پیامبر(ص) به تدریج و با ظرافت، زمینه معرفی جانشین را فراهم کردند. اوج این مسیر در غدیر خم بود.
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم ، بیعت در تاریخ اسلام یک توافق معمولی سیاسی نبود، بلکه پیمانی بود که مردم با انتخاب و آگاهی خود، با رهبر دینیشان میبستند تا هم از دینشان حمایت کنند و هم در اداره جامعه نقش داشته باشند.
سعید صالحی، استاد دانشگاه و کارشناس دینی، در یادداشتی ماجرای بیعت را از روزهای اول اسلام تا واقعه کربلا مرور کرده و نشان میدهد چرا این سنت، هنوز هم میتواند برای جوامع امروز درسهایی داشته باشد.
شروع یک همراهی؛ از یثرب تا مدینه
وقتی پیامبر(ص) تصمیم گرفتند مکه را ترک کنند و به یثرب بروند، میخواستند جامعهای بسازند که در آن، دستورات دینی بتواند در زندگی واقعی مردم جریان پیدا کند. اما این کار بدون همراهی مردم ممکن نبود.
مردم یثرب هم این فرصت را درک کردند. آنها با پیامبر(ص) پیمانی بستند که خیلی شبیه تعهدی بود که آدمها نسبت به خانوادهشان دارند. قول دادند که از پیامبر حمایت کنند، همانطور که از نزدیکترین کسانشان دفاع میکنند. این پیمان، نه با زور و اجبار، که با انتخاب و علاقه شکل گرفت.
همین تعهد ساده، زمینهساز هجرت امن پیامبر و تشکیل اولین حکومت اسلامی شد. یثرب کمکم به «مدینه النبی» تبدیل شد؛ جایی که مردم در آن احساس میکردند سرنوشتشان به هم گره خورده و رهبرشان کسی است که به او اعتماد دارند.
قرآن در سوره فتح، آیه 10، به زیبایی این رابطه را توصیف میکند: «کسانی که با تو بیعت میکنند، در واقع با خدا بیعت کردهاند.» این آیه به ما یادآوری میکند که وقتی مردم با ایمان و آگاهی، رهبری را میپذیرند، این انتخاب، ارزشی فراتر از یک توافق معمولی پیدا میکند.
غدیر؛ وقتی جانشینی مطرح شد
پیامبر (ص) میدانستند که دین اسلام باید بعد از ایشان هم ادامه پیدا کند. برای همین به تدریج و با ظرافت، زمینه معرفی جانشین را فراهم کردند. این کار یکباره انجام نشد؛ بلکه در چند مرحله و با در نظر گرفتن شرایط جامعه صورت گرفت.
اوج این مسیر در غدیر خم بود. جایی که پیامبر در حضور جمع زیادی از مسلمانان، حضرت امیرالمؤمنین امام علی (ع) را به عنوان ادامهدهنده راه خود معرفی کردند. وقتی برخی پرسیدند که آیا این انتخاب، نظر شخصی شماست یا دستور خدا؟ پیامبر با صراحت گفتند که فقط مجری فرمان الهی هستند.
این واقعه به ما یاد میدهد که در نگاه اسلامی، رهبری جامعه یک حق شخصی نیست بلکه امانتی است که باید به شایستهترین فرد سپرده شود. حدیث معروف «هر که من مولای اویم، این علی مولای اوست» دقیقاً همین معنا را دارد: ادامه مسیر هدایت، نیازمند کسی است که هم به دین آشنا باشد و هم مورد اعتماد مردم.
در سیره پیامبر(ص) بیعت دو کارکرد داشت: یکی تأیید و وفاداری مردم به رهبر، و دیگری دادن حق مشارکت به مردم. یعنی مردم فقط اطاعت نمیکردند، بلکه در پذیرش حاکمیت نقش فعال داشتند. این تعادل، الگویی بود که باعث میشد حکومت، هم مشروع باشد و هم مقبول.
وقتی پیمانها شکسته میشوند
بعد از رحلت پیامبر (ص) جامعه اسلامی با چالشهای جدیدی روبرو شد. بیعت همچنان انجام میشد، اما در برخی موارد روح اصلی آن که بر پایه صداقت و مشورت بود، کمرنگ شد. ماجرای سقیفه نمونهای از این تغییر بود، جایی که عدهای بدون توجه کامل به اصول مشورت، به دنبال تثبیت قدرت بودند.
در دوران امام علی (ع) بیعت دوباره به شکل شفاف و عمومی برگزار شد. امام میخواستند مردم با آگاهی کامل و بدون اجبار، تصمیم بگیرند. برای ایشان حکومت بار سنگین امانت بود و پذیرش آن فقط زمانی معنا داشت که مردم واقعاً بخواهند.
امام حسن (ع) هم با همین شرایط روبرو شد. بیعت با ایشان در مسجد انجام شد، اما وقتی بخش بزرگی از سپاه پیمانشکنی کردند و میدان را خالی گذاشتند، ادامه جنگ ممکن نبود. امام مجبور شدند صلحی را بپذیرند که بر ایشان تحمیل شد، آن هم نه از سر ضعف، بلکه برای حفظ اصل دین. قرآن در سوره انفال، آیه 46 هشدار میدهد: «با هم اختلاف نکنید که سست میشوید و قدرتتان از بین میرود.»
نوبت به امام حسین (ع) که رسید، شرایط کاملاً تغییر کرده بود. حکومت به شکل موروثی درآمده بود و مخالفان حذف میشدند. وقتی از امام خواسته شد با یزید بیعت کند، آن حضرت با جمله معروف «کسی مثل من با کسی مثل یزید بیعت نمیکند» این درخواست را رد کردند. این ایستادگی، مرزبندی میان دو مسیر اسلام اصیل و اسلام تحریفشده بود.
درس امروز: وحدت، نه تفرقه
اگر بخواهیم از تمام این داستانها یک درس ساده بگیریم، آن «وحدت» است. اهل بیت (ع) همیشه تأکید میکردند که پیمانهای دینی وقتی ارزش دارند که مردم را به هم نزدیک کنند، نه اینکه آنها را از هم جدا کنند.
امامان به مردم یاد دادند که اختلافنظر طبیعی است، اما نباید به دشمنی و تفرقه منجر شود. باید با گفتوگو و مدارا، راهی پیدا کرد که مصالح عمومی بر منافع شخصی اولویت داشته باشد. این نگاه، ضامن بقای هر جامعهای است. قرآن در سوره آلعمران، آیه 103، میفرماید: «همگی به ریسمان خدا چنگ بزنید و پراکنده نشوید.» این پیام همان وحدت است که امروز هم میتواند راهنمای ما باشد، چون وقتی مردم حول محور حق و عدالت متحد شوند، هیچ قدرتی نمیتواند آنها را از هم بپاشد.
در نهایت بیعت، یک درس ساده اما عمیق دارد؛ جامعهای که در آن مردم با آگاهی و انتخاب خود، با رهبری همراه میشوند و به پیمانهایشان وفادار میمانند، جامعهای است که میتواند در برابر سختیها بایستد و مسیرش را ادامه دهد.
انتهای پیام/
