داستان پاریسنژرمن فقط روایت پول و ستاره نیست؛ قصه باشگاهی است که چند بار از دل بحران دوباره متولد شده است.
به گزارش خبرگزاری تسنیم ، در آستانه فینال لیگ قهرمانان اروپا میان تیمهای آرسنال انگلیس و پاریسنژرمن فرانسه بسیاری تنها از یک چیز درباره باشگاه فرانسوی حرف میزنند؛ پول شیوخ قطری، قراردادهای نجومی و ستارههایی که با سرمایههای بیپایان به پاریس آمدند اما تاریخ این باشگاه، پیش از عصر سرمایههای عربی، داستانی بسیار تاریکتر و پیچیدهتر دارد؛ روایتی از فروپاشی، بدهی، خشونت و نجاتی که شاید اگر اتفاق نمیافتاد، امروز اصلاً باشگاهی به نام پاریسنژرمن وجود نداشت.
پاریسنژرمن در سال 1970 از ادغام دو باشگاه «پاریس» و «استاد سنژرمن» شکل گرفت. باشگاهی که قرار بود نماد فوتبال پایتخت فرانسه باشد، خیلی زود میان جاهطلبی و بیثباتی گرفتار شد. در دهه 80 میلادی، تیم نخستین قهرمانی تاریخش در لیگ فرانسه راشن گرفت اما پشت این موفقیتها، بحران مالی آرامآرام در حال بلعیدن باشگاه بود.
دوران مدیریت «فرانسیس بورلی» با وجود برخی افتخارات، سرانجام پاریسیها را تا لبه نابودی پیش برد. بدهیها هر روز بیشتر میشدند و در اوایل دهه 90، خطر ورشکستگی به قدری جدی شد که هواداران علیه مدیریت شوریدند. در سال 1991، زمانی که خبر احتمال اعلام ورشکستگی منتشر شد، فشار افکار عمومی به اوج رسید و بورلی ناچار به کنارهگیری شد.
نجات از جایی رسید که کمتر کسی انتظارش را داشت؛ شبکه تلویزیونی «کانال پلاس». این رسانه فرانسوی باشگاه را خرید و عملاً پاریسنژرمن را از مرگ نجات داد. شهرداری پاریس نیز بخشی از بدهیهای باشگاه را بخشید و راه برای بازسازی هموار شد. آنچه بعد از این اتفاق آغاز شد، بعدها «عصر طلایی» نخست پاریسنژرمن نام گرفت.
در دهه 90، پاریس دیگر فقط شهری برای سیاست و مد نبود؛ فوتبال هم به بخشی از هویت آن تبدیل شد. پاریسنژرمن به یکی از قدرتهای فوتبال فرانسه بدل شد؛ قهرمانی لیگ، جام حذفی، جام اتحادیه و حتی فتح جام برندگان جام اروپا در سال 1996، این تیم را به سطحی رساند که پیشتر تجربه نکرده بود.
ستارهها در ترکیب تیم میدرخشیدند و «پارک دو پرنس» به محلی برای حضور چهرههای مشهور، سیاستمداران و هنرمندان تبدیل شده بود. پاریسنژرمن نه تنها یک تیم فوتبال، بلکه پروژهای فرهنگی و اجتماعی شده بود که میتوانست با مارسی رقابت کند و فوتبال فرانسه را جذابتر سازد.
رقابت میان پاریس و مارسی هم از همین دوران شعلهور شد؛ جدالی که فقط فوتبالی نبود، بلکه تضادی میان دو فرهنگ، دو شهر و دو جهان متفاوت را نمایندگی میکرد. مسابقات دو تیم اغلب به جنگی تمامعیار تبدیل میشد؛ نبردی که رسانهها و هواداران با اشتیاقی کمنظیر دنبال میکردند اما این شکوه دوام نداشت.
پس از کنار رفتن مدیران موفق باشگاه در اواخر دهه 90، همه چیز به تدریج فرو ریخت. پاریسنژرمن وارد سالهایی شد که بیشتر از موفقیت با بحران شناخته میشد. تیم در لیگ فرانسه مدام سقوط میکرد، نتایج ناامیدکننده میگرفت و گاهی تا آستانه سقوط به دسته پایینتر پیش میرفت. باشگاهی که زمانی مدعی اروپا بود، حالا برای بقا میجنگید.
در فصلهای میانی دهه 2000، پاریسنژرمن اغلب در نیمه پایین جدول قرار داشت. بدهیها دوباره بازگشته بودند و مدیران یکی پس از دیگری بدون برنامه مشخص تغییر میکردند. حتی زمانی که تیم موفق به کسب جام حذفی میشد، کسی آن را نشانه بازگشت واقعی نمیدانست. بحران عمیقتر از آن بود که با یک جام برطرف شود اما مشکل فقط در زمین فوتبال نبود.
سکوهای «پارک دو پرنس» به یکی از خطرناکترین فضاهای فوتبال اروپا تبدیل شده بود. گروههای مختلف هواداری با گرایشهای نژادی و سیاسی متفاوت، مدام با یکدیگر درگیر میشدند. خشونت، نژادپرستی و آشوب بخشی از فضای همیشگی مسابقات شده بود. حتی برخی بازیکنان خود تیم نیز هدف توهینهای نژادپرستانه قرار میگرفتند.
درگیریهای خونین میان هواداران سرانجام به مرگ چند نفر در سالهای 2006 و 2010 انجامید؛ اتفاقاتی که دولت فرانسه را مجبور به دخالت کرد. بسیاری از گروههای افراطی منحل شدند، خرید گروهی بلیت ممنوع شد و فضای استادیوم به شدت تحت کنترل درآمد. آرامش بازگشت اما «پارک دو پرنس» دیگر آن شور قدیمی را نداشت؛ استادیومی سرد و بیروح که بیشتر شبیه زخمی درمان نشده بود.
در چنین شرایطی بود که سرمایهگذاران آمریکایی نیز امید خود را از دست دادند. باشگاه غرق بدهی بود و آیندهای روشن دیده نمیشد. اگر سرمایه تازهای تزریق نمیشد، خطر سقوط اداری یا حتی از دست رفتن جایگاه حرفهای باشگاه کاملاً جدی بود.
سال 2011، نقطه تغییر بزرگ فرا رسید. صندوق سرمایهگذاری قطر بخش عمده سهام باشگاه را خرید. مبلغ خرید در مقایسه با ارزش امروزی باشگاه، ناچیز به نظر میرسید اما خریداران جدید چیزی فراتر از یک تیم فوتبال خریده بودند: آنها باشگاهی زخمی، بدهکار و در آستانه فروپاشی را تحویل گرفتند.
نخستین اقدام مالکان قطری، پرداخت بدهیها بود. سپس پروژهای عظیم برای بازسازی آغاز شد. هزینههای نقلوانتقالاتی ناگهان جهش کرد و پاریسنژرمن به یکی از ثروتمندترین باشگاههای اروپا تبدیل شد. ستارهها یکی پس از دیگری به پاریس آمدند و تیمی که روزی برای فرار از سقوط میجنگید، حالا مدعی فتح اروپا شده بود.
از زمان ورود مالکان قطری، پاریسنژرمن تقریباً به حاکم مطلق فوتبال فرانسه تبدیل شده است؛ قهرمانیهای پیاپی در لیگ، حضور مستمر در مراحل حذفی لیگ قهرمانان و رسیدن به چندین فینال اروپایی بخشی از میراث این دوران است.
به همین دلیل، وقتی امروز بسیاری تنها از «پول شیوخ» حرف میزنند، بخشی از حقیقت را فراموش میکنند. پیش از تمام این تجمل و قدرت، پاریسنژرمن باشگاهی بود که چند بار تا مرز نابودی رفت؛ تیمی که اگر در بزنگاههای تاریخی نجات پیدا نمیکرد، شاید اکنون فقط نامی در خاطرات فوتبال فرانسه بود، نه یکی از بزرگترین قدرتهای اروپا.
به گزارش تسنیم دیدار پاریسنژرمن و آرسنال از ساعت 19:30 فردا (شنبه - به وقت تهران) در ورزشگاه پوشکاش آرهنا در بوداپست مجارستان برگزار خواهد شد تا تکلیف قهرمان هفتاد و یکمین دوره مسابقات سطح اول فوتبال باشگاهی اروپا (سیوچهارمین دوره با نام لیگ قهرمانان اروپا) مشخص شود.
انتهای پیام/
