تحلیلگر سیاسی تأکید کرد: ارزش تنگه هرمز برای ایران بیش از منافع مالی، در قدرت اثرگذاری راهبردی آن نهفته است.
به گزارش خبرگزاری تسنیم از شیراز، مهدی شهسواری، تحلیلگر سیاسی - اقتصادی طی یادداشتی اختصاصی با عنوان «هرمز؛ اهمیتی فراتر از درآمد، اهرمی برای تولید قدرت»که در اختیار تسنیم قرار داده است، نوشت:
اهمیت واقعی تنگه هرمز برای ایران، نه در کسب درآمد از عبور کشتیها، بلکه در «توان اثرگذاری بر امنیت انرژی جهان» تعریف میشود.
حتی مباحثی مانند دریافت هزینههای خدمات ناوبری، ایمنی دریایی یا حفاظت از مسیرهای کشتیرانی نیز در اصل، بخشی از منطق مدیریت این گذرگاه راهبردی است؛ زیرا ارزش ژئوپلیتیکی هرمز بسیار فراتر از منافع مالی کوتاهمدت قرار دارد.
در جنگهای کلاسیک، پیروزی معمولاً با اشغال سرزمین معنا میشد؛ اما در نبردهای مدرن، بازیگری دست بالا را دارد که بتواند بدون اشغال مستقیم، بر محاسبات اقتصادی و امنیتی رقیب اثر بگذارد و برای او «هزینه راهبردی» ایجاد کند. اهمیت هرمز برای ایران دقیقاً در همین نقطه تعریف میشود.
حتی بدون درگیری مستقیم، صرفِ اینکه ایران توان اثرگذاری بر امنیت عبور انرژی جهان را داشته باشد، میتواند قیمت نفت را جابهجا کند، بازارهای جهانی را نگران سازد، هزینه بیمه و حملونقل را افزایش دهد و محاسبات آمریکا و متحدانش را تغییر دهد.
در واقع، هرمز فقط یک مسیر دریایی نیست؛ بلکه یکی از معدود نقاط جهان است که «جغرافیا» را مستقیماً به «قدرت سیاسی» تبدیل میکند.
این مسئله فقط یک ابزار امنیتی نیست؛ بلکه در اقتصاد ایران نیز اثر مستقیم دارد. هرچه ارزش ژئوپلیتیکی و نقش ایران در امنیت انرژی جهان بیشتر شود، قدرت چانهزنی اقتصادی و سیاسی کشور نیز افزایش پیدا میکند.
کشوری که بتواند بر یکی از حیاتیترین شریانهای انرژی جهان اثر بگذارد، در عمل از یک مزیت راهبردی برخوردار است که میتواند تحریمپذیری را کاهش دهد، هزینه فشار خارجی علیه ایران را بالا ببرد و طرف مقابل را به پذیرش واقعیتهای میدانی وادار کند.
به همین دلیل، ارزش این اهرم راهبردی بسیار بیشتر از هرگونه درآمد مقطعی ناشی از عبور کشتیها یا خدمات دریایی است؛ زیرا درآمد مصرف میشود، اما قدرت ژئوپلیتیکی میتواند موازنه تولید کند، بازدارندگی بسازد و امنیت اقتصادی بلندمدت ایجاد کند.
اگر در آغاز جنگ، هدف دشمن «تغییر موازنه و تحمیل اراده» بوده، اما اکنون تمرکز او به «رفع تهدید از هرمز و بازگرداندن امنیت کشتیرانی» تغییر کرده باشد، این خود نشانه تغییر صورت مسئله جنگ است؛ یعنی دشمن از اهداف حداکثری اولیه فاصله گرفته و وارد فاز مهار بحران و کاهش هزینهها شده است.
در مقابل، تأکید مقامات عالی امنیتی ـ نظامی و سیاسی بر حفظ بازدارندگی، صرفاً یک موضع سیاسی نیست؛ بلکه پیام تداوم اراده راهبردی و جلوگیری از تحمیل اراده دشمن است.
در همین چارچوب، تأکید راهبردی اخیر رهبر معظم جمهوری اسلامی ایران، حضرت امام مجتبی خامنهای مبنی بر اینکه «عقربه زمان به عقب بازنمیگردد» نیز واجد یک پیام مهم ژئوپلیتیکی و امنیتی است؛ به این معنا که تحولات میدانی، تغییرات موازنه و ارتقای قدرت بازدارندگی ایران، وارد مرحلهای شده که بازگشت به معادلات گذشته و دوران فشار یکجانبه دیگر ممکن نیست.
این گزاره، در واقع اعلام تثبیت یک واقعیت جدید در محیط راهبردی منطقه است؛ واقعیتی که بر اساس آن، طرف مقابل ناچار است ایرانِ پس از جنگ و ظرفیتهای جدید قدرت آن را در محاسبات آینده خود به رسمیت بشناسد.
در جنگهای فرسایشی، کشوری که اراده خود را حفظ کند و از اصول راهبردی عقبنشینی نکند، عملاً اجازه تحقق پیروزی کامل را به دشمن نداده است.
در جمعبندی میتوان گفت: برای ایران، ارزش هرمز بیشتر از درآمد آن است؛ زیرا آنچه موازنه قدرت را تغییر میدهد، صرفِ عبور کشتیها نیست، بلکه توان اثرگذاری بر امنیت انرژی جهان و تبدیل جغرافیا به اهرم قدرت ملی است.
انتهای پیام/424
