدول استارت زد و یازده دور را پشتسر گذاشت تا اینکه موتور خودرو از کار افتاد. با این حال، همین که خودرو موتور داشت، خود یک موفقیت محسوب میشد؛ زیرا در مسابقه بعدی حتی این امکان نیز وجود نداشت.
ساسِتی هزینه موتورهای شرکت جاد را پرداخت نکرده بود و تیم در گرندپری کانادا بدون پیشرانه ماند. او در آخرین لحظهها با تیم برابهام که از همان موتورها استفاده میکرد به توافق رسید اما نتیجه ناامیدکننده بود. زمان مورنو در مرحله پیشصلاحیت 14 ثانیه کندتر از کیزا ثبت شد و برای مککارتی اصلاً موتوری وجود نداشت.
مککارتی که بدون دستمزد برای تیم رانندگی میکرد و حتی هزینه سفرهای خود را شخصاً میپرداخت، به تدریج به باری اضافی برای ساسِتی تبدیل شد. مالک تیم از او ناراضی بود، زیرا ورود مککارتی باعث از دست رفتن حمایت مالی یک میلیون دلاری برتاجیا شده بود. به همین دلیل، خودروی مککارتی عملاً به خودروی ذخیره مورنو تبدیل شد.
برای نمونه، در گرندپری بریتانیا، در حالی که پیست کاملاً خشک بود، مککارتی را برای ثبت زمان با لاستیکهای بارانی به پیست فرستادند. در مجارستان نیز تنها 45 ثانیه پیش از پایان جلسه او را از گاراژ خارج کردند؛ زمانی که عملاً هیچ فرصتی برای ثبت دور سریع وجود نداشت. پس از این اتفاقات، فیا به ساسِتی هشدار داد که اگر تیم همچنان عملاً با یک خودرو مسابقه دهد، از مسابقات اخراج خواهد شد.
در همین زمان، بسیاری از کارکنان که متوجه شده بودند ساسِتی شناخت چندانی از سازوکار حرفهای ورزشهای موتوری ندارد، تیم را ترک کردند. اسپانسرها نیز یکی پس از دیگری کنار رفتند و تأمین مالی آندریا مودا مستقیماً بر دوش مالک آن افتاد.
پرده پایانی
پیش از گرندپری بلژیک، تیم برابهام به دلیل مشکلات مالی از مسابقات کنار کشید و در نتیجه، رانندگان آندریا مودا به طور خودکار به مرحله تعیین خط راه یافتند. در جلسه تعیین خط روز جمعه، هر دو راننده کندترین زمانها را ثبت کردند. مورنو 14.5 ثانیه و مککارتی 24.5 ثانیه از سریعترین زمان عقب بودند.
علاوه بر این، مککارتی با مشکل خطرناکی در ستون فرمان مواجه شد؛ قطعهای که هنگام رانندگی خم میشد و کنترل خودرو را تقریباً ناممکن میکرد. هنگامی که او این موضوع را با ساسِتی در میان گذاشت، پاسخ عجیبی شنید: «بله، میدانیم. همین مشکل برای مورنو هم وجود داشت، برای همین ستون فرمان او را روی ماشین تو نصب کردیم.»
این پاسخ آخرین ضربه بود و مککارتی تیم را ترک کرد. فردای آن روز، ساسِتی به درخواست مقامات ایتالیایی توسط پلیس بلژیک بازداشت شد. اتهامات مطرح شده شامل جعل اسناد و کلاهبرداری بود. منشأ ثروت او همواره محل بحث بود. برخی میگفتند از حمایت مالی پدرش برخوردار بوده است، برخی دیگر ثروتش را حاصل قمار میدانستند و عدهای نیز از ارتباط او با گروههای مافیایی سخن میگفتند.
اگرچه ساسِتی اندکی بعد آزاد شد و حتی تلاش کرد در گرندپری ایتالیا حاضر شود اما فیا اجازه ورود تیم را به پیست نداد. آندریا مودا به دلیل نقض استانداردهای فرمول یک و لطمه زدن به اعتبار مسابقات از رقابتها اخراج شد.
سرنوشت برند کفش آندریا مودا نیز چندان روشن نیست. حدود 14 سال پیش تنها یک فروشگاه از این برند در سنگاپور فعالیت میکرد. ساسِتی بعدها مالک چندین رستوران و باشگاه شبانه شد که یکی از آنها در سال 1992 بر اثر آتشسوزی عمدی از بین رفت.
همچنین یکی از خودروهای S921 در مجموعه شخصی او باقی ماند و گفته میشود گهگاه آن را در پیست میزانو به حرکت درمیآورد. اکنون سن آندریا ساسِتی باید حدود 66 سال است.
پس از فروپاشی آندریا مودا، روبرتو مورنو در سال 1995 بار دیگر به فرمول یک بازگشت و یک فصل را با تیم فورتی سپری کرد. بهترین نتیجه او کسب مقام چهاردهم در اسپا بود. پس از آن، مورنو راهی آمریکا شد و در مسابقات CART، که میتوان آن را پیشدرآمد ایندیکار امروزی دانست، دو پیروزی به دست آورد و فصل 2000 را در رتبه سوم جدول قهرمانی به پایان رساند.
پری مککارتی نیز تلاش کرد دستکم به عنوان راننده آزمایشی جایگاهی در فرمول یک پیدا کند اما موفق نشد. او مدتی از مسابقات فاصله گرفت، اما در سال 1996 به پیست بازگشت و در مسابقات 24 ساعته لمانس شرکت کرد. مککارتی در مجموع پنج بار در این رقابت افسانهای حضور یافت، اما هیچ یک از تیمهایش موفق به رسیدن به خط پایان نشدند.
با این حال، بزرگترین موفقیت حرفهای او نه در پیست، بلکه در تلویزیون رقم خورد؛ جایی که در دو فصل نخست برنامه مشهور «تاپ گیر» شبکه بیبیسی، نقش راننده مرموز و ناشناس «استیگ» را ایفا کرد.
انتهای پیام/
