پژوهشگرمهدویت با کالبدشکافی لایههای پنهان صهیونیسم از پروژۀ «ایلومیناتی»برای مهندسی سه جنگ جهانی پرده برداشت.
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم ، نشست علمی یکصد و هشتاد و یکم از سلسلهنشستهای معرفتی مؤسسه فرهنگ مهدوی با موضوع واکاوی ریشههای الهیاتی، تاریخی و استراتژیک عملکرد کنونی «یهودیت صهیونیستی» برگزار شد. در این رویداد اندیشهای که به کالبدشکافی ماهیت فتنهگریهای معاصر در اراضی اشغالی اختصاص داشت، اسماعیل شفیعی سروستانی، مدیرمسئول مؤسسه فرهنگی هنری موعود عصر (عج) و پژوهشگر ارشد مطالعات فرهنگی و یهودشناسی، به ایراد سخن پرداخت.
وی در طلیعه بیانات خود با ترسیم تبارشناسی جامع از جهان یهود، به وجود دو شریان نفوذ همپیوند در ساختار استکبار جهانی اشاره کرد و گفت: امروز با دو جبهه عیان روبرو هستیم؛ نخست «یهودیت صهیونیستی» که با سلاح تکفیر و جنایت در میدان نبرد حاضر شده و عملاً در برابر جبهه مؤمنان، شیعیان و امالقرای ایران اسلامی صفآرایی کرده است، و دوم «مسیحیت صهیونیستی» که جریانی منشعب و تغذیهشونده از آبشخور تفکر یهودی است و پایتختهای واشنگتن و لندن را به عنوان دژ پشتیبانی خود برگزیده است. این شبکه اختاپوسی در قالب سه پرده یا لایه سازماندهی شده که اگر پرده اول و دوم آن عیان باشد، پرده سوم آن جریانی پنهان، مخوف و فاقد منابع در دسترس است که جزئیات تکاندهنده آن در جلدهای هفتم و هشتم موسوعۀ «قبیله لعنت» تئوریزه شده است.
این نویسنده و پژوهشگر مهدویت با واکاوی گسستهای عمیق قومی در دنیای یهود، تودههای یهودی را به دو شاخه متمایز «صفاردی» (یهودیان شرقی ساکن در پهنه جهان اسلام و فلسطین که اصالت نژادی داشتند) و «اشکنازی» (یهودیان غربی متولد در گهوارههای اروپایی نظیر آلمان، لهستان و اوکراین) تقسیم کرد و افزود: سران سفاک رژیم صهیونیستی از جمله نتانیاهو، جملگی از تبار اشکنازی هستند؛ جریانی که با دستپخت استعمار بریتانیا به اریکههای قدرت دست یافتند و هسته سخت صهیونیسم سیاسی را بنیان نهادند. حقیقت ماجرا این است که این گروه، اصالتی در نژاد بنیاسرائیل کهن ندارند، بلکه بازماندگان اقوام ترک بیابانگرد در پهنه ژئوپلیتیک «خزرستان» (حدفاصل دریای خزر و دریای سیاه) هستند که در قرن هشتم میلادی، برای حفظ موازنه سیاسی و استقلال در میان دو فشار سهمگین خلافت عباسی و امپراتوری روم شرقی، به دین یهود گرویدند تا در نقش جریان سوم بازیگری کنند. با انقراض این دولت، آنان به قلب اروپا گسیل شده و با استناد به پژوهشهای مستند محققانی چون آرتور کستلر، بدنه اصلی یهودیت اشکنازی را در غرب پدید آوردند؛ مهاجرتی عظیم که بعدها تودههای میلیونی آن به آمریکا و اروپایی غربی سرازیر شدند.
مدیرمسئول مؤسسه موعود عصر (عج) با مرور چرخشهای معرفتی در کالبد این قوم، نقطه عطف استحاله دین خدا را دوره اسارت بابِل و بازگشت به اورشلیم قلمداد کرد و اظهار داشت: پس از عهد حضرت سلیمان (ع)، بنیاسرائیل به ورطه فساد، گناه و هدم ارزشها سقوط کرد تا جایی که معبد بزرگ نیز آمیخته به فسق شد و عقوبت الهی در قالب هجوم بختالنصر و اسارت 480 ساله آنان در بابل تجلی یافت. با فتح بابل توسط کوروش هخامنشی و آزادی اسرا، جریانی موسوم به «یهودیت خاخامی» در اورشلیم نضج گرفت که دین خدا را دچار تغییر صورت کرد. در این مقطع، تفاسیر شفاهی و بهرأی کاهنان و علما، اصالت متن تورات را به حاشیه راند و از قرن ششم میلادی به بعد، مجموعهای حجیم به نام «تلمود» را متولد ساخت که در جریان بازدیدی که در یکی از موزههای اروپایی داشتم، این دایرهالمعارف انحرافی در 130 مجلد خودنمایی میکرد.
نویسنده کتاب «دولت جهانی یهود» با انتقاد از ساختار فکری تلمود تصریح کرد: یهودیت امروز، یهودیتی تلمودی است نه توراتی؛ میراثی شوم که توسط اشکنازیها بر گرده جهان یهود بار شد و بنمایههای الهیاتی آن، توجیهگر جنایات عریان معاصر، از جمله نسلکشی و کودککشی در غزه است. گزارههای نژادپرستانه و تکاندهندهای در متن تلمود جا خوش کرده است؛ عباراتی چون «نطفه غیریهودی همچون نطفه اسب است»، «بیگانگان مانند سگ هستند و سگ بر غیریهودی شرف دارد» و «بهشت منحصراً از آنِ یهود است و جهنم مأوای مسلمین و مسیحیان»، به وضوح نشان میدهد که تفکر صهیونیستی چگونه با تکیه بر باورهای غلطی چون حلول خداوند در انسان یهودی و برتری ذاتی روح خود، رفتارهای وحشیانه نظامی و سیاسیاش را در اتاقهای جنگ مهندسی میکند.
شفیعی سروستانی در ادامه بیانات خود به لایه دوم این شبکه اختاپوسی یعنی «پروتکلهای دانشوران صهیون» پرداخت و خاطرنشان کرد: هرچند بنگاههای دروغپراکنی غرب تلاش دارند تا دکترین صهیونیسم را از متن این پروتکلها تفکیک کنند، اما کارنامۀ عینی و میدانی یهودیت جهانی عیان میسازد که این سند، نقشه راه دقیق آنان برای تسلط بر مقدرات عالم است.
وی تأکید کرد: ترویج سازمانیافته فروپاشی اخلاقی در جوامع، اخته کردن هویتی ادیان توحیدی، چنگاندازی بر شریانهای بانکداری بینالمللی، سیطره بر رسانههای تودهای و برافروختن جنگهای نیابتی و منطقهای، جملگی بندهای این کناش ابلیسی هستند که امروز نسخه برابر اصل آن توسط صهیونیسم جهانی در حال اجراست.
این اندیشمند مطالعات مهدویت، مخفیترین و نافذترین لایه این سناریو را مجمع اشراقیون یا همان «ایلومیناتی» نامید که تحت فرماندهی کلانسرمایهداران اشکنازی نظیر خاندان «روچیلد» هدایت میشود. وی تشریح کرد: این شبکه نفوذ که ابعادی فراتر از فراماسونری سنتی دارد، توسط آدام وایسهاپت با گردآوری ماسونهای درجهبالا پایهریزی شد؛ جریانی که با الهام از لوسیفر (ابلیس) به سمت شیطانپرستی مدرن و جادوگری یهودی (کابالیسم) گرایش دارد. هسته مرکزی این مجمع متشکل از 13 خط خونین و خاندان سلطنتی-مالی است که به سه اصل خود یعنی «قدرت، ثروت و تسلط مطلق بر زندگی و مرگ ملل» میبالند. از منظر این جریان، ایالات متحده آمریکا چیزی جز یک ابزار موقت نظامی و عابربانک بینالمللی نیست و آنگاه که پروژه «نظم نوین جهانی» به فرجام برسد، این امپراتوری پوشالی نیز به دست اربابان خود نابود خواهد شد.
وی افزود: مانیفست ایلومیناتی که توسط افرادی چون آلبرت پایک طراحی شده، بر مدار مهندسی سه جنگ جهانی برای استقرار دولت واحد ابلیسی با مرکزیت اورشلیم استوار است؛ جنگ اول با هدف حذف روسیه تزاری از شطرنج بینالملل، جنگ دوم با غرض ایجاد سازمانهای هویتزدای بینالمللی و برکشیدن آمریکا، و جنگ سوم که امروز در چرخدندههای آن قرار داریم، با هدف نابودی نهایی آمریکا و برپایی حکومت جهانی یهود در بیتالمقدس فرمولبندی شده است.
مدیرمسئول مؤسسه موعود عصر (عج) با رمزگشایی از پیوند ابلیس با کارگزاران انسانیاش گفت: شیاطین برای اعمال اراده خود در زمین محتاج عامل انسانی هستند؛ تبار منشعب از یهودیت تلمودی با پناه بردن به علوم غریبه و کابالیسم، دست به تولید فقر، قحطی و جنایت میزند تا از خدای متعال انتقام بگیرد؛ تا جایی که در محافل مخفی خود، ذبح قربانیهای انسانی از میان مسلمانان و دختران نابالغ را برای تقرب به ابلیس اجرا میکنند. آنان با گرتهبرداری از مکاشفات یوحنا، به دنبال جعل فرآیند ظهور و پیادهسازی سناریوی «چهار سوار آخرالزمانی» (اسب سفید نماد بیماری و تسلط دجال، اسب سرخ نماد جنگهای فراگیر، اسب سیاه نماد قحطی و موازنه اقتصادی، و اسب رنگپریده نماد مرگ و قلمرو هادس) هستند تا با ایجاد آشوب همهگیر (کائوس)، نظم نوین خود را تزریق کنند.
شفیعی سروستانی در پاسخ به این پرسش تاملبرانگیز که «آیا با وجود این حجم از فتنهگری، نظام هستی رها شده است؟» با لحنی حماسی و امیدبخش تاکید کرد: به هیچ وجه چنین نیست؛ نظام خلقت صاحبی دارد و جولان شر در پهنه زمین، فرجامی جز نابودی ندارد. نبرد حقیقی، مواجههای فرامادی و ماورایی میان اولیاءالله به فرماندهی قطب عالم امکان، حضرت بقیه الله الاعظم (ارواحنا فداه) با اولیای شیطان است. در این معرکه سرنوشتساز، خانه شیعه و خاک مقدس ایران به عنوان برگزیدهترین جغرافیا، ثقلِ انتظارِ مصلح کل است. وی در پایان با یادآوری این جملۀ درخشان که «منتظران مصلح کل خود باید صالح باشند»، سلاح استراتژیک و برنده مؤمنان را تمسک به صلاح، پاکی باطن و مداومت بر دعای فرج دانست و خاطرنشان کرد که با طلوع خورشید ولایت عظما، طومار این هندسۀ شیطانی برای همیشه درهم پیچیده خواهد شد.
انتهای پیام/
