دوشنبه، 11 خرداد 1405
اشتراک‌گذاری خبر Copied!
حساب اجاره‌ای؛ درآمد بی‌دردسر یا شروع یک گرفتاری بزرگ؟

Studio Ney

آگهی‌های دورکاری با «فقط کارت بانکی» گاهی از یک واریز ساده تا مسدودی حساب و پرونده می‌برند.

به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم ، یک آگهی کوتاه با چند کلمه فریبنده کافی است؛ «کار در منزل، درآمد روزانه، فقط کارت بانکی لازم است.» پشت همین جمله ساده، گاهی مسیری پنهان شده که از واریز چند مبلغ به ظاهر معمولی آغاز می‌شود و به مسدودی حساب، احضار قضایی و گرفتار شدن در پرونده‌های مالی و سایبری می‌رسد.

آن‌طرف ماجرا معمولاً کسی ایستاده که خوب می‌داند در اقتصاد دیجیتال، پنهان کردن رد پول از پنهان کردن چهره مهم‌تر است. برای مجرمی که از فیشینگ، کلاهبرداری اینترنتی، شرط‌بندی، قمار آنلاین یا هر شکل دیگری از تحصیل مال نامشروع پول به دست آورده، مسئله اصلی این است که این پول از چه مسیری عبور کند تا کمترین رد را به جا بگذارد. حساب بانکی خودش، خطرناک‌ترین انتخاب است؛ چون هر واریز و برداشت، مستقیم به نام او ثبت می‌شود و راه شناسایی را کوتاه می‌کند. برای همین است که پای یک ابزار به میان می‌آید که در ظاهر ساده و بی‌اهمیت به نظر می‌رسد اما در عمل، یکی از مهم‌ترین حلقه‌های زنجیره تخلف است؛ حساب اجاره‌ای.

ماجرای حساب اجاره‌ای، فقط اجاره دادن یک کارت یا یک شماره شبا نیست. اینجا در واقع، یک هویت مالی در اختیار دیگری قرار می‌گیرد؛ هویتی که می‌تواند پول‌های مشکوک را ببلعد، چند دقیقه نگه دارد و بعد به هر مسیری که طراح اصلی می‌خواهد روانه کند. صاحب حساب در این میان، اغلب خودش را یک همکار ساده می‌بیند؛ کسی که قرار است در ازای چند تراکنش، مبلغی به عنوان دستمزد بگیرد. اما همین تصویر ساده، همان جایی است که کلاهبردار روی آن حساب باز می‌کند. او به کسی نیاز دارد که نامش پاک باشد، حسابش فعال باشد و مهم‌تر از همه، در لحظه اول نفهمد دارد چه مسئولیتی را به دوش می‌کشد.

این دام، این روزها بیشتر از هر زمان دیگری با ظاهر آگهی‌های استخدام و پیشنهادهای دورکاری پهن می‌شود. چند خط وعده‌دار، چند واژه اغواکننده و چند جمله که برای گوش خسته از فشار اقتصادی، بسیار آشناست؛ «بدون نیاز به تخصص»، «درآمد تضمینی»، «تسویه روزانه»، «فقط با گوشی و حساب بانکی». در چنین فضایی، خیلی‌ها تصور می‌کنند با یک فرصت مالی روبه‌رو شده‌اند، در حالی که در واقع، به نقطه ورود یک شبکه جابه‌جایی پول نزدیک شده‌اند؛ شبکه‌ای که برای پنهان کردن پول‌های آلوده، به حساب‌های تمیز احتیاج دارد.

در بسیاری از این سناریوها، ماجرا با گرفتن اطلاعات اولیه شروع می‌شود؛ تصویر کارت ملی، شماره شبا، مشخصات حساب، گاهی حتی دسترسی به اینترنت‌بانک. بعد هم چند واریز کوچک می‌آید تا اعتماد ساخته شود. گفته می‌شود این‌ها «تراکنش آزمایشی» است یا «تسویه مشتریان شرکت». وقتی صاحب حساب خیال می‌کند موضوع واقعی است، مبالغ بزرگ‌تر وارد می‌شود و همان لحظه، دستور انتقال هم از راه می‌رسد. در این مرحله دیگر زمان برای فکر کردن کم است. طرف مقابل مدام تأکید می‌کند که «فوری بزن»، «مشتری منتظر است»، «اگر دیر شود معامله می‌سوزد». صاحب حساب هم، به تصور اینکه در حال انجام یک کار مشروع است، پول‌ها را جابه‌جا می‌کند؛ بی‌خبر از اینکه شاید همان لحظه، چند شاکی در شهرهای مختلف در حال ثبت شکایت باشند.

بخش تلخ ماجرا از وقتی شروع می‌شود که همه‌چیز ناگهان ساکت می‌شود. دیگر خبری از پیام‌های شتاب‌زده و وعده پورسانت نیست. تنها چیزی که می‌ماند، حسابی است که مسدود شده، کارتی که دیگر کار نمی‌کند و توضیحی که باید به مرجع قضایی داده شود. تازه در این مرحله است که خیلی‌ها می‌فهمند آنچه «همکاری» تصور می‌کردند، در واقع مشارکت در یک مسیر مجرمانه بوده است؛ مسیری که نام آن، نه در حافظه تلفن کلاهبردار، بلکه در سامانه بانکی و کنار شماره ملی خودشان ثبت شده است.

واقعیت این است که در این پرونده‌ها، نخستین کسی که زیر ذره‌بین قرار می‌گیرد، صاحب حساب است. دلیلش هم روشن است؛ پول از حساب او عبور کرده، مقصد اولیه یا میانیِ تراکنش‌ها حساب او بوده و تمام عملیات مالی با هویت او گره خورده است. همین‌جا است که آن جمله معروف، یعنی «من فقط حسابم را اجاره داده بودم»، وزن چندانی پیدا نمی‌کند. در عالم تراکنش‌های مالی، آنچه ثبت شده اهمیت دارد، نه آنچه بعداً ادعا می‌شود. به همین دلیل، اجاره دادن حساب بانکی یا در اختیار گذاشتن ابزار پرداخت، از آن اشتباه‌هایی نیست که بتوان به سادگی از کنار آن عبور کرد.

ماجرا البته دیگر فقط به حساب بانکی محدود نمی‌شود. نسخه تازه‌تر این تخلف، از درِ صرافی‌های رمزارزی وارد شده است. در این مدل، از فرد خواسته می‌شود با نام و مدارک خودش در یک صرافی ثبت‌نام کند، احراز هویت انجام دهد و بعد اجازه دهد پول‌هایی که منشأ آن‌ها روشن نیست وارد حساب شود، تبدیل به رمزارز شود و به مقصدی دیگر برود. ظاهر این مدل حتی مدرن‌تر و فریبنده‌تر است، چون با واژه‌هایی مثل سرمایه‌گذاری، ترید، تسویه ارزی و دور زدن تحریم‌ها تزئین می‌شود. اما در باطن، همان کارکرد قدیمی را دارد؛ تبدیل پول آلوده به مسیری که ردگیری آن سخت‌تر باشد. اینجا هم باز کسی که زیر بار اصلی مسئولیت می‌رود، همان فردی است که حساب صرافی به نام او ساخته شده و همه تراکنش‌ها در پروفایل او نشسته است.

خطر حساب اجاره‌ای فقط این نیست که یک نفر به پرونده قضایی گره بخورد. این پدیده، در مقیاس بزرگ‌تر به اعتماد در اقتصاد دیجیتال هم ضربه می‌زند. هرچه مسیر جابه‌جایی پول‌های مشکوک بیشتر از حساب‌های مردم عادی عبور کند، امنیت مبادلات آنلاین پایین‌تر می‌آید، اعتماد عمومی آسیب می‌بیند و کسب‌وکارهای سالم هم زیر سایه این بی‌اعتمادی هزینه می‌دهند. به بیان دیگر، حساب اجاره‌ای فقط یک آسیب فردی نیست؛ یک ضربه به سلامت فضای مالی و تجاری کشور است.

هشدارهایی که در سال‌های اخیر از سوی نهادهای مسئول داده شده، دقیقاً از همین نقطه اهمیت پیدا می‌کند. در اطلاع‌رسانی‌های رسمی بارها تأکید شده که واگذاری حساب بانکی، کارت، اینترنت‌بانک یا هر ابزار پرداخت به دیگران، می‌تواند برای دارنده آن مسئولیت حقوقی و کیفری ایجاد کند. همچنین بارها نسبت به استفاده از این ابزارها در مسیرهایی چون کلاهبرداری، شرط‌بندی، پول‌شویی و جابه‌جایی عواید نامشروع هشدار داده شده است. این هشدارها از یک واقعیت روشن خبر می‌دهد؛ اینکه حساب بانکی، فقط یک ابزار شخصی برای پرداخت روزمره نیست، بلکه بخشی از هویت رسمی فرد در نظام مالی کشور است.

در دل بسیاری از پرونده‌ها، یک نقطه مشترک دیده می‌شود؛ طمع کوچک یا نیاز فوری، در برابر خسارتی بزرگ. کسی که حسابش را اجاره می‌دهد، معمولاً به دنبال سهمی ناچیز است؛ مبلغی که شاید در روز اول وسوسه‌کننده به نظر برسد، اما در برابر مسدودی حساب، رفت‌وآمدهای قضایی، مطالبه خسارت، فشار روانی و خدشه به اعتبار مالی، رقمی ناچیز و حتی مضحک است. اینجاست که آن «درآمد آسان» چهره واقعی‌اش را نشان می‌دهد؛ پولی که قرار بود راه نجات باشد، تبدیل می‌شود به آغاز یک فرسایش طولانی.

حساب بانکی و حساب صرافی رمزارز، چیزی بیشتر از یک ابزار مالی هستند؛ این‌ها امضای شما در شبکه رسمی مبادلات‌اند. وقتی این امضا در اختیار دیگری قرار می‌گیرد، در واقع این امکان را به او داده‌اید که پشت نام شما پنهان شود و بار عمل خود را بر دوش شما بگذارد. هیچ کسب‌وکار سالم و شفافی برای جابه‌جایی پول، به حساب شخصی افراد ناشناس نیاز ندارد. هرجا کسی خواست از نام، کارت، حساب یا هویت مالی شما برای گردش پول استفاده کند، باید همان لحظه خطر را جدی گرفت.

پایان این ماجرا معمولاً یک جمله روشن دارد؛ حساب اجاره‌ای، مسیر درآمد نیست، میانبر ورود به دردسر است. آنچه در ابتدا شبیه یک پیشنهاد بی‌خطر و سریع دیده می‌شود، می‌تواند خیلی زود به پرونده‌ای تبدیل شود که نه فقط دارایی، بلکه آرامش و اعتبار فرد را هم با خود ببرد. در روزگاری که مرز میان تخلف مالی و کلاهبرداری سایبری هر روز باریک‌تر می‌شود، حفاظت از حساب بانکی و هویت مالی، دیگر یک توصیه ساده نیست؛ یک ضرورت است.

انتهای پیام/

مشاهده خبر در سایت تسنیم