در جنگ ترکیبی دشمن، مدیریت اختلافات داخلی و پرهیز از تنازع شرط حفظ انسجام ملی است.
به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم ، در روزگاری که دشمن پس از ناکامی در میدان نظامی و اقتصادی، تمرکز خود را بر شکافهای درونی جامعه ایران قرار داده است، هر اختلاف اگر موجّه و برخاسته از دغدغههای انقلابی باشد میتواند به ابزاری در خدمت پروژه فرسایش انسجام ملی تبدیل شود. پیام اخیر رهبر انقلاب با برجستهسازی مفهوم «جانفدایی»، تلاشی است برای بازتعریف مرز میان «اختلافِ سازنده» و «تنازعِ ویرانگر»؛ مرزی که عبور از آن، زمین بازی را ناخواسته به سود دشمن تغییر میدهد.
پیام اخیر امام سید مجتبی خامنهای در 7 خرداد 1405 و تمرکز ویژه ایشان بر کلیدواژه «جانفدایان» (کسانی که دلشان برای اسلام، انقلاب و ایران میتپد) و هشدار نسبت به تبدیل «اختلافات موجّه و غیرموجّه به تنازع» یک دستورالعمل راهبردی برای عبور از پیچیدهترین لایه جنگ ترکیبی دشمن است. در شرایطی که ماشین جنگ نظامی و تحریمهای اقتصادی دشمن به سد ستبر مقاومت خورده است، میدان نبرد به درون مرزها و اذهان کشیده شده و خاکریز اصلی، «انسجام اجتماعی و نخبگانی» است که در ادامه به آن می پردازیم:
1. تغییر مسیر نبرد؛ «تنازع داخلی» به مثابه سلاح دشمن
دشمن به این درک راهبردی رسیده است که ساختار درونی نظام جمهوری اسلامی با فشارهای بیرونی فرو نمیریزد؛ بلکه آنچه میتواند این سد را مستهلک کند، ایجاد «اصطکاک و گسست اجتماعی» است. لذا هرگونه درگیری فلجکننده داخلی حتی میان نیروهای خودی بر سر موضوعات حق دقیقاً بازی در زمین حریف است.
2. تغییر مفهوم جانفدایی؛ عبور از «تلهی حقپنداری»
خطابِ پیام به «جانفدایان»، نشاندهنده یک آسیبشناسی دقیق از نیروهای آرمانگراست. کسانی که روی اصول غیرت دارند، همواره در معرض خطرِ «تله حقپنداری» هستند؛ یعنی از روی شدت دلسوزی و احساس تکلیف، اختلافاتِ تحلیلیِ خود با همسنگرانشان را به یک جنگ تمامعیار اعتقادی تبدیل کنند.
برای جانفدایی باید ایثارنمود و اکنون در میانه جنگ شناختی دشمن، ایثار مفهوم دشواری یافته است: «ذبح کردن منیتهای سیاسی و جناحی». جانفدای امروز کسی است که جایی که میداند حق با اوست، اما پیگیریِ لجبازانهی آن منجر به دوقطبیسازیِ سمی و فروپاشی جبهه خودی میشود، سکوت کند، از آبرو و غرور خود بگذرد و «اثبات حقانیت فردی» را فدای «یکپارچگی جامعه» نماید.
3. کالبدشکافی «اختلافات موجّه» در آزمونِ راهبردها
رهبر انقلاب از مفهوم «اختلاف موجّه» نام میبرند؛ اختلافاتی که ذاتا برای رشد، پویایی و پیشرفت لازماند اما مرز باریکی با تفرقه دارند. بارزترین نمونهی این روزها، تفاوت دیدگاهها در بدنه انقلابی پیرامون راهبرد کلان «جنگ و دیپلماسی» است.
در بدنه انقلابی دو تلقی راهبردی، در این فضا وجود دارد:
دیدگاه نخست (واقعگرایی تعاملی): معتقد است باید با خویشتنداری و پرهیز از دادن بهانه به دشمن، اجماع جهانی علیه ایران را شکست و تنها در صورت تحمیل جنگ تمامعیار، پاسخی متناسب داد تا هم حمایت داخلی حفظ شود و هم کشور از ویرانی در امان بماند.
دیدگاه دوم (بازدارندگی فعال و تهاجمی): معتقد است دشمن در نقطه شکنندهای قرار دارد و تنها پاسخِ پشیمانکننده به هرگونه نقض آتشبس میتواند جلوی خطای محاسباتی دشمن را بگیرد و انفعال و خویشتنداری، صرفاً جسارتِ متجاوز را بیشتر میکند.
این تفاوت نگاه، زمانی به خطر تبدیل میشود که جزماندیشی جایگزین گفتگو شده و اتهامزنیها مانند برچسب خیانت یا تندروی مسیر آزاداندیشی را مسدود کند. راهکار عبور از این بنبست، ارتقای این اختلافات به سطح «عقلانیت انقلابی» در یک بستر گفتگوی صریح، برادرانه و بدون خودسانسوری است. هر اختلافی که غِلّ و غش نسبت به برادر مؤمن را در دل بکارد، خط ولایت را مخدوش کرده است.
4. معمای مواجهه با «دیگری»
چالش دیگر، نحوه مدیریت اختلاف با جریانهای غربگراست. تفاوتی که در عمیقترین لایههای راهبردی و اعتقادی ریشه دارد. در مواجهه با جریانی که پیشرفت را در هضم شدن در هژمونی غرب میبیند، دوگانهای در جبهه انقلاب شکل گرفته است: عدهای معتقد به یافتن نقطه تعادل و مدارا برای حفظ انسجام ملی هستند، و عدهای دیگر بر مرزبندی قاطع ایدئولوژیک تأکید دارند.
در اینجا منطق حکمرانی اسلامی راهبرد سومی را پیشنهاد میدهد: «مدارا در رفتار در عین صراحت در جهاد تبیین».
ما موظفیم توهماتِ غربزدگی و خطاهای تحلیلی این جریان را بدون لکنت و سانسور نقد و کالبدشکافی کنیم (جهاد تبیین)؛ اما در عین حال، برای جلوگیری از فرصت دادن به دشمن خارجی و حفظ یکپارچگی جامعه، باید در ساحت معاشرت و تعاملات سیاسی، احترام افراد را حفظ کرد. حمله باید به «مبانی انحرافی» باشد، نه به حرمتهای ظاهری افراد، تا وحدت ملی دستمایه سوءاستفاده بیگانه قرار نگیرد.
معیار سنجشِ ولایتمداری و میهندوستی در مقطع کنونی، فریادهای بلندتر نیست؛ بلکه توانایی و ظرفیت در کنترل اختلافات است. توصیه امام انقلاب ریشه در یک اصل عمیق قرآنی دارد: «وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِیحُكُمْ» (و نزاع نکنید، که سست میشوید و هیبت و قدرتتان از بین میرود). قرآن نمیگوید «بر سر مسائل باطل نزاع نکنید»، بلکه اصلِ نزاعِ درونگروهی را عامل سستی و از بین رفتنِ قدرت میداند، حتی اگر یکی از طرفینِ نزاع بر حق باشد.
یادداشت|حجتالاسلاموالمسلمین احمد کوثری، مدیر گروه امت و تمدن پژوهشکده باقرالعلوم(ع)
انتهای پیام/
