یکشنبه، 10 خرداد 1405
اشتراک‌گذاری خبر Copied!
کودکان از مؤلفه‌های معنا‌بخش زندگی‌اند

Studio Ney

کودکان یکی از مؤلفه‌های معنا‌بخش زندگی‌اند؛ زندگی امروز که هر دو را از دست داده است.

به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، فرزندم از من پرسید: «قوی‌ترین فیلسوف جهان کیست؟» پسر پنج ساله‌ام پیش از آن که من چیزی بگویم، سریع و محکم گفت: «خدا» هر بار که سؤال تکرار می شد، دوباره می‌گفت: «خدا».

من که در ذهنم میان فیلسوفان می‌گشتم تا کسی را نام ببرم، از پاسخ او جا خوردم. من دنبال غیر از خدا می گشتم؛ او فقط از خدا می‌گفت. حقیقت مطلب را همان کودک گفت، هرچند مقصود پرسش‌گر، یکی از ابناء بشر بود، نه خداوند. هر کس که کودکی در منزل دارد، کم و بیش تجربه ای از این گونه نکات شگفت کودکان و پرسش های تفکربرانگیز آنان دارد.

کودکان هنوز تعلقات دنیا در آنان شکل نگرفته و رذایل اخلاقی در وجودشان رسوخ نکرده است. آنان قلبی بی‌کینه و بی‌ریا، بی‌غم و فارغ از تعلقات دنیا دارند. صفتی که عارفان با تلاش به آن می‌رسند، کودکان به طور فطری آن را دارند. آنچه بزرگان با ریاضت به دست می‌آورند ـ یعنی تخلیه از شواغل و تعلقات ـ کودکان به صورت موهبتی و فطری دارند.

سهروردی در مبحث اسباب اطلاع بر غیب می‌گوید کودکان به دلیل «ضعف آلات ادراکی»، مانع کمتری برای دریافت حقایق دارند. با تعطیل کردن حواس آنان ـ به شیوه ای خاص ـ شواغل بدنی کاهش یافته و نفس شان، همچون آینه‌ای صیقلـی، به تناسب همت عاملان، صور غیبی را در خود می‌پذیرد و منعکس می‌کند. (سهروردی، مجموعه مصنّفات، ج 3، ص 77؛ ج 4، ص 239)

به هر حال صرافت طبع و پاکی باطن کودکان، آینه‌ای شفاف برای فهم بسیاری از امور است. ذهن آنان هنوز در چارچوب‌های رایج قالب نگرفته و بر سبیل عادت نمی‌اندیشند؛ از همین رو گاه پرسش‌هایی مطرح می‌کنند که ما را به تفکر وامی‌دارند.

درک کودکان از جهان خارج، مستقیم و بی‌واسطه است، تجربه‌ای تازه از جهان، پیش از آن که مفاهیم و قالب‌های فکری بر آن سایه بیفکند.

انس ما با امور و عادات فکری گاه حجاب فهم حقیقت می‌شود، اما کودکان از آن جا که هنوز «خلاف آمد عادت» می‌اندیشند، طبعی سلیم و پرسش‌هایی خاص دارند که می‌تواند فضای تازه‌ای برای والدین و اطرافیان بگشاید. به همین جهت کودکان گاه حقایق را بهتر از بزرگسالان می‌فهمند.

مولوی از اهل اعتزال انتقاد می‌کند، زیرا آنان بر این باورند که عقل‌های انسان‌ها در آغاز کودکی برابر است و تنها تعلیم و تجربه سبب برتری برخی بر برخی دیگر می‌شود. مولانا برای رد این نظر می‌گوید گاه اندیشه‌ای از کودک خردسال برمی‌خیزد که پیر صدتجربه هم آن را درنمی‌یابد. این نشان می‌دهد تفاوت عقل‌ها تنها حاصل آموختن و آزمودن نیست، بلکه ریشه در فطرت هر انسان دارد؛ گاهی حقیقتی از دل پاک کودک می‌جوشد که پیر با تجربه به آن نمی‌رسد، چون آن فهم، فطری است و از فهمی که فقط با کوشش و فکر به دست می‌آید ناب‌تر است.

بر دمید اندیشه‌ای زان طفلِ خُرد
پیر با صد تجربه بویی نبرد

خود فزون آن بِهْ که آن از فطرت است
تا ز افزونی که جهد و فکرت است

همچنین علاوه بر این کودک خود منبعی الهام‌بخش برای فهم بسیاری از نکات از رابطه خدا با عالم است؛ نیازمندی کامل کودک به مادر، راهی برای فهم نیازمندی کامل ما به خداست؛ رابطه احساسی طفل با والدین، راهی برای فهم رابطه عاطفی ما با خداست؛ عشق مادر به فرزند و غفلت فرزند از آن محبت، راهی برای فهم محبت خدا به ما و ناآگاهی ما انسان‌ها از آن است.

اعتماد کامل کودک به والدین، راهی برای فهم تسلیم و توکل به حق تعالی است؛ گریه کودک و رسیدن به نیازها، و گریه انسان و توجه حضرت حق تعالی؛ همچنان‌که وجود والدین برای فرزند اثبات نمی‌شود، در مورد خدا نیز چنین است. آنچه از ادله برای اثبات خدا در علوم ذکر شده، تنبیه بر امری بدیهی است. این‌ها موضوعاتی است که بسط هر یک می‌تواند فروعات گسترده‌ای را در ساحت تربیت بگشاید.

با وجود آثار ارزشمندی که کودک در زندگی دارد، در دنیای مدرن، خانواده‌ها هر روز بیشتر به سمت کم‌فرزندی یا زندگی بدون فرزند پیش می‌روند. امروزه که حضور کودکان در خانه کم‌فروغ شده، این شیوه زیستن، برکت را از خانه‌ها دور کرده است. کودکان یکی از مؤلفه‌های معنا‌بخش زندگی‌اند؛ زندگی امروز که هر دو را از دست داده است.

یادداشت از: احمد شه‌گلی، مدرس و پژوهشگر فلسفه، عضو هیئت علمی موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران

انتهای پیام/

مشاهده خبر در سایت تسنیم