جمعه، 8 خرداد 1405
اشتراک‌گذاری خبر Copied!
نگاه تحلیلگران ترکیه به ضعف‌های امارات در جنگ منطقه؛ رویای فرو ریخته

Studio Ney

تحلیلگران آنکارا می‌گویند: مقامات اماراتی تصور غلطی از قدرت دارند و از «عمق استراتژیک» غافل شدند.

به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم ، این روزها در مواضع و سخنان مقامات رسمی ترکیه، شاهد نوعی از احتیاط و مصلحت اندیشی هستیم و می‌توانیم به وضوح ببینیم که سیاستمداران و دیپلمات‌های ترکیه، ترجیح می‌دهند درباره کشورهای عربی و به ویژه درباره عربستان سعودی و امارات متحده عربی، موضع‌گیری آشکاری نداشته باشند.

با این حال، در رسانه‌ها، اندیشکده‌ها و محافل سیاسی و خبری ترکیه، می‌توانیم ببینیم که تحلیلگران این کشور، با دیدگاه‌هایی غالباً واقعبینانه، به نقد مواضع کشورهای عربی روی آورده‌اند.

در یک ماه اخیر، بارها شاهد انتشار تحلیل‌هایی در رسانه‌های ترکیه درباره نقش منطقه‌ای امارات متحده عربی بوده‌ایم که به خطاهای کوچک و بزرگ امارات اشاره می‌کنند.

روزنامه اکسیژن چاپ آنکارا در گزارشی، خروج امارات از اوپک را به عنوان نشانه‌ای از استیصال و نومیدی مقامات امارات تحلیل کرده و روزنامه ترکیه گازته نیز، در گزارشی به این اشاره کرده که امارات هنوز هم می‌خواهد به عنوان یکی از کنشگران مهم بازار انرژی منطقه و جهان شناخته شود. با این حال توان چندانی برای اثرگذاری بر موازنات سیاسی ندارد.

کشور امارات متحده عربی , خاورمیانه , خلیج فارس ,
همچنین مهمت علی گوللر از تحلیلگران مشهور روزنامه جمهوریت چاپ آنکارا نوشته است: «بازارهای سهام امارات متحده عربی در طول درگیری اخیر بین آمریکا و ایران 120 میلیارد دلار از ارزش خود را از دست دادند. بخش گردشگری که 13 درصد از اقتصاد امارات را تشکیل می‌دهد، فروپاشید. پروازها و رزرو هتل‌ها لغو شد. دبی به عنوان یک مرکز مالی، شاهد مهاجرت دسته‌جمعی بود و پالایشگاه آن مورد اصابت قرار گرفت. امارات از اوپک خارج شده تا هر اندازه که دلش می‌خواهد نفت بفروشد و ضعف‌های اقتصادی خود را جبران کند. تصمیم امارات متحده عربی همچنین اهمیت ژئوپلیتیکی دارد. چرا که مهمترین طرفدار آمریکا و اسرائیل در منطقه است و از اولین کشورهایی بود که توافق‌نامه ابراهیم را با اسرائیل امضا کرد. امارات و اسرائیل به طور فزاینده‌ای در حال تبدیل شدن به یک محور در خاورمیانه هستند. همچنین امارات متحده عربی دومین کشوری است که علاوه بر اسرائیل، از سومالی‌لند حمایت می‌کند و در جنگ داخلی سودان سیاستی موازی با دولت اسرائیل دنبال کرد. به طور خلاصه، امارات متحده عربی کشوری است که بیشترین همسویی را با سیاست‌های ایالات متحده-اسرائیل در خاورمیانه دارد و می‌خواهد در نظم جدید تحت هژمونی ایالات متحده و اسرائیل، تأثیرگذار باشد».

در تحلیلی دیگر به قلم خانم فیزا گوموشلو اوغلو در پایگاه تحلیلی فوکوس می‌خوانیم: «تصور می‌شد که قرار است امارات متحده عربی و عربستان سعودی، متفقین مهم منطقه باشند. اما آنها هنوز هم دو رقیب جدی هستند که منافع همدیگر را به خطر می‌اندازند. یمن، تنها یکی از عوامل باعث افزایش واگرایی بین ریاض و ابوظبی است. مداخله نظامی عربستان سعودی در بندر مکلا و بیانیه‌های تند بعدی نشان داد که تنش بین دو کشور دیگر نمی‌تواند در پشت صحنه مدیریت شود. آنها در سودان دیگر کشور آفریقایی نیز عملاً رقیب هم هستند. در شاخ آفریقا، مسئله سومالی‌لند بار دیگر دیدگاه‌های منطقه‌ای متفاوت ریاض و ابوظبی را به تضاد کشانده است. به رسمیت شناختن عملی گذرنامه‌های سومالی‌لند توسط امارات و تلاش‌های آن برای تأمین تجارت دریایی از طریق بندر بربره، نشان‌دهنده اختلاف آشکار با عربستان سعودی است که از تمامیت ارضی سومالی دفاع می‌کند. این مسئله همچنین مواضع متفاوت دو کشور در مورد روابط با اسرائیل را برجسته می‌کند. در حالی که عربستان به دنبال محور اتحادی با پاکستان و ترکیه است، امارات متحده عربی در حال ایجاد مشارکتی با هند و اسرائیل با محوریت فناوری، اشتراک‌گذاری اطلاعات و همکاری دفاعی است. آنها بدون شک در بازسازی غزه نیز رقابت توام با تنش خواهند داشت».

فروریختن یک رویا

موسسه مطالعاتی موسوم به «مرکز افکار استراتژیک» (SDE) در آنکارا، در گزارشی تحلیلی با الهام از تحلیل آندریاس کریگ از نویسندگان میدل ایست آی می‌نویسد: «امارات متحده عربی دو دهه گذشته را صرف تلاش برای فرار از سرنوشت پیش پا افتاده کشورهای کوچک کرده است. این کشور تلاش کرد تا این کار را از طریق قدرت شبکه‌ای حاصل از اتصال بیش از حد انجام دهد. امارات برای تحقق این رویا، بندر ساخت، نفوذ خرید، ساختارهای شبه‌نظامی توسعه داد، به واشنگتن نزدیک‌تر شد، با مسکو و پکن به دنبال ایجاد تعادل بود و تصویری از کشوری چنان چابک و ثروتمند ایجاد کرد که گویی عامل جغرافیا نمی‌توانست آن را در تنگنا قرار دهد. در این میان، اشاره به برند اسپارت کوچک بیشتر یک دکترین بود تا یک لقب. این یعنی اندیشیدن به فدراسیون کوچکی که آرزوی تبدیل شدن به یک قدرت میانه را داشت؛ دولتی با برتری نظامی نسبی و نفوذ شبکه‌ای کافی برای شکل دادن به محیط استراتژیک خود به شیوه جدید. با این حال، جنگ بین ایران و آمریکا، اصطکاک بین جاه‌طلبی‌های ابوظبی و واقعیت‌های ژئوپلیتیکی را آشکار کرده است. حملات ایران به زیرساخت‌های خلیج فارس، ابوظبی را با تناقض بین خود به عنوان یک قدرت متوسط و شکنندگی ساختاری یک کشور کوچک مواجه کرد».

به باور تحلیلگران ترکیه، پست‌های انتقادی انور قرقاش چهره امنیتی مشهور امارات، عمق نومیدی ابوظبی از همسایگان و شرکای خود برای اتخاذ موضعی سختگیرانه‌تر علیه ایران را آشکار کرد.

کشور امارات متحده عربی , خاورمیانه , خلیج فارس ,
به باور تحلیلگر «مرکز افکار استراتژیک» (SDE) «ابزارهای نفوذی که امارات متحده عربی در طول سال‌ها جمع‌آوری کرد، در مواجهه با واکنش قدرتمندانه ایران، به استقلال استراتژیک تبدیل نشد. این فرض که قدرت شبکه‌ای می‌تواند جایگزین عمق استراتژیک شود، محدودیت‌های خود را آشکار کرد. در دوران محمد بن زاید، ابوظبی مدلی از حکومت دولتی مبتنی بر وابستگی متقابل مسلحانه را به کمال رساند. راهروها و مراکز لجستیکی، صندوق‌های ثروت ملی، شبکه‌های رسانه‌ای و اطلاعاتی، تاجران کالا، شرکت‌های نظامی و امنیتی خصوصی و روابط نیابتی که از یمن تا سودان امتداد دارد، به امارات نفوذی بسیار فراتر از اندازه‌اش بخشیده است. این مدل هوشمندانه به ابوظبی اجازه می‌داد تا در درگیری‌ها، بازارها و مذاکرات دیپلماتیک مداخله کند و به آن تصویر کشوری را می‌داد که محرک رویدادها بود، نه قربانی آنها. اما این رویا، با واقعیت‌های مادی مانند نزدیکی جغرافیایی، جمعیت‌شناسی و وابستگی به ضمانت‌های امنیتی خارجی در تضاد بود. هنگامی که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران تصمیم به واکنش به اقدامات آمریکا گرفت، مجموعه نفوذ چشمگیر امارات نتوانست عامل بازدارنده‌ای ایجاد کند. با وجود جذب سرمایه و الیگارشی روسیه، مسکو به کمک ابوظبی نیامد. پکن از زبان همیشگی خود یعنی ثبات و نگرانی استفاده کرد. واشنگتن تضمین‌هایی ارائه داد اما هیچ چیز قابل توجهی از نظر بازدارندگی ارائه نکرد».

کشور امارات متحده عربی , خاورمیانه , خلیج فارس ,
در ادامه تحلیل مزبور آمده است: ما شاهد تناقض کشورداری اماراتی هستیم. امارات متحده عربی یکی از پیچیده‌ترین سازوکارهای نفوذ در منطقه را ایجاد کرد. با این حال همچنان زندانی جغرافیای خود است. بنادر آن در سمت اشتباه برد موشک‌ها و پهپادهای ایران قرار دارند. رفاه آن به اعتماد، اتصال و جریان‌های بی‌وقفه متکی است. اقتصاد آن دقیقاً به این دلیل هدف قرار می‌گیرد که باز، قابل مشاهده و متصل به شبکه‌های جهانی است. تمام کاری که ایران برای تضعیف استراتژیک امارات متحده عربی باید انجام دهد این است که به سرمایه‌گذاران، شرکت‌های بیمه، شرکت‌های کشتیرانی و کارگران خارجی یادآوری کند که امارات از ناامنی خلیج فارس مصون نیست. محمد بن زاید سعی کرده بود همسایگان خود را متقاعد کند تا به یک کارزار نظامی سخت‌تر و متحدتر علیه ایران بپیوندند. با این حال، وقتی تماس‌های او بی‌پاسخ ماند، ابوظبی شروع به ترجیح ارتباطات استراتژیک برای سرپیچی و نمایش قدرت کرد. بنابراین، لفاظی‌های امارات اغلب همسایگان خلیج فارس، شورای همکاری خلیج فارس، اتحادیه عرب و شرکای میانجی مانند پاکستان را هدف قرار می‌داد و آنها را متهم می‌کرد که به اندازه کافی در کنار امارات متحده عربی ایستاده نیستند.

اما این شکایت همچنین یک مشکل عمیق‌تر را آشکار می‌کند: ابوظبی سال‌هاست که تلاش می‌کند از معضلات امنیتی مشترک خلیج فارس فراتر رود. امارات متحده عربی، شورای همکاری خلیج فارس را نه به عنوان یک نظم منطقه‌ای ضروری، بلکه به عنوان مانعی برای محدود کردن جاه‌طلبی‌های خود می‌دانست. ولی اکنون، متوجه شده است که نمی‌تواند بدون همسایگانی که زمانی از آنها پیشی گرفته بود، محیط پیرامونی خود را تثبیت کند. آنچه امارات متحده عربی نیاز دارد فقط تضمین‌های دوجانبه قوی‌تر از سوی ایالات متحده یا کمپین‌های دیپلماتیک علیه تهران نیست. آنچه واقعاً نیاز دارد این است که بپذیرد نمی‌تواند به تنهایی سرنوشت خود را تعیین کند.
انتهای پیام/

مشاهده خبر در سایت تسنیم