یکشنبه، 10 خرداد 1405
اشتراک‌گذاری خبر Copied!
مصاحبه‌ای 4 ساعته، آغاز تولد مستند "در همسایگی مرگ" بود + فیلم

Studio Ney

کارگردان مستند «در همسایگی مرگ» گفت: 2 بار سر مزار ایشان رفتم و بار دوم اشکم بند نمی‌آمد.

سعید دولتخواه کارگردان مستند «در همسایگی مرگ» در گفت‌وگو با تسنیم گفت: قصه این فیلم از مجموعه مستند 16 قسمتی "سرباز 63 ساله" آغاز شد. در این مجموعه خیلی از افرادی که با حاج قاسم همراه بودند، مقابل دوربین ما صحبت می‌کردند. حاج یونس یکی از همین افراد بود که از قضا مصاحبه طولانی نزدیک به 4 ساعته با ایشان داشتیم. قصه حاج یونس برای ما از همین جا آغاز شد.

وی ادامه داد: بعد از شهادت ایشان، یک مصاحبه 4 ساعته با حاج یونس داشتیم؛ پای درد و دلش نشسته بودیم، درباره حضورش در سوریه چیزهایی می دانستیم و به همین دلیل احساس کردیم که می‌توانیم همین مصاحبه را مبنا قرار بدهیم و مستندی از ایشان تولید کنیم. پیدا کردن شخصیت‌هایی که اهل صحبت و گفتگو نبودند، کار سختی بود؛ اما به نظرم علاقه حاج یونس به شهید سلیمانی باعث شد تا پای کار بیاید. احساس کرد که باید حرف بزند و چیزهایی که بقیه درباره حاج قاسم نمی‌دانند را بیان کند.

سینمای مستند , فیلم مستند , سینما ,

کارگردان مستند در همسایگی مرگ با اشاره به دیالوگ مشهور شهید سلیمانی درباره اینکه اگر در سوریه نجنگیم باید در تهران با او مواجه بشویم، گفت: شخصیت‌هایی مثل حاج قاسم، افق‌های دورتری را می‌دیدند. او یکی از نوابغ جمهوری اسلامی بود و زمانی که شاید خیلی‌ها برخی موضوعات را شل می‌گرفتند، او می‌دانست که اگر روزی بخواهیم سر ماجرای سوریه کوتاه بیاییم، رژیم خبیثی مثل اسرائیل دست روی آن می‌گذارد، اشغال می‌کند تا اینکه به ایران حمله کند.

دولتخواه درباره نمایش این مستند از تلویزیون یا نسخه سینمایی گفت: انشاءالله نسخه سینمایی آن به سالگرد شهادت حاج یونس می‌رسد. البته اکران‌های خصوصی هم خواهیم داشت.

.


وی در پایان گفت: من ماه‌ها با شخصیت حاج یونس زندگی کردم و به همین دلیل تبدیل به بخشی از وجودم شد. خاطرم هست یکبار در زمان تولید کار، سر مزار شهید حاج یونس رفتیم و یکبار دیگر چند هفته پیش سر مزار ایشان رفتیم. در خودم نوعی تغییر و حس ارادت به ایشان را این بار سر مزار ایشان احساس کردم. بار اول که سر مزار ایشان رفتم، شاید خیلی شناختی از ایشان نداشتم و تنها یک فاتحه خواندم اما اکنون که سر مزارش رفتم، اشکم بند نمی‌آمد. گویی که او بخشی از وجودم شده است.

انتهای پیام/

مشاهده خبر در سایت تسنیم