شهیدپاکپور فرماندهای بود که در متن واقعی میدان زندگی میکرد و برای حفظ امنیت و خدمترسانی شب و روز نمیشناخت.
به خبرگزاری تسنیم از کردستان؛ رامیار غفاری، خبرنگار| در میان فرماندهانی که نامشان با امنیت، میدان و مدیریت بحران گره خورده است، شهید پاکپور برای من صرفاً یک چهره نظامی نبود؛ او فرماندهای بود که در متن واقعی میدان زندگی میکرد، نه در فاصلهای امن از آن. شناخت من از او نه در یک جلسه رسمی، بلکه در سفرهای متعدد استانی شکل گرفت؛ سفرهایی که هرکدام بخشی از تصویر واقعی این فرمانده پرتلاش را برایم روشنتر کرد.
اولین برخورد جدی من با او سوم تیرماه سال 1399 در جریان رزمایش کشوری سپاه پاسداران در منطقه عمومی کردستان - روستای گوگجه مریوان رقم خورد؛ جایی که فضای عملیات، سنگین، فشرده و کاملاً میدانی بود. در همان شرایط سخت، چیزی که بیش از هر چیز توجه را جلب میکرد، اشراف کامل او به عنوان فرمانده نیروزی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بر جزئیات منطقه و صحنه عملیات بود؛ گویی جغرافیای پیچیده کردستان را نه از روی نقشه، بلکه از سالها زیست و حضور مستمر در آن شناخته است.
در ادامه، 27 اردیبهشت ماه سال 1402 در افتتاح پروژه آبرسانی قروه، تصویر دیگری از او برایم شکل گرفت؛ فرماندهای که تنها در میدان نظامی خلاصه نمیشد، بلکه نسبت به زندگی مردم، زیرساختها و مسائل حیاتی مناطق نیز حساس و دقیق بود. گفتوگوهایی که در آن سفر شکل گرفت، بازتابی فراتر از سطح استان پیدا کرد و نشان داد نگاه او به امنیت، صرفاً امنیت نظامی نیست، بلکه امنیتی پیوندخورده با معیشت و کرامت مردم است.
اما شاید یکی از جدیترین و حساسترین مواجههها در 22 شهریورماه سال 1403 در یادواره شهدای عملیات «جاسوسان» ارومیه بود؛ جایی که در همان شرایط نیز، با وجود حجم مأموریتها و محدودیتها، وقتی فرصت گفتوگو فراهم شد، با دقت، صراحت و تسلط کامل پاسخ داد. آنچه در این میان برجسته بود، نه فقط محتوای پاسخها، بلکه آرامش و وقاری بود که در سختترین شرایط نیز از او جدا نمیشد.
شهید پاکپور از آن دست فرماندهانی بود که شب و روز نمیشناخت. حضور میدانی برای او یک مأموریت مقطعی نبود، بلکه سبک زندگی بود. در هر سفر، در هر نقطه و در هر بحران، او پیش از دیگران حاضر بود و پس از دیگران میدان را ترک میکرد. در همان یادواره، همه خانوادهها را اسم و فامیل میشناخت و ارتباط صمیمی با آنان داشت، همین حضور مستمر باعث شده بود شناخت او از مناطق عملیاتی، نه کلی و گزارشی، بلکه دقیق، جزئی و کاملاً میدانی باشد؛ بهگونهای که واقعاً میشد گفت منطقه را کف دستش میشناسد.
در کنار این روحیه عملیاتی، آنچه بیش از همه در ذهن من مانده، سادگی و چهره آرام و دلنشین اوست. برخلاف تصور رایج از فرماندهان بلندپایه، در برخوردهای نزدیک، نه نشانی از تکلف وجود داشت و نه فاصلهگذاری آزاردهنده. خوشرویی، صمیمیت و پاسخگویی او در همه سفرها تکرار میشد و هر بار حتی از دفعه قبل، این احترام و مهربانی پررنگتر احساس میشد.
برای من به عنوان خبرنگاری که در سفرهای متعدد استانی او را از نزدیک دیدهام و ارتباط داشتم، شهید پاکپور فقط یک فرمانده نبود؛ یک مرد میدانی تمامعیار بود که همزمان سه ویژگی کمتر جمعشده را در خود داشت: اشراف عملیاتی، دغدغه اجتماعی و اخلاق انسانی. همین ترکیب است که از یک فرمانده، چهرهای ماندگار میسازد.
امروز که به آن دیدارها و گفتوگوها نگاه میکنم، تصویر نهایی او برایم فرماندهای است که هم میفهمید، هم میدید، هم تصمیم میگرفت و هم میشنید. فرماندهای که حضورش فقط در قرارگاهها تعریف نمیشد، بلکه در زندگی مردم و میدان واقعی بحران معنا پیدا میکرد؛ و شاید همین، راز ماندگاری نام او در حافظه کسانی باشد که از نزدیک او را دیدهاند.
شهید سردار پاکپور از جمله فرماندهانی بود که نام او با سالها حضور میدانی، مدیریت عملیاتی و نقشآفرینی در صحنههای حساس امنیتی کشور گره خورده است. او از نسل فرماندهانی به شمار میرفت که مسیر رشدشان نه در فاصله از میدان، بلکه در دل بحرانها و عملیاتهای واقعی شکل گرفت. همین تجربه زیسته در میدان، شخصیت نظامی او را از یک مدیر ستادی صرف فراتر برده و به یک فرمانده کاملاً میدانی تبدیل کرده بود.
او در طول دوران خدمت خود در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، مسئولیتهای متعددی در سطوح مختلف عملیاتی و فرماندهی بر عهده داشت و بهویژه در مناطق غرب و شمالغرب کشور نقش برجستهای در مدیریت تهدیدات امنیتی و کنترل بحرانها ایفا کرد. شناخت دقیق از جغرافیای عملیاتی، تسلط بر جزئیات میدانی و حضور مستمر در مناطق مختلف، از ویژگیهای بارز عملکرد او در دوران خدمت بود؛ بهگونهای که همکارانش او را فرماندهای میدانستند که هیچ نقطهای از حوزه مأموریتش برایش ناشناخته نبود.
در کنار مسئولیتهای نظامی، شهید پاکپور در حوزههای عمرانی، اجتماعی و محرومیتزدایی نیز حضوری فعال داشت و در بسیاری از سفرهای استانی، پیگیر مسائل زیرساختی و نیازهای مردم مناطق مختلف بود. نگاه او به امنیت، نگاهی جامع و چندبعدی بود که صرفاً به بعد نظامی محدود نمیشد، بلکه توسعه، خدماترسانی و رضایت مردم را نیز بخشی از پازل امنیت پایدار میدانست.
یکی از ویژگیهای برجسته او، روحیه سادهزیستی، اخلاق خوش و رفتار صمیمی با نیروها و مردم بود. با وجود جایگاه بالای فرماندهی، در مواجهههای نزدیک هیچگونه تکلف یا فاصلهگذاری در رفتار او دیده نمیشد. خوشرویی، لبخند، پاسخگویی و توجه به دغدغههای افراد در کنار اشراف عملیاتی، تصویری از یک فرمانده مردمی و در عین حال مقتدر از او ساخته بود.
بر اساس روایتها و خاطرات میدانی، شهید پاکپور تا آخرین سالهای خدمت خود نیز در صحنههای مختلف عملیاتی و مأموریتی حضوری فعال داشت و شب و روز برای او معنای متداول نداشت. او همواره در خط مقدم مدیریت بحرانها و رزمایشها حضور پیدا میکرد و این استمرار در میدان، بخشی جداییناپذیر از هویت حرفهای او محسوب میشد.
شهید پاکپور در حمله آمریکایی-صهیونی در جنگ تحمیلی رمضان ناجوانمردانه به شهادت رسید؛ با این حال، آنچه در حافظه همکاران و همراهان او باقی مانده، تصویری از فرماندهای است که عمر خود را در مسیر خدمت، مجاهدت و پاسداری از امنیت کشور سپری کرد و نامش در کنار فرماندهان اثرگذار این سرزمین ماندگار شد.
انتهای پیام/481
