جمعه، 8 خرداد 1405
اشتراک‌گذاری خبر Copied!
وحدت ساحات در ترازوی توحید

Studio Ney

میررکنی درنشست تخصصی دانشگاه علامه طباطبایی، با تاکید بر تقابل تمدنی ابعاد معرفتی و راهبردی وحدت را تبیین کرد.

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم ، نشست تخصصی تبیین ابعاد معرفتی و راهبردی وحدت ساحات با حضور جمعی از دانشجویان و فعالان حوزه بین‌الملل دانشگاه علامه طباطبایی برگزار شد تا لایه‌های پنهانی از نبرد تمدنی امروز در منطقه مورد واکاوی قرار گیرد. حمیدرضا میررکنی در این نشست با بیانی صریح و تحلیلی، فراتر از روایت‌های معمول نظامی، به کالبدشکافی هویتی پرداخت که جبهه مقاومت را در عصر فتنه و تمحیص نمایندگی می‌کند. وی با نقد جدی نسبت به انفعال زبانی و معرفتی در برخی لایه‌های مدیریتی و رسانه‌ای، بر ضرورت بازگشت به الهیات کلمه و توحید افعالی در میدان نبرد تاکید کرد.

نشست تخصصی با موضوع وحدت ساحات در حالی برگزار شد که حمیدرضا میررکنی در آغاز سخنان خود، زاویه دید جدیدی را به مخاطبان ارائه داد. وی تاکید کرد که نبرد جاری در منطقه پیش از آنکه نبردی میان موشک‌ها و پهپادها باشد، نبردی بر سر معنا و واژگان است. از نظر وی، هر کنش نظامی در خلا رخ نمی‌دهد بلکه باید در بستر یک نظام کلامی و ادبیاتی تعریف شود تا بتواند پیروزی پایدار ایجاد کند. وی هشدار داد که اگر ما سنگر ادبیات را به دشمن واگذار کنیم، حتی پیروزی‌های میدانی ما نیز به نفع پروژه جهانی دشمن مصادره خواهد شد. این مقدمه، بنیان بحثی شد که در آن تمام ابعاد سیاسی، تاریخی و عرفانی مقاومت به چالش کشیده شد.

میررکنی با نقد تند و صریح نسبت به رویه‌های جاری در فضای رسانه‌ای و دیپلماسی کشور، به بررسی پدیده ای پرداخت که آن را اخته کردن زبان مقاومت نامید. وی با استناد به مواضع رهبران انصارالله یمن، توضیح داد که کلمات در اسلام صرفا ابزار انتقال پیام نیستند، بلکه خودشان بخشی از واقعیت و قدرت هستند. وی خاطرنشان کرد که دشمن با مکر سیستماتیک، واژگانی نظیر جهاد، شهادت، مستکبر و طاغوت را که در درون خود تولید اراده و حرکت می‌کنند، با واژگانی خنثی جابجا کرده است.

این پژوهشگر در این بخش با ذکر مثال‌های عینی به این نکته پرداخت که وقتی ما در گزارش‌های رسمی به جای استفاده از واژه مبارک جهاد، از ترکیباتی چون اقدامات متقابل یا دفاع مشروع حقوق بشری استفاده می‌کنیم، در واقع پذیرفته‌ایم که در زمین بازی دشمن و با قواعد آن‌ها صحبت کنیم. از نظر وی، واژگان حقوق بشری مدرن ذاتا برای مهار کردن اراده‌های الهی طراحی شده‌اند. وی تاکید کرد که زبان دیپلماسی فعلی به جای آنکه از موضع عزت الهی صحبت کند، به زبانی عاجز تبدیل شده است که جنایات بزرگ دشمن را با عناوینی چون ماجراجویی یا نقض قوانین بین‌المللی توصیف می‌کند. میررکنی معتقد است این نوع زبان نه تنها قدرت‌ساز نیست، بلکه باعث می‌شود مجاهد در میدان نبرد، معنای متعالی کنش خود را گم کند و نبرد او به یک جدال غریزی برای حفظ حیات یا خاک تقلیل یابد. وی تصریح کرد که اگر انگیزه الهی و ادبیات قرآنی از نبرد حذف شود، تفاوتی میان یک مبارز راه حق با یک چریک سکولار نخواهد بود و این دقیقا همان چیزی است که نظم سلطه به دنبال آن است.

در بخش دیگری از نشست، میررکنی به لایه‌های عمیق‌تر تاریخی رفت تا ریشه‌های انحراف در فهم مقاومت را تبیین کند. وی با بازخوانی دوران ملاصدرا و نبرد او با اخباری‌گری، به تعریف دقیقی از تحجر دست یافت. وی معتقد است تحجر بر خلاف تصور رایج صرفا به معنای ماندن در گذشته نیست. بر اساس دیدگاه او، تحجر یعنی تعطیل کردن عقل و فهم اصیل قرآن و در مقابل، پیروی از ارزش‌های مسلط زمانه. با این متر و معیار، وی جریان‌های متجدد امروزی را نیز نوعی متحجر نامید.

او به طور مشخص به بررسی اسلام نجد و نسخه سعودی از دین پرداخت و آن را نمونه کامل تحجر مدرن معرفی کرد. به باور وی، اسلام سعودی اسلامی است که در آن تمام مظاهر الوهیت و توحید اجتماعی حذف شده و دین به پوسته ای برای توجیه منافع مادی و ثبات نظام‌های پادشاهی تبدیل شده است. وی در این تحلیل به پروژه‌های سرگرمی و کنسرت‌ها در عربستان اشاره کرد و گفت این اقدامات نه نشانگر فضای باز سیاسی، بلکه نشان‌دهنده حذف نهایی خدا از متن زندگی اجتماعی و جایگزینی آن با الهه لذت و نفع مادی است. میررکنی هشدار داد که این نسخه از اسلام که او آن را اسلام مزمزه می‌نامد، تلاش می‌کند تا با تکیه بر ثروت و رسانه، خود را به عنوان اسلام نرمال به جهان معرفی کند و هرگونه حرکت انقلابی و جهادی را خروج از نظم جهانی قلمداد نماید.

در نقطه مقابل، وی به ظرفیت‌های عظیم شرق جهان اسلام در افغانستان و پاکستان اشاره کرد. این سخنران با وجود تفاوت‌های فقهی، معتقد است که ریشه‌های عمیق فتوت، جوانمردی و تصوف در این مناطق باعث شده است که فهم آن‌ها از دین، بر خلاف اسلام سعودی، فهمی تسلیم‌طلبانه نباشد. وی این ویژگی را نقطه وصلی دانست که می‌تواند جبهه مقاومت شیعی را به توده‌های اهل سنت در شرق پیوند بزند و یک سد معرفتی در برابر نفوذ وهابیت ایجاد کند.

یکی از بخش‌های بسیار مهم و افشاگرانه سخنان میررکنی به چرایی عدم تحقق کامل آرمان جماهیر اسلامی در دهه‌های گذشته اختصاص داشت. وی با شجاعت به نقد ساختارهای داخلی پرداخت و اعلام کرد که مانع اصلی در پیشبرد آرمان‌های جهانی مقاومت، همواره جریان‌های تکنوکرات و میانی در دولت‌ها بوده‌اند. وی معتقد است در بسیاری از دوره‌ها، کسانی بر مسند کار بودند که اساسا به ایده مقاومت فرامرزی باور نداشتند و به دنبال تبدیل کردن ایران به یک دولت-ملت عادی در نظم جهانی بودند.

او در این بخش به تبیین مفهوم مصلحت در کلام شیعی پرداخت و گفت مصلحت در اندیشه دینی ما، امری عقلانی و وحیانی است که خود دین آن را تعریف می‌کند، نه اینکه از بیرون بر دین تحمیل شود. وی مدعی شد که جریان‌های نرمال‌ساز همواره سعی کرده‌اند مصلحت ملی را در تضاد با تکالیف جهادی و آرمان‌های امت اسلامی تعریف کنند. همین امر باعث شده است که رهبری معظم انقلاب و فرماندهان میدان، بار اصلی مقاومت را به تنهایی بر دوش بکشند. وی تصریح کرد که به همین علت است که نخبگان مقاومت در منطقه از حزب‌الله تا انصارالله، به درستی درک کرده‌اند که برای حفظ بقا و پیشبرد اهداف خود باید مستقیما با راس هرم انقلاب یعنی ولایت فقیه در ارتباط باشند، چرا که بدنه‌های اجرایی و دولتی همواره دچار نوسان، ترس از جامعه جهانی و محاسبات مادی بوده‌اند.

سخنران در ادامه نشست به تبیین دلایل تمرکز ویژه جبهه مقاومت بر جغرافیای شام و عراق در دهه اخیر پرداخت. وی با رد نگاه‌های سطحی که این حضور را صرفا دفاعی یا واکنشی می‌دانند، به تشریح نگاه راهبردی حاج قاسم سلیمانی و سید حسن نصرالله پرداخت. از منظر او، دشمن پس از شکست در پروژه‌های مختلف، به دنبال این بود که با سوار شدن بر موج بیداری اسلامی و تبدیل آن به فتنه‌های داخلی، ستون فقرات مقاومت را در دمشق و بغداد خرد کند.

میررکنی توضیح داد که چرا ایران در تمامی کشورهای درگیر بیداری اسلامی به یک میزان و به یک شکل مداخله نکرد. او این موضوع را یک تشخیص حکیمانه نامید که هدفش حفظ هسته سخت قدرت در منطقه بود. وی تاکید کرد که در سوریه و عراق، هدف ما صرفا حفظ خاک نبود، بلکه جلوگیری از سقوط تمدنی بود که می‌توانست کل منطقه را به کام تاریکی و وابستگی مطلق بکشاند. او با اشاره به اهمیت راهبردی سوریه به عنوان پل ارتباطی مقاومت، خاطرنشان کرد که اگر مجاهدت‌های مدافعان حرم نبود، امروز دیگر ساحتی برای وحدت باقی نمانده بود تا درباره آن صحبت کنیم وی همچنین به تفاوت ماهوی دولت‌سازی در این دو کشور پرداخته و گفت تلاش بر این بود که اراده‌های مردمی در قالب حشدالشعبی و نیروهای دفاع ملی متبلور شود تا امنیت نه از بالا، بلکه از دل متن جامعه در مقابل تروریسم بجوشد.

یکی از عمیق‌ترین و عرفانی‌ترین بخش‌های این سخنرانی به تفسیر بیانات شهید سید حسن نصرالله درباره آیات قتال اختصاص داشت. میررکنی با دقت نظر بر آیات سوره فتح و مفاهیمی چون سکینه و رضوان، به تبیین تفاوت‌های بنیادین جهاد الهی با سایر اشکال مبارزه پرداخت. وی تاکید کرد که بر اساس کلام سید حسن نصرالله، حتی در جنگ دفاعی که ضرورتش از طریق عقل و غریزه هم اثبات می‌شود، خداوند متعال بر قید فی‌سبیل‌الله بودن پافشاری می‌کند.

این تاکید به این معناست که اگر مجاهد برای کسب نام، شهرت ملی، قضاوت مطلوب تاریخ یا حتی صرفا برای نجات جان خود بجنگد، عمل او از ساحت قدسی جهاد خارج شده است. سخنران با ذکر مصادیقی از جبهه‌های نبرد، خاطرنشان کرد که مجاهد باید به مقامی برسد که در میانه دود و آتش، جز اراده حق نبیند. وی با استناد به آیه و ما رمیت اذ رمیت، میدان جنگ را عالی‌ترین مرحله تجلی توحید افعالی توصیف کرد. از نظر او، وحدت ساحات یعنی رسیدن به این یگانگی که تمام سلاح‌ها در تمام جغرافیاها، نه توسط دست‌ها، بلکه توسط اراده الهی شلیک می‌شوند. وی هشدار داد که اگر ما به پیروزی‌های خود مغرور شویم و یا به دنبال تشویق‌های جهانی و دیده شدن در رسانه‌های بین‌المللی باشیم، در واقع دچار شرک خفی شده‌ایم و برکات الهی را از خود سلب کرده‌ایم.

میررکنی در بخش پایانی سخنان خود، مخاطبان را با مفهوم حیاتی تمحیص یا همان خالص‌سازی در دوران غیبت روبرو کرد. وی با استناد به آیات و روایات بداء و امتحان‌های آخرالزمانی، تاکید کرد که ما در دورانی هستیم که جبهه حق و باطل به نهایت غلظت و ناب بودن خود می‌رسند. در این دوران، دیگر فضای خاکستری وجود نخواهد داشت و هر کسی باید جایگاه خود را به روشنی انتخاب کند.

انتهای پیام/

مشاهده خبر در سایت تسنیم