شنبه، 9 خرداد 1405
اشتراک‌گذاری خبر Copied!
کوچ عشایر لرستان آغاز شد

Studio Ney

کوچ برای عشایر جابه‌جایی نیست؛ فلسفه زیستن است و بخشی از چرخه‌ای چندصدساله که هنوز در لرستان ادامه دارد.

به گزارش خبرگزاری تسنیم از خرم‌آباد، در زاگرس، هیچ‌چیز جدا از هم نیست. تاریخ، اقتصاد، آیین و حتی ابزار جنگ همه در یک لایهٔ واحد از زندگی تنیده شده‌اند.

این‌جا سرزمینی است که زمین فقط بستر نیست؛ حافظه است. هر شیب، هر دره، هر چشمه، بخشی از یک روایت طولانی است که هنوز در کوچ ادامه دارد.

در این جغرافیا زندگی همیشه از جایی شروع می‌شود که نقشه تمام می‌شود. جایی میان شیب و مه، میان سنگ و علف، میان باران‌های کوتاه و خشک‌سالی‌های بلند. این‌جا لرستان است؛ جغرافیایی که هنوز تنش با حرکت تعریف می‌شود، نه با سکون.

در بروجرد، 700 خانوار عشایری با 120 هزار رأس دام سبک و سنگین این چرخه را ادامه می‌دهند. آن‌ها در مسیر قشلاق و ییلاق، اقتصاد را با پاهای‌شان حمل می‌کنند. 1800 تن گوشت قرمز سالانه از دل همین حرکت تولید می‌شود؛ اما این عدد قادر نیست وزن واقعی این زیست را نشان دهد.

پشت هر کیلو گوشت، ماه‌ها حرکت، مراقبت، ترس از کم‌آبی، و شب‌هایی هست که باد در سیاه‌چادر می‌پیچد و انسان با زمین تنها می‌ماند. در این جهان، اقتصاد از طبیعت بیرون می‌آید و دامداری فقط نوعی گفت‌وگو با مرتع است. اگر باران دیر برسد، گفت‌وگو قطع می‌شود. اگر علف کم شود، زبان زمین کوتاه می‌آید.

به‌گفته نعمت‌الله قائدرحمتی، مدیرکل عشایر لرستان، عشایر این استان سالانه بالغ بر 130 هزار تن انواع تولیدات زراعی، باغی و دامی را وارد چرخه اقتصاد می‌کنند.

اما این زندگی فقط دام و زراعت نیست. 35 درصد از صنایع‌دستی لرستان از همین جوامع عشایری بیرون می‌آید؛ جایی که دست انسان تبدیل به ابزار دوم طبیعت می‌شود.

زنان عشایر، اقتصاد را می‌بافند: گلیم، جاجیم، سیاه‌چادر، طناب، زیرانداز. هر نخ، ردّی از یک حرکت است؛ هر نقش، حافظهٔ یک اقلیم. در این جهان، زن فقط تولیدکننده نیست؛ نگه‌دارندهٔ جهان است. او همزمان چند زمان را حمل می‌کند: گذشته در نقش‌ها، حال در دست‌ها، و آینده در فرزندان.

سیاه‌چادرها، مثل پوست دوم زمین، در دشت باز می‌شوند. سبک‌اند، سیاه‌اند، و با باد حرکت می‌کنند. این خانه‌ها به زمین نمی‌چسبند، اما از زمین جدا هم نیستند. میان آسمان و خاک معلق‌اند؛ مثل خود زندگی عشایری.

قشلاق و ییلاق دو قطب این جهان‌اند. قشلاق، زمستان را در آغوش می‌گیرد؛ گرم‌تر، پایین‌تر، نزدیک‌تر به آب. ییلاق، تابستان را در ارتفاعات نگه می‌دارد؛ خنک‌تر، سبزتر، نزدیک‌تر به ابر. انسان عشایر، میان این دو قطب، تقویم خود را با بدن زمین تنظیم می‌کند.

این‌جا زمان خطی نیست؛ چرخه‌ای است. هر سال، یک بازگشت است. هر کوچ، یک تکرار مقدس. اینجا، انسان هنوز با طبیعت معامله نمی‌کند؛ با آن هم‌زیستی می‌کند.

انتهای پیام/ 644/.

مشاهده خبر در سایت تسنیم