قربانی ابراهیمی تجلی «تسلیم»، و عاشورا تجلی «فدا شدن حقیقی در راه خدا» است.
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم ، مسئله «عبودیت» و «تسلیم در برابر اراده الهی» از بنیادیترین مفاهیم الهیات اسلامی و معارف قرآنی است. در سنت تفسیری و عرفانی اسلام، انسان حامل «امانت الهی» و صاحب اختیار برای وصول به مقام قرب معرفی میشود.
در این گفتوگو، با حجتالاسلام و المسلمین بیگی خمینی با تکیه بر آیات قرآن کریم و سیره حضرت ابراهیم علیهالسلام ابعاد مختلف حقیقت عبودیت، فلسفه ابتلاء، نسبت اختیار و تکلیف، و جایگاه امتحان الهی در تعالی انسان بررسی شده است.
* در آغاز بفرمایید قرآن کریم عبودیت انسان را چگونه تبیین میکند؟ آیا اصل عبودیت امری اختیاری است یا حقیقتی تکوینی؟
در اصل عبودیت، از منظر قرآن کریم، تردیدی وجود ندارد؛ زیرا همه موجودات عالم، اعم از جمادات، نباتات، حیوانات و انسانها، مخلوق خدای متعال و در قلمرو اراده اویند. به تعبیر دقیقتر، همه هستی «عبد» خداست؛ یعنی هیچ موجودی در برابر اراده الهی استقلالی از خود ندارد.
قرآن کریم این حقیقت را در سرگذشت انبیا بهخوبی آشکار میکند. برای نمونه، در داستان حضرت یوسف علیهالسلام، برادران او تصمیم گرفتند وی را از صحنه زندگی حذف کنند، اما ارادۀ الهی بر عزت و حکومت او تعلق گرفته بود. آنان خواستند یوسف را به ذلت بکشانند، ولی خداوند او را به مقام عزت رساند. این نشان میدهد که تمام عالم در نهایت در برابر مشیت الهی خاضع است.
همچنین در ماجرای حضرت یونس علیه السلام هنگامی که در ظلمات دریا گرفتار شد، اراده نجات او تنها با خواست خدا تحقق یافت. این همان حقیقت عبودیت تکوینی است؛ یعنی عالم جز آنچه خدا بخواهد، تحقق نمیبخشد.
حال تفاوت اساسی انسان با سایر موجودات در «اختیار» است. حیوان بر اساس غریزه عمل میکند و از این جهت، انجام رفتار طبیعی برای او فضیلت محسوب نمیشود؛ اما انسان دارای عقل، اراده و قدرت انتخاب است. خدای متعال در قرآن سوره مبارکه احزاب آیه شریفه 72 از «امانت» سخن میگوید: «إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ... وَحَمَلَهَا الْإِنسَانُ»؛ مراد از این امانت، حقیقت اختیار و مسئولیت آگاهانه انسان است. انسان زمانی به مقام کرامت میرسد که آگاهانه بندگی را انتخاب کند، نه صرفاً بر اساس جبر طبیعی. از همینرو، پاداش الهی نیز به عبودیت اختیاری تعلق میگیرد. همانگونه که انسان به یک صنعتگر زمانی مزد میدهد که کاری را آگاهانه و هنرمندانه انجام داده باشد، خدای متعال نیز انسان را به سبب بندگی اختیاری تکریم میکند.
* حکمت امتحان الهی چیست؟
امتحان الهی به معنای آشکار شدن ظرفیتهای وجودی انسان در میدان اختیار است. خداوند کار را به دست انسان میدهد تا روشن شود او چگونه عمل میکند. واژۀ «ابتلاء» در قرآن تنها به معنای سختی و مصیبت نیست. هر وضعیتی که انسان در آن قرار میگیرد، نوعی ابتلاء است؛ خواه نعمت باشد یا رنج.
قرآن کریم در سوره فجر آیه 15 و 16 میفرماید:
«فَأَمَّا الْإِنسَانُ إِذَا مَا ابْتَلَاهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَنَعَّمَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَكْرَمَنِ
وَأَمَّا إِذَا مَا ابْتَلَاهُ فَقَدَرَ عَلَیْهِ رِزْقَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَهَانَنِ».
قرآن تصریح میکند که هم نعمت و هم تنگی رزق، هر دو «ابتلاء» هستند. ثروت همانقدر امتحان است که فقر امتحان است و قدرت همانقدر آزمون است که ضعف آزمون است.
در نگاه اسلامی، انسان نه فقط در رنجها، بلکه در موفقیتها و امکانات نیز مورد آزمون قرار میگیرد.
حالا باید بپرسیم در میان انبیا، چرا حضرت ابراهیم علیهالسلام بیش از دیگران با مفهوم امتحان شناخته میشود؟
حضرت ابراهیم در قرآن کریم الگوی کامل عبودیت و تسلیم معرفی شده است. خداوند در سوره مبارکه بقره آیه شریفه124 درباره ایشان میفرماید:
«وَإِذِ ابْتَلَىٰ إِبْرَاهِیمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ»؛ یعنی خداوند ابراهیم را با مقوله ای به نام کلمات مبتلا کرد. نقش این کلمات را در ماجرای آدم علیهالسلام نیز مشاهده میکنیم که به تصریح روایات، مرتبط با کلماتی از جانب اهل بیت وحی است. زندگی ابراهیم نبی سراسر ابتلا بود؛ از شکستن بتها و افکنده شدن در آتش گرفته تا هجرت، تنهایی، ترک خانواده در وادی غیر ذیزرع، و در نهایت ماجرای ذبح اسماعیل. کسانی که مبتلا به کلمات شدند زندگی سراسر پر فراز و نشیبی داشتند و خود اهل بیت وحی نیز کلمة الله هستند و جامع الکلم. اصل کلماتاند.
نکته مهم آن است که ابراهیم در همه این مراحل، حقیقت توحید را به نمایش گذاشت. در روایات آمده است هنگامی که او را به آتش میافکندند، جبرئیل برای یاری آمد، اما ابراهیم فرمود:
«علم خداوند به حال من، مرا کفایت میکند.» این سخن، اوج توحید و اعتماد کامل به اراده الهی است.
ملا احمد نراقی در معراج السعاده در این باره میگوید:
حضرت خلیل الرحمن در هنگامی که او را در منجنیق نهادند که به آتش افکنند و حضرت روح الأمین به او گفت: آیا حاجتی داری؟ گفت: با تو نه گفت: پس با آنکه حاجت داری بخواه و نجات خود را از او طلب کن گفت: «حسبی من سوالی علمه بحالی» یعنی «علم خدا به حال من، کفایت سوال مرا میکند» و این مرتبه بسیار نادر و عزیز الوجود و مرتبه صدیقین است و صاحب این مرتبه تا در این مرتبه است، از هر سعی و تدبیری بی زار است، زیرا وصول به این درجات، منافی همه تدبیرات است، و صاحب آن واله و مهبوت است.
* حادثه ذبح اسماعیل چه جایگاهی در تبیین مقام تسلیم دارد؟
ماجرای قربانی شدن اسماعیل، یکی از عمیقترین صحنههای عبودیت در تاریخ ادیان است. قرآن کریم نقل میکند که حضرت ابراهیم پس از آنکه صاحب فرزندی شد که سالها در انتظارش بود، مأمور گردید او را قربانی کند.
نکته بسیار مهم، گفتوگوی پدر و فرزند است.
خدای متعال در سوره مبارکه صافات آیه 102 می فرماید ابراهیم(ع) با فرزند خود مشورت میکند و اسماعیل پاسخ میدهد:
«یَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ ۖ سَتَجِدُنِی إِن شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِینَ». یعنی ای پدر هر چه فرمان یافتی انجام بده که ان شاءالله مرا از از صابران مییابی.
این پاسخ، نشاندهندۀ نهایت تسلیم در برابر فرمان الهی است؛ تسلیمی آگاهانه، عاشقانه و برخاسته از یقین.
در اینجا، مسئله صرفاً ذبح یک فرزند نیست، بلکه عبور از همۀ تعلقات نفسانی در مسیر رضای الهی است.
* پذیرش فرمان ذبح، بسیار دشوار است و چرا این امر درنهایت تحقق جدی پیدا نکرد؟
در این زمینه دو دیدگاه مطرح شده است. گروهی معتقدند فرمان، جنبۀ امتحانی داشت؛ یعنی هدف اصلی، تحقق ذبح نبود، بلکه آشکار شدن میزان اطاعت ابراهیم بود.
اما برخی دیگر بر این باورند که امر الهی کاملاً حقیقی بود، لکن اراده الهی در مرحله تحقق خارجی به گونهای دیگر تعلق گرفت و قربانی جایگزین شد.
در هر دو صورت، آنچه اهمیت دارد تحقق کامل مقام «تسلیم» است. قرآن کریم در سوره مبارکه صافات آیه شریفه 103 میفرماید:
«
فَلَمَّا أَسْلَمَا وَتَلَّهُ لِلْجَبِینِ
»؛
یعنی هنگامی که هر دو تسلیم شدند و ابراهیم فرزند را برای ذبح بر زمین نهاد، پس از آن در سوره مبارکه صافات آیه شریفه 105 می فرماید ندای الهی فرا رسید که:
«قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْیَا ۚ إِنَّا كَذَٰلِكَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ»؛ یعنی خوابت را تحقق دادی [و فرمان پروردگارت را اجرا کردی]، به راستی ما نیکوکاران را این گونه پاداش میدهیم [که نیّت پاک و خالصشان را به جای عمل میپذیریم.]
* نسبت واقعه قربان با عاشورا چیست در برخی روایات، میان قربانی ابراهیمی و واقعه عاشورا پیوندی برقرار شده است. این نسبت چگونه تبیین میشود؟
در سنت روایی شیعه، این حادثه قربانی صرفاً یک رخداد تاریخی تلقی نمیشود، بلکه مقدمهای برای فهم حقیقت بزرگتری به نام عاشوراست.
بر اساس برخی نقلها، هنگامی که ابراهیم آماده ذبح فرزند شد، حقیقت مصیبت امام حسین علیهالسلام بر او مکشوف شد؛ اینکه در نسل او فرزندی خواهد آمد که نه در مقام امتحان، بلکه در متن واقعیت، مظلومانه به شهادت خواهد رسید.
در روایتی از امام رضا علیهالسلام نقل شده است: "هنگامی که خداوند به ابراهیم علیهالسلام دستور داد تا فرزندش اسماعیل علیهالسلام را قربانی کند، ابراهیم علیهالسلام فرزندش را به قربانگاه برد. اما خداوند به او وحی کرد که به جای اسماعیل، گوسفندی را قربانی کند. ابراهیم علیهالسلام آرزو کرد که کاش گوسفندی نیامده بود و او میتوانست اسماعیل علیهالسلام را قربانی کند تا دلش شکسته شود و به مقام رفیع صبر و رضا برسد. در این هنگام، خداوند به ابراهیم علیهالسلام وحی کرد: ای ابراهیم؛ چه کسی محبوبترین خلق در نزد توست؟
ابراهیم علیهالسلام عرض کرد: حبیب تو، محمد (صلیاللهوعلیهوآلهوسلم). خداوند فرمود: آیا محمد (صلیاللهوعلیهوآلهوسلم) را بیشتر دوست داری یا خودت را؟ ابراهیم علیهالسّلام گفت: البته که محمد (صلیاللهوعلیهوآلهوسلم) برای من دوست داشتنیتر از جانم است. خداوند فرمود: آیا فرزند محمد (صلیاللهوعلیهوآلهوسلم) را بیشتر دوست داری یا فرزند خود را؟ ابراهیم علیهالسّلام؟ عرض کرد: فرزند محمد (صلیاللهوعلیهوآلهوسلم) را. خداوند فرمود: آیا بریده شدن سر فرزند محمد (صلیاللهوعلیهوآلهوسلم) به تیغ ستم دشمنان بیشتر دلت را میسوزاند یا ذبح فرزندت به دست خودت در راه طاعت من؟ ابراهیم علیهالسّلام عرض کرد: ذبح فرزند محمد (صلیاللهوعلیهوآلهوسلم) به دست دشمنان بیشتر دل مرا میسوزاند.
خداوند فرمود: ای ابراهیم جمعی که گمان میبرند از امت خاتم انبیاء (صلیاللهوعلیهوآلهوسلم) هستند، فرزند او حسین علیهالسّلام را به ظلم و ستم مانند گوسفند سر میبرند و به جهت این عمل مستحق غضب و سخط من میشوند. پس ابراهیم علیهالسّلام جزع کرد و دلش شکست و گریست. در این هنگام، وحی آمد که: ای ابراهیم؛ به خاطر ناله و شیونی که تو برای حسین انجام دادی، قربانیات را پذیرفتم و برای تو درجات رفیع اهل مصائب را واجب نمودم. و این است قول خداوند که: (
وَ فَدَیْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ)
؛ «ما ذبح عظیمی را فدای او کردیم.»"
از این منظر، قربانی ابراهیمی تجلی «تسلیم»، و عاشورا تجلی «فدا شدن حقیقی در راه خدا» است.
* اگر بخواهیم از مجموع این مباحث یک نتیجه تربیتی و معرفتی بگیریم، مهمترین پیام چیست؟
پیام اساسی این معارف آن است که انسان در تمام شئون زندگی در حال امتحان است؛ چه در سختی و چه در رفاه. کرامت انسان نه در اصل حیات، بلکه در کیفیت پاسخ او به دعوت الهی معنا پیدا میکند.
مکتب ابراهیمی به انسان میآموزد که عبودیت حقیقی، تنها در عبادات ظاهری خلاصه نمیشود، بلکه در تسلیم آگاهانه در برابر اراده خداوند متجلی است.
هرچه تعلق انسان به خدا بیشتر شود، قدرت عبور او از ابتلائات افزونتر خواهد شد؛ و این همان راهی است که انبیا پیمودند و انسان را به سوی حقیقت انسانیت هدایت کردند.
انتهای پیام/
