از «مقاومت تمدنی» و «جهاد دیپلماتیک» تا هشدار درباره جنگی که شاید بیصدا ادامه دارد.
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم ، ، آیا آنچه امروز در مناسبات ایران و آمریکا جریان دارد، نشانهای از کاهش تنش و حرکت بهسوی آرامش است یا صرفاً «سکوتی تاکتیکی» در میانه نبردی بزرگتر و پیچیدهتر؟ این پرسشی بود که در نشست علمی «حکمرانی در دوره سکوت نبرد؛ تنفس تاکتیکی یا تمهید نبرد؟» در دانشگاه شیراز، محور بحث و تحلیل اساتید علوم سیاسی و حکمرانی قرار گرفت؛ نشستی که تلاش داشت آینده رویارویی جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده را نه صرفاً در سطح سیاست روز، بلکه در افقهای تمدنی و تاریخی تحلیل کند.
آنچه این نشست را متفاوت میکرد، عبور سخنرانان از تحلیلهای رایج رسانهای و حرکت بهسوی نوعی «خوانش تمدنی» از تقابل ایران و غرب بود؛ خوانشی که در آن، جنگ تنها به معنای شلیک موشک و نبرد نظامی نیست، بلکه عرصهای گسترده از دیپلماسی، رسانه، اقتصاد، افکار عمومی و حتی سبک زندگی را دربر میگیرد.
حسن قرونه، عضو هیئتعلمی بخش حکمرانی دانشگاه شیراز، در ابتدای این نشست با طرح این پرسش که «آیا ما واقعاً در دوران صلح قرار داریم؟» تلاش کرد چارچوبی نظری برای فهم وضعیت کنونی ارائه دهد. او معتقد است بسیاری از تحلیلها درباره روابط ایران و آمریکا، گرفتار روزمرگی سیاسیاند و به همین دلیل، قدرت درک روندهای عمیق تاریخی را ندارند.
وی با تقسیم سبکهای تحلیل به چند سطح، توضیح داد که برخی تنها بر گذشته تمرکز میکنند، برخی در اکنون متوقف میشوند و برخی دیگر با رویکرد آیندهپژوهانه به تحولات مینگرند؛ اما فراتر از همه اینها، نوعی «نگاه تمدنی» وجود دارد که گذشتههای دور را به آیندههای دور پیوند میزند و امکان تحلیل راهبردیتری از تحولات جهانی را فراهم میکند.
قرونه تأکید کرد: وقتی تاریخ چند هزار ساله ایران را مرور میکنیم، درمییابیم که ملت ایران تقریباً همواره در معرض فشار و تهاجم قدرتهای غربی قرار داشته، اما در عین حال توانسته از دل همین بحرانها، خود را بازسازی کند. به باور او، رمز ماندگاری ایران نه صرفاً قدرت نظامی، بلکه «تراکم تمدنی» و ظرفیت تاریخی ملت ایران برای مقاومت و بازتولید خویش بوده است.
وی تصریح کرد: حتی اگر در بدترین سناریوها، کشوری دچار اشغال یا شکست نظامی شود، مادامی که سرمایه تمدنی آن زنده باشد، امکان احیا و بازگشت وجود دارد؛ همانگونه که ایران در مقاطع مختلف تاریخی، پس از شدیدترین بحرانها دوباره قد برافراشته است.
این استاد دانشگاه با اشاره به تجربه توافقهایی نظیر برجام و بیاعتمادی تاریخی میان تهران و واشنگتن، اظهار داشت: از منظر تمدنی، نمیتوان به توافقهای مقطعی بهعنوان پایان تعارض نگاه کرد؛ زیرا مسئله میان ایران و آمریکا، صرفاً اختلافی سیاسی یا تاکتیکی نیست، بلکه دو نوع جهانبینی و دو مدل تمدنی در برابر یکدیگر قرار گرفتهاند.
او افزود: آمریکا در برجام نشان داد که حتی در چارچوب توافقهای رسمی نیز حاضر به پایبندی بلندمدت نیست و همین مسئله، این گزاره را تقویت میکند که نباید به آرامشهای مقطعی دل بست. به اعتقاد قرونه، آنچه امروز بهعنوان «کاهش تنش» دیده میشود، ممکن است صرفاً مرحلهای از بازآرایی نیروها برای ورود به نوع جدیدی از تقابل باشد.
در ادامه نشست، علی شیرازی، عضو هیئتعلمی بخش علوم سیاسی دانشگاه شیراز، با نگاهی متفاوت به مفهوم جهاد و نبرد، تلاش کرد معنای «سکوت جنگ» را از منظر اندیشه اسلامی توضیح دهد.
وی با بیان اینکه در ادبیات دینی، جهاد صرفاً محدود به میدان نظامی نیست، گفت: جهاد در معنای عام، هر تلاش خالصانهای در مسیر رضای الهی را دربر میگیرد؛ از علمآموزی و تربیت فرزند گرفته تا فعالیت اقتصادی سالم و خدمت اجتماعی. اما در معنای خاص، جهاد همان مقابله و پیکار با دشمن است؛ تقابلی که میتواند اشکال متنوعی داشته باشد.
شیرازی با اشاره به تعبیر «سکوت نبرد» که از سوی رهبر معظم انقلاب مطرح شده، تأکید کرد: این تعبیر به معنای پایان جنگ نیست، بلکه به معنای انتقال میدان نبرد از عرصه سخت به حوزههای پیچیدهتر است. امروز جنگ تنها در میدان نظامی تعریف نمیشود؛ بلکه دیپلماسی، رسانه، اقتصاد، جنگ شناختی و عملیات روانی نیز بخشی از همان میداناند.
وی افزود: مذاکره نیز میتواند بخشی از جهاد باشد، اگر در چارچوب حفظ عزت و اقتدار ملی تعریف شود. خطای بزرگ آن است که تصور کنیم ورود به عرصه گفتوگو به معنای عقبنشینی یا پایان تقابل است. در بسیاری از مواقع، مذاکره خود یکی از پیچیدهترین اشکال نبرد محسوب میشود.
این استاد دانشگاه با اشاره به قدرت بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران گفت: اگر امروز دشمنان از حمله مستقیم به زیرساختهای حیاتی کشور پرهیز میکنند، به این دلیل است که قدرت پاسخ ایران را میشناسند. آنها میدانند هرگونه اشتباه راهبردی میتواند هزینهای سنگین و غیرقابل جبران برایشان ایجاد کند.
شیرازی همچنین به برخی جریانهای داخلی اشاره کرد که در سالهای گذشته، از «پایان عصر موشک» و «آغاز عصر مذاکره» سخن میگفتند و افزود: رهبر انقلاب در همان زمان هشدار دادند که این سخنان یا از سر غفلت است یا خیانت. امروز نیز مشخص شده که بدون قدرت سخت، هیچ کشوری در معادلات جهانی جدی گرفته نمیشود.
وی تأکید کرد: اقتدار نظامی جمهوری اسلامی نه برای جنگطلبی، بلکه برای جلوگیری از جنگ است. دشمن زمانی دست به حمله میزند که احساس کند طرف مقابل توان پاسخ ندارد؛ اما وقتی هزینه اقدام علیه ایران بالا باشد، بازدارندگی شکل میگیرد و کشور در موقعیت امنتری قرار میگیرد.
در بخش دیگری از این نشست، مسئله «وحدت داخلی» بهعنوان مهمترین مؤلفه عبور از شرایط پیچیده کنونی مورد توجه قرار گرفت. شیرازی با اشاره به فضای آشفته رسانهای و حجم گسترده اخبار ضدونقیض، گفت: دشمن تلاش میکند جامعه را دچار شکاف و بیاعتمادی کند و مهمترین ابزار او نیز ایجاد دوگانههای احساسی و قطبیسازی افکار عمومی است.
وی افزود: امروز برخی تلاش میکنند جامعه را میان خوشبینی مطلق یا بدبینی مطلق نسبت به مذاکرات گرفتار کنند، در حالی که تحلیل واقعبینانه نیازمند عقلانیت و پرهیز از هیجان است. در چنین شرایطی، حفظ انسجام ملی یک ضرورت راهبردی است.
این استاد دانشگاه تصریح کرد: نقد عملکردها و مطالبهگری اجتماعی حق طبیعی مردم است، اما این مطالبهگری نباید به تضعیف ساختارهای قانونی و ایجاد شکاف در جامعه منجر شود. دشمن دقیقاً از همین شکافها برای ضربهزدن به کشور استفاده میکند.
سخنرانان این نشست در مجموع بر این نکته تأکید داشتند که آینده تقابل ایران و آمریکا را نمیتوان صرفاً با معیارهای کوتاهمدت سیاسی تحلیل کرد. آنچه در جریان است، از نگاه آنان، بخشی از یک مواجهه تمدنی و تاریخی است که ابعاد آن بسیار فراتر از پروندههای سیاسی روزمره است. بنابراین این نشست را میتوان تلاشی برای بازتعریف مفاهیمی چون جنگ، مقاومت، دیپلماسی و اقتدار در فضای جدید جهانی دانست؛ فضایی که در آن، «سکوت نبرد» بیش از آنکه نشانه آرامش باشد، میتواند نشانه تغییر شکل میدان و ورود به مرحلهای پیچیدهتر از رویارویی باشد؛ مرحلهای که در آن، قدرت واقعی ملتها نه فقط در سلاح، بلکه در عمق تمدنی، انسجام اجتماعی و توانایی حفظ هویت تاریخیشان معنا پیدا میکند.
انتهای پیام/
