شنبه، 9 خرداد 1405
اشتراک‌گذاری خبر Copied!
بی‌اعتمادی ایران به آمریکا؛ حاصل 3 دهه تجربه تلخ بدعهدی

Studio Ney

کارشناس اقتصادی گفت: بی‌اعتمادی به آمریکا نه یک شعار، بلکه حاصل 3 دهه تجربه تلخ بدعهدی است.

هاتف هاتفی‌پور، کارشناس مسائل اقتصادی، در گفت‌وگو با خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم ، ابعاد پنهان و آشکار ریشه‌های بی‌اعتمادی به ایالات متحده در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران را واکاوی کرد. او با تأکید بر اینکه این رویکرد صرفاً یک داوری احساسی یا واکنشی مقطعی نیست، تصریح کرد که آنچه امروز به‌عنوان بی‌اعتمادی شناخته می‌شود، در واقع حاصل یک تجربه تاریخی انباشته از وعده‌های ناتمام، توافق‌های شکننده و رفتارهای یک‌جانبه‌گرایانه‌ای است که طی دهه‌های اخیر بارها تکرار شده است.

این کارشناس معتقد است برای درک صحیح این فضا، باید ریشه‌های موضوع را نه در سطح شعار، بلکه در بستر واقعیت‌های تکرارشونده سه دهه اخیر جست‌وجو کرد. واقعیت‌هایی که به وضوح نشان می‌دهند در روابط ایران و آمریکا، هرگاه روزنه‌ای برای تعامل گشوده شده، هم‌زمان یا بلافاصله پس از آن، سازوکاری برای محدودسازی، فشار یا نقض تعهدات از سوی طرف مقابل فعال شده است.

هاتفی‌پور با بازخوانی پرونده‌های تاریخی، به فراز و فرودهای مناسبات دو کشور اشاره کرد و این نوسانات را بیش از آنکه نشانه یک مسیر پایدار به سوی تنش‌زدایی بداند، بازتاب‌دهنده چالش‌های ساختاری در فهم متقابل و فقدان تضمین‌های معتبر خواند. او با فلش‌بک به میانه دهه 70 شمسی، دورانی را یادآوری کرد که امکان‌هایی محدود برای گشایش اقتصادی میان دو کشور شکل گرفته بود؛ جایی که مذاکرات شرکت آمریکایی «کونوکو» برای توسعه میادین نفتی ایران، در نگاه نخست می‌توانست نویدبخش آغاز فصلی متفاوت باشد. اما به گفته این کارشناس، این امید با صدور دستورات اجرایی دولت کلینتون و سپس تصویب قانون «تحریم‌های ایران و لیبی» در سال 1996، عملاً به بن‌بست رسید تا ثابت شود حتی در صورت شکل‌گیری کانال‌های اقتصادی، ساختار سیاست داخلی آمریکا و منطق فشار حداکثری، هر توافق یا مسیر تعاملی را بی‌اثر می‌کند.

تحلیل هاتفی‌پور نشان می‌دهد که آنچه در آن دوره رخ داد، فراتر از یک اختلاف تاکتیکی ساده بود. در واقع، ما با نمایش آشکاری از غلبه ملاحظات سیاسی و امنیتی بر تعهدات اقتصادی روبه‌رو بودیم که از منظر حقوقی و راهبردی، این پیام صریح را به تهران مخابره می‌کرد که سرمایه‌گذاری یا توافق با آمریکا، بدون پشتوانه‌های الزام‌آور و پایدار، بیش از آنکه یک فرصت باشد، ریسکی بزرگ است.

این کارشناس اقتصادی در ادامه تحلیل خود به نقطه عطف دیگری در تاریخ معاصر، یعنی حوادث 11 سپتامبر 2001 پرداخت. او خاطرنشان کرد که ایران در آن مقطع با محکومیت رسمی این حوادث و حتی همکاری در پرونده افغانستان برای مقابله با طالبان، نوعی همپوشانی منافع را به نمایش گذاشت. حتی در آن زمان برخی تحلیل‌ها از وجود همکاری‌های غیرمستقیم در پرونده‌های امنیتی خبر می‌دادند، اما این همسویی موقت نیز دوام نیاورد. سخنرانی مشهور جورج دبلیو بوش در سال 2002 و قرار دادن ایران در فهرست «محور شرارت»، بار دیگر ثابت کرد که حتی در شرایط همسویی تاکتیکی، تصمیم‌گیری نهایی در واشنگتن همچنان تحت سیطره نگاه خصمانه باقی می‌ماند.

به اعتقاد هاتفی‌پور، این مقطع نمونه‌ای کلاسیک از «معضل امنیتی» بود؛ چراکه استقرار نیروهای آمریکایی در مرزهای شرقی و غربی ایران، تهدید ادراک‌شده را به‌شدت افزایش داد و تهران را ناگزیر ساخت تا به بازتعریف سیاست‌های منطقه‌ای، تقویت عمق راهبردی و بازنگری در الگوهای بازدارندگی خود روی آورد. به بیان دیگر، بی‌اعتمادی در این مرحله نه تنها کاهش نیافت، بلکه با هر اقدام جدید واشنگتن، بازتولید و تقویت شد.

اما شاید اوج این فرآیند فرسایشی را بتوان در تجربه «برجام» جست‌وجو کرد. هاتفی‌پور با اشاره به تحولات سال 1392 و رویکرد دیپلماتیک دولت وقت برای حل‌وفصل پرونده هسته‌ای، گفت که اگرچه مذاکرات فشرده به توافقی جامع منتهی شد و در ظاهر نقطه آغازی برای مرحله‌ای نو بود، اما در عمل باز هم همان الگوی قدیمی تکرار شد. توافقی که در مرحله امضا موفق به نظر می‌رسید، در مرحله اجرا به‌تدریج فرسوده شد و در نهایت، ساختار سیاسی آمریکا و تغییر دولت در واشنگتن، زمینه را برای خروج یک‌جانبه ایالات متحده از این توافق بین‌المللی فراهم کرد.

این کارشناس تأکید دارد که خروج آمریکا از برجام صرفاً یک تصمیم سیاسی ساده نبود، بلکه به نماد عینی «بی‌ثباتی تعهدات» در نظام تصمیم‌گیری آمریکا تبدیل شد. کشوری که یک توافق چندجانبه را امضا کرده بود، بدون پرداخت هیچ هزینه حقوقی مؤثری از آن خارج شد و هزینه‌های سنگین آن را بر دوش دیگران گذاشت تا به افکار عمومی و نخبگان سیاسی ایران ثابت شود که در روابط با آمریکا، امضای توافق هرگز به معنای تضمین پایبندی نیست.

هاتف هاتفی‌پور در جمع‌بندی تحلیل خود به خبرنگار تسنیم گفت که بی‌اعتمادی به آمریکا در ادبیات سیاسی ایران، نه یک موضع انتزاعی، بلکه نتیجه تجربه‌ای عینی و تکرارشونده است که رهبر شهید نیز بارها بر آن تأکید داشتند. او معتقد است از تحریم‌های دهه 70 تا «محور شرارت» و از فشارهای پسا 11 سپتامبر تا خروج از برجام، همگی برش‌هایی از یک خط ممتد بدعهدی هستند که ویژگی‌های مشترکی چون تغییرپذیری شدید در تعهدات، اولویت منافع مقطعی و نقض توافق‌ها با تغییرات داخلی را دارا می‌باشند. به همین سبب، در چنین بستر ناامن و لغزنده‌ای، عقلانیت حکم می‌کند که از هرگونه خوش‌بینی بی‌پشتوانه پرهیز شده و تمام برنامه‌ریزی‌ها بر اساس بدبینانه‌ترین سناریوهای ممکن تدوین و اجرا شود.

انتهای پیام/

مشاهده خبر در سایت تسنیم