رئیس کمیسیون اصل 44 خواستار توقف بازسازی صنایع آببر در مناطق خشک شد.
به گزارش خبرگزاری تسنیم از شیراز، جعفر قادری، رئیس کمیسیون ویژه حمایت از تولید و نظارت بر اجرای سیاستهای کلی اصل 44 قانون اساسی مجلس در یادداشتی با عنوان "بازسازی صنعت یا بازسازی اشتباه؟ چرا جنگ «رمضان» باید پایانبخش صنایع آببر در دل کویر باشد؟" که در اختیار خبرگزاری تسنیم قرار داد، نوشت:
آسیبهای ناشی از جنگ اخیر (جنگ رمضان) به برخی از زیرساختها و صنایع کلیدی کشور، اگرچه تلخ و خسارتبار است، اما در بطن خود یک «فرصت استراتژیک» برای بازنگری در اشتباهات چند دهه آمایش سرزمین فراهم کرده است.
امروز که نوبت به بازسازی کلی و جزئی صنایع رسیده، سوال اساسی اینجاست: آیا میخواهیم «اشتباه» را دوباره با هزینهی گزاف بازسازی کنیم، یا قرار است از این نقطهی عطف برای اصلاح ساختار اقتصادی کشور استفاده کنیم؟
1. تلهی فولاد در دل کویر: تجربه تلخ قبلی
نماد بارز سیاستهای غلط دهههای گذشته، استقرار صنایع فوق آببری همچون فولاد در مناطق مرکزی و خشک کشور است. این صنایع که در تمام دنیا در کنار آبهای آزاد مستقر میشوند، در ایران به دلایل سیاسی و منطقهای، فرسنگها دور از دریا و در جوار رودخانههای رو به زوال بنا شدند.
نتیجه این شد که امروز نه تنها برخی از رودهای پرآب داخلی به خاطرهها پیوسته، بلکه پدیدهی هولناک «فرونشست زمین»، موجودیت تمدنی این مناطق را تهدید میکند.
2. بازسازی یا بازطراحی؟ مسئله این است
اکنون که بخشی از این صنایع بر اثر جراحات جنگ نیاز به بازسازی دارند، بدترین تصمیم ممکن، اصرار بر تثبیت آنها در همان نقاط بحرانی است.
بازسازی یک واحد صنعتی آببر در منطقهای که با «تنش آبی» روبروست، به معنای تمدید حکم نابودی منابع زیرزمینی و تشدید «جنگ آب» میان استانهاست. ما نباید هزینههای سرسامآور انتقال آب از خلیجفارس به فلات مرکزی را صرفِ بقای صنایعی کنیم که جایگاه اصلیشان در کنار خودِ دریاست.
3. چرا «توسعه دریامحور» تنها راه نجات است؟
ایران با دارا بودن بیش از 5 هزار کیلومتر ساحل در شمال و جنوب، ثروتی نادیده گرفته شده دارد. انتقال صنایع آببر به سواحل خلیجفارس مزایای چندجانبهای دارد: حذف هزینه انتقال آب: وقتی کارخانه کنار دریا باشد، هزینهی شیرینسازی و انتقال آب به حداقل میرسد.
لجستیک و صادرات: دسترسی مستقیم به آبهای آزاد، هزینهی حملونقل جادهای و ریلی برای صادرات محصول و واردات مواد اولیه را حذف میکند.
امنیت پایدار: تمرکززدایی از مرکز و توسعه سواحل جنوبی، امنیت ملی را از طریق ایجاد جمعیت و اشتغال در مناطق مرزی تقویت میکند.
4. پایان سیاست «انتقال آب به صنعت»
اصرار بر انتقال آب به صنایع در مناطق خشک، یک «خطای اقتصادی» است. هزینه هر مترمکعب آبی که از دریا به مرکز ایران منتقل میشود، چندین برابر قیمت جهانی است که عملاً سودآوری صنعت را به صفر نزدیک میکند.
دولت و حاکمیت باید در برنامهی بازسازی پس از جنگ، مشوقهای قدرتمندی برای «جایهجایی فیزیکی» این صنایع به سواحل در نظر بگیرند.
اکنون زمان آن است که در کنار بازسازی فیزیکی، «بازسازی فکری» در سیاستهای آمایش سرزمین انجام دهیم. بازگرداندن صنایع آببر به نقاط خشک، نهتنها خدمت به تولید نیست، بلکه خیانتی زیستمحیطی به نسلهای آینده است.
پیشنهاد مشخص این است که مجوزهای بازسازی صنایع آسیبدیده، مشروط به انتقال تدریجی ظرفیتهای تولید به سواحل جنوبی صادر شود. ایرانِ فردا، نیازمند صنعتی است که با جغرافیا بجنگد، نه با محیطزیست.
انتهای پیام/424
