سفر پوتین به قزاقستان، گامی راهبردی برای تغییر نقشه انرژی اوراسیا و مقابله با فشارهای تحریمی غرب است.
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم ، سفر رسمی ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه به قزاقستان که از روز گذشته آغاز شده، در حال تبدیل شدن به رویدادی فراتر از یک دیدار دیپلماتیک مرسوم است.
این سفر به طور فزایندهای به عنوان نمادی از چگونگی شکلدهی یکی از محورهای کلیدی انرژی و لجستیک اوراسیا توسط روسیه و قزاقستان ارزیابی میشود؛ محوری که در بحبوحه بازسازی بازارهای جهانی، فشارهای تحریمی و تداوم چرخش جریانهای اقتصادی به سمت آسیا در حال تکوین است.
در اقدامی معنادار و نمادین، پوتین پیش از انجام این سفر، مقالهای راهبردی در رسانههای قزاقستان با عنوان «روسیه - قزاقستان: اتحادی در قلب اوراسیا» منتشر کرد که در آن چارچوب جدیدی برای روابط دوجانبه مسکو و آستانه ترسیم شده است.
رئیسجمهور روسیه در این مقاله ضمن تمرکز بر انرژی هستهای، همکاریهای نفت و گاز، کریدورهای حملونقل و همگرایی اوراسیایی، شراکت استراتژیک میان دو کشور را به عنوان عاملی برای ثبات و توسعه کل این قاره توصیف کرد.
برای مسکو، این سفر اهمیت ویژهای دارد. این دومین سفر رسمی پوتین به قزاقستان در طول یک دوره ریاستجمهوری است؛ اتفاقی که در رویههای دیپلماتیک بینالمللی کمسابقه است. یوری اوشاکوف، دستیار ویژه کرملین، در این باره اظهار داشت که این اقدام با هدف تاکید بر «سطح بیسابقه و بالای روابط میان دو کشور» صورت گرفته است.
نفوذ هستهای مسکو در آسیای مرکزی؛ فراتر از تامین برق
انتظار میرود دستاورد اصلی این مذاکرات، امضای توافقنامههای کلان برای احداث اولین نیروگاه هستهای قزاقستان با مشارکت شرکت دولتی انرژی هستهای روسیه (روساتم) باشد. به گفته اوشاکوف، پیشبینی میشود دو طرف «پارامترهای اصلی برای ساخت این نیروگاه هستهای و تامین مالی پروژه از طریق اعتبار صادراتی دولتی روسیه» را نهایی کنند.
برای قزاقستان، کلید خوردن پروژه هستهای بسیار فراتر از صرفِ تولید برق است. این کشور با رشد فزاینده تقاضای داخلی انرژی، زیرساختهای فرسوده و نیاز مبرم به تضمین امنیت انرژی در بلندمدت مواجه است و همزمان، این پروژه بازتابدهنده یک محاسبه ژئوپلیتیک کلانتر در منطقه است.
انرژی هستهای به طور سنتی یکی از حساسترین اشکال همکاریهای استراتژیک محسوب میشود. کشوری که یک نیروگاه هستهای میسازد، وارد یک مشارکت فناورانه بلندمدت میشود که شامل تامین سوخت، تعمیر و نگهداری مهندسی، آموزش پرسنل و پشتیبانی فنی برای دهههای متمادی است. بنابراین، نقشآفرینی روسیه در ساخت اولین نیروگاه هستهای قزاقستان به مسکو این امکان را میدهد که بهرغم انزوای فزاینده بینالمللی خود از سوی غرب، حضور فناورانه و عمیق خود را در قلب آسیای مرکزی حفظ و تقویت کند.
با این حال، برای آستانه، همکاری با مسکو در بخش هستهای بیش از آنکه یک تصمیم صرفاً سیاسی باشد، یک انتخاب کاملاً عملگرایانه است. قزاقستان با وجود اینکه به عنوان بزرگترین تولیدکننده اورانیوم در جهان شناخته میشود، اما هنوز فاقد بخش تولید انرژی هستهای بومی است.
در بحبوحه تشدید رقابت میان مراکز قدرت جهانی، به نظر میرسد قزاقستان کمتر به دنبال صفبندی و انتخاب جبهه است و بیشتر بر تقویت تابآوری خود و تبدیل موقعیت استراتژیک جغرافیاییاش به یک مزیت برتر تمرکز دارد.
شریانهای انرژی و ترانزیت؛ گرهخوردن منافع آستانه و مسکو
همین منطق در دستور کار مذاکرات نفت و گاز در جریان سفر پوتین نیز به وضوح مشهود است. مسکو و آستانه در حال رایزنی فشرده برای افزایش ترانزیت نفت روسیه به چین از طریق خط لوله «آتاسو - آلاشانکو» از 10 میلیون به 12.5 میلیون تن در سال هستند.
دستیار کرملین چشمانداز این مذاکرات را «خوشبینانه» خواند و خاطرنشان کرد که چارچوب قانونی این توافقنامهها در مراحل پایانی خود قرار دارد.
بر اساس گزارش شرکت «کازترانساویل» (KazTransOil)، تنها در ماه آوریل سال جاری، حدود 832 هزار تن نفت روسیه از طریق این مسیر به چین منتقل شده است، در حالی که حجم ترانزیت در سهماهه نخست سال به 2.5 میلیون تن رسید.
وابستگی قزاقستان به زیرساختهای انرژی روسیه بسیار عمیقتر از صرفِ مقوله ترانزیت نفت است. هماکنون بیش از 80 درصد صادرات نفت قزاقستان از طریق خاک روسیه و زیرساختهای «کنسرسیوم خط لوله خزر» روانه بازارهای جهانی میشود که این امر، داشتن روابط باثبات با مسکو را برای امنیت شریانهای صادراتی قزاقستان به موضوعی حیاتی و غیرقابل جایگزین تبدیل کرده است.
قزاقستان همچنین به تامین فرآوردههای نفتی و همکاریهای فناورانه روسیه در زمینه پالایشگاهها وابستگی جدی دارد. روسیه به طور سنتی همواره به تامین تقاضای داخلی قزاقستان برای بنزین، گازوئیل و سوخت هواپیما در طول کمبودهای فصلی و دورههای تعمیر و نگهداری پالایشگاهها کمک کرده است. این وابستگی متقابل بهویژه در دورههای افزایش تقاضا یا اختلالات لجستیکی نمایانتر میشود؛ زمانی که منابع تامین روسیه به عاملی کلیدی در ثبات انرژی داخلی قزاقستان تبدیل می شود.
برای روسیه، توسعه صادرات انرژی از طریق قزاقستان، بخش مهمی از راهبرد کلان «چرخش به شرق» پس از، از دست دادن بخش عمدهای از بازارهای اروپایی محسوب میشود. برای قزاقستان نیز، این شرایط فرصتی طلایی است تا جایگاه خود را به عنوان یک هاب ترانزیتی مرکزی که روسیه، چین و بازارهای جهانی را به یکدیگر متصل میکند، بیش از پیش مستحکم سازد.
چرخش به شرق و معماری نوین اوراسیا در غیاب ارمنستان
در چنین شرایطی، همکاریهای حوزه انرژی میان دو کشور به تدریج در حال تکامل و فراتر رفتن از یک رابطه صرفاً دوجانبه است. در عمل، یک پیکربندی نوین در اوراسیا در حال ظهور است که در آن منابع غنی روسیه، زیرساختهای قزاقستان و تقاضای سیریناپذیر بازار چین، در کنار یکدیگر سیستمی بههمپیوسته را ایجاد میکنند که قادر است معماری انرژی کل منطقه را تحتالشعاع قرار دهد.
بافت گستردهتر سیاسی نیز، اهمیت این سفر را دوچندان میکند. این مذاکرات درست همزمان با اجلاس سران «اتحادیه اقتصادی اوراسیا» در آستانه در حال انجام است؛ آن هم در شرایطی که تضادهای داخلی در این بلوک رو به افزایش است و روابط میان مسکو و ایروان به سردی گراییده است.
غیبت نیکول پاشینیان، نخستوزیر ارمنستان در این اجلاس، این گزاره را بیش از پیش تقویت میکند که قزاقستان با سرعتی بالا در حال تبدیل شدن به مهمترین شریک استراتژیک منطقهای روسیه است.
در عین حال، دولت آستانه همچنان به پیگیری یک سیاست خارجی محتاطانه و چندوجهی ادامه میدهد و میکوشد روابط کاری خود را همزمان با مسکو، پکن، کشورهای غربی و همسایگان منطقهای حفظ کند.
در نتیجه، همگرایی فعلی آستانه و مسکو بیش از آنکه ماهیتی ایدئولوژیک داشته باشد، یک رویکرد کاملاً پراگماتیک و عملگرایانه به نظر میرسد: تلاشی مشترک از سوی هر دو کشور برای انطباق، تابآوری و سازگاری با واقعیتهای ژئوپلیتیک جهانی که با سرعتی بیسابقه در حال دگرگونی است.
انتهای پیام/
