دوشنبه، 11 خرداد 1405
اشتراک‌گذاری خبر Copied!
جهان بی‌نظم و ایران پساجنگ

Studio Ney

آیا حکمرانی کلاسیک در عصر آشوب فروپاشیده است؟

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم ، دکتر علیرضا مکاریان‌پور در نشست بازاندیشی در مفهوم نظم نوین جهانی، حکمرانی و چشم‌انداز ایران در پساجنگ با اشاره به تحولات شتابان نظام بین‌الملل اظهار کرد: جهان امروز بیش از هر زمان دیگری شبیه نظمی است که دیگر به نظم باور ندارد و  آنچه سال‌ها با عنوان نظم نوین جهانی شناخته می‌شد، اکنون به ساختاری سیال، شکننده و مملو از شکاف‌های پیش‌بینی‌ناپذیر تبدیل شده است.

وی افزود: جنگ‌های اخیر تنها مرزهای جغرافیایی را تغییر نداده‌اند بلکه بنیان‌های ادراکی سیاست جهانی را نیز دگرگون کرده‌اند. جهان پس از جنگ دیگر جهان اطمینان‌های بزرگ نیست و قدرت‌های بزرگ در حالی از ثبات سخن می‌گویند که خود در حال مدیریت بی‌ثباتی هستند. همچنین به نظر می‌رسد نظم جهانی جدید نه برای پایان دادن به آشوب، بلکه برای توزیع کنترل‌شده آن طراحی شده است و به همین دلیل است که بزرگ‌ترین خطای تحلیلی آن خواهد بود که جهان قرن بیست‌ویکم را همچنان با مفاهیم کلاسیک قرن بیستم تحلیل کنیم. البته جهان جدید نه دوقطبی است و  نه تک‌قطبی و نه حتی چندقطبی به معنای سنتی آن است. اما آنچه در حال شکل‌گیری است، نوعی جهان بی‌مرکز است؛ جهانی که در آن قدرت فقط در زرادخانه‌ها، اقتصادها و پیمان‌های نظامی انباشته نمی‌شود، بلکه در توانایی ملت‌ها برای تولید معنا، حفظ انسجام روانی جامعه و ساختن روایت از آینده تمرکز پیدا می‌کند.

مکاریان پور افزود: کشورها امروز صرفاً بر سر خاک و مرز نمی‌جنگند بلکه بر سر ادراک انسان‌ها، امید ملت‌ها و تصویر آینده رقابت می‌کنند و  در چنین شرایطی، مسئله ایران پسا‌جنگ نیز معنایی متفاوت پیدا می‌کند.  خطای بزرگ آن است که آینده ایران صرفاً در چارچوب بازسازی اقتصادی یا ترمیم زیرساخت‌ها تعریف شود. این مسائل ضروری هستند، اما کافی نیستند. البته هیچ کشوری تنها با ساخت جاده و بازسازی زیرساخت احیا نمی‌شود، بلکه ملت‌ها زمانی دوباره برمی‌خیزند که بتوانند میان رنج امروز و امید فردا، پلی ذهنی و تمدنی ایجاد کنند.

وی با اشاره به ضرورت بازاندیشی در مفهوم حکمرانی در ایران گفت: ایران در آستانه دوره‌ای قرار گرفته که بیش از هر زمان دیگری به بازتعریف حکمرانی نیاز دارد. حکمرانی در جهان آینده دیگر صرفاً به معنای اعمال قدرت نیست بلکه به معنای مدیریت پیچیدگی است. وی افزود: دولت‌های کلاسیک بر پایه منطق کنترل شکل گرفته بودند، اما جهان جدید با منطق شبکه، سیالیت و بی‌ثباتی عمل می‌کند. در گذشته اقتدار سیاسی از توانایی فرمان دادن ناشی می‌شد، اما امروز اقتدار پایدار از توانایی ایجاد اعتماد، حفظ انسجام اجتماعی و تولید احساس مشارکت سرچشمه می‌گیرد. بنابراین ایران پسا‌جنگ همچنان با الگوهای سخت و متمرکز قرن گذشته اداره شود، ممکن است در ظاهر ثبات ایجاد کند، اما در لایه‌های عمیق‌تر جامعه، فرسایش سرمایه اجتماعی را تشدید خواهد کرد. همچنین جهان آینده متعلق به دولت‌هایی است که بتوانند میان امنیت و انعطاف، میان اقتدار و گفت‌وگو و میان هویت ملی و تکثر اجتماعی تعادل برقرار کنند. دیگر نمی‌توان جامعه‌ای پیچیده را صرفاً با سازوکارهای یک‌سویه اداره کرد.

این استاد دانشگاه و پژوهشگر حوزه علوم انسانی اظهار کرد: انسان معاصر پیش از آن­که تابع ساختار قدرت باشد، تابع ادراک خویش از عدالت، کرامت و امکان آینده است و به همین دلیل حتی مفهوم امنیت نیز در جهان پساجنگ دچار دگرگونی شده است. وی افزود: امنیت دیگر صرفاً حفاظت از مرزها نیست، بلکه حفاظت از معنای زندگی جمعی است. و کشوری که بتواند امید اجتماعی تولید کند، از کشوری که صرفاً قدرت سخت انباشته کرده، پایدارتر خواهد بود.

دکتر مکاریان‌پور تصریح کرد: فرسایش امید، آغاز فرسایش امنیت ملی است. جامعه‌ای که آینده را ازدست‌رفته تصور کند، دیر یا زود در برابر بحران‌های بیرونی آسیب‌پذیر خواهد شد؛ حتی اگر از نظر نظامی قدرتمند باشد. وی با اشاره به ویژگی‌های جهان جدید گفت: شاید مهم‌ترین ویژگی دوران جدید، پایان قطعیت‌ها باشد. جهان وارد عصر ابهام مزمن شده است؛ عصری که در آن نه اتحادها دائمی هستند.

وی در ادامه این نشست افزود: در چنین جهانی، مزیت راهبردی کشورها نه در پیش‌بینی آینده بلکه در توانایی انطباق با آینده نهفته است. البته ملت‌هایی موفق خواهند بود که بتوانند در دل بی‌ثباتی، انعطاف تمدنی ایجاد کنند. این انعطاف تنها محصول سیاست نیست بلکه حاصل نوعی بلوغ تاریخی در فهم جهان است. ایران به دلیل تجربه‌های متراکم تاریخی، ظرفیت زیستن در شرایط پیچیده را دارد، اما این ظرفیت زمانی به مزیت تبدیل می‌شود که از حافظه تاریخی صرف، به عقلانیت آینده‌نگر تبدیل شود.  این پژوهشگر حوزه علوم انسانی افزود: تکرار روایت‌های گذشته اگرچه می‌تواند هویت تولید کند، اما الزاماً آینده نمی‌سازد. جهان جدید بیش از حافظه، به تخیل سیاسی، تمدنی و حکمرانی نیاز دارد. همچنین شاید مسئله اصلی ایران در سال‌های آینده نه مواجهه با جهان بلکه مواجهه با تصویری باشد که از خود می‌سازد. بنابراین کشوری که نتواند افق مشترک خلق کند، حتی اگر از بحران‌ها عبور کند، در درون خود دچار فرسایش تدریجی خواهد شد.

علیرضا مکاریان‌پور در پایان سخنان خود تأکید کرد: بازاندیشی در نظم نوین جهانی در حقیقت بازاندیشی در خود مفهوم بقاست. بقا در قرن جدید صرفاً ادامه حیات سیاسی نیست، بلکه توانایی حفظ معنا در عصر آشوب است. بنابراین جهان آینده احتمالاً نه جهان قدرت‌های مطلق، بلکه جهان ملت‌هایی خواهد بود که بتوانند در میانه بی‌ثباتی، آرامش ذهنی، انسجام اجتماعی و افق تمدنی تولید کنند.

انتهای پیام/

مشاهده خبر در سایت تسنیم